sleep

 “Sleep”

Hear your heartbeat

Beat a frantic pace

And it’s not even seven AM

You’re feeling the rush of anguish settling

You cannot help showing them in

Hurry up then

Or you’ll fall behind and

They will take control of you

And you need to heal the hurt behind your eyes

Fickle words crowding your mind

 

So

Sleep, sugar, let your dreams flood in

Like waves of sweet fire, you’re safe within

Sleep, sweetie, let your floods come rushing in

And carry you over to a new morning

 

Try as you might

You try to give it up

Seems to be holding on fast

It’s hand in your hand

A shadow over you

A beggar for soul in your face

Still it don’t mater if you won’t listen

If you won’t let them follow you

You just need to heal

Make good all your lies

Move on and don’t look behind

 

So

Sleep, sugar, let your dreams flood in

Like waves of sweet fire, you’re safe within

Sleep, sweetie, let your floods come rushing in

And carry you over to a new morning

 

Day after day

Fickle visions messing with your head

Fickle, vicious

Sleeping in your bed

Messing with your head

Fickle visions

Fickle, vicious:

 

Sleep, sugar, let your dreams flood in

Like waves of sweet fire, you’re safe within

Sleep, sweetie, let your floods come rushing in

And carry you over to a new morning

Advertisements

ربنا

دلم هوای ربنا دارد./.

پ.ن: استاد شجریان، دیگر اجازه شنیدن آوازش را به صدا و سیما نمی دهد. آواز ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی الحان قرآنی خوانده شده است. این قطعه از دستگاه «رست» یا «راست» شروع شده و در خاتمه به دستگاه «عجم» (شبیه ماهور) مدلاسیون می‌شود. آواز ربنا که در حقیقت می‌توان آن را تلاوت آوازی قرآن کریم نامید، بیان آوازی آیات 193 و 194 سوره مبارکه آل عمران است.

کرگدن

وقتی چهارزانو بشینی کنارت یه آدم باشه که لنگه کفشش رو تا جایی که راه داشته باشه روی ران پات فشار بیاره از طرفی هم هر دقیقه با تذکر آقای فیلم بردار روبرو بشی که آقا به دوربین نخوری، اون لحظه است که دوست داری یه کرگدن واقعی بشی و تمام این دوستان محترم رو جمع کنی از صحته روزگار.
پیشنها من اینه که به هیچ عنوان اگر آخرین تاتر دنیا هم برگزار بشه دیگه بیلیت بدون صندلی نگــــــــــــــــــــــــــــــیریم… حتی اگه کرگدن باشه.
پ.ن: فردا آخرین روز نمایشه… همچنین مانیفست چو! که به علت داشتن امتحان این یکی رو هم دیگه نمی تونم ببینم.کرگدن
پ.ن: بلاخره کار چاپ و ویرایش کتاب تحقیقاتی من تمام تمام شد البته با کمک دوستان.
پ.«: واقعا عالیه که دوتا کتاب 300 صفحه ایی داشته باشی برای امتحان و بدون استرس، نمایش ببنی، گیم بازی کنی، فیلم تکراری ببینی و کلی کار دیگه بکنی… به خودم افتخار می کنم.
پ.ن: امتحانات بدبختانه شروع شد! متنفرم از امتحان
شناسنامه کرگدن 
 اقتباس و کارگردانی: فرهاد آییش (کرگدن اثر اوژن یونسکو)
بازیگران: مهدی هاشمی(برانژه)، آتنه فقیه نصیری(دیزی)، شهاب حسینی(بوتار)، احمد ساعتچیان(ژان)، مائده طهماسبی(دودار)، رامین ناصرنصیر(زن خانه دار)، فرهاد آئیش(منطق دان)، صابر ابر(پیر)،شکوفه هاشمیان، مهیار پورحسابی، محمد فرشته نژاد(نوازنده آکاردئون )، سعید شیری، محمد صادقی، ندا حاج بابایی، مهدی صادقی، امید زارع، پرویز حاجی زاده و محمدرضا اصلی
لینک مرتبط:
قسمت های از صحنه نمایش  اول   دوم   سوم   چهار   مراحل ساخت دکور  اول   دوم   سوم
نيمي انسان، نيمي کرگدن
کرگدنی” که به روایت ” آئیش” تاخت… (انگار امروز با فرزاد حسنی هم نمایش بودیم!)
بيست و هفتمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر

امتحان

بعد مدتی دانش اندوزی و دانش سوزی، انتظارم به باز نشست و فیلم اقتباسی Blindness دیده شد.
چهار، پنج سال پیش کتابی فوق العاده ی سارماگادو خواندم و کور شدم. خواند کتاب دور روز بیشتر وقت نخواست ولی هفته ها وقت دیدن مرا گرفت!
کتاب، فیلم هم بود. حداقل اینطور من می دیدم و شاید نمی دیدم! کتاب، فوق العاده بود… شاید هم بینظیر در نوع خود، حداقل جایگاهی در بین کتاب های برتر من داشت.
فیلم Blindness اقتباسی خوب بود. حداقل از نمونه اقتباس های مشابه خود(نمونه بارز پیرمرد و دریا، “همینگوی”)  هر چند ضعف های بسیار داشت ولی روند فیلم کاملا با کتاب برابر بود از شروع رنگ عوض شدن های چراغ راهنما تا آخر ماجرا. نکته ی دوست داشتنی کتاب های “ژوزه”
نداشتن اسم برای کارکترهاست! که البته در فیلم هم کاملا رعایت شد. کاراکترهای اصلی شامل، دکی(دکتر)، زن دکتر، زن روپوسی یا زن عینکی، مرد یک چشم، پسر بچه، مرد و همسرش یا شماره یک که اولین نفر مبتلا به کوری ســــــفید شدند! و آدم بده ی اتاق شماره سه…
حالا که بازار فیلم های اقتباسی گرم شده باید منتظر صد سال تنهایی، آناکارینا، گتسبی بزرگ و خیلی از کتاب های بزرگ دیگه باشیم. البته امیدوارم.

راند دوم امتحان دانشگاه!
اول کتاب و جزوه. چند روز وقت برای وقت گذراندن و بعد یه برگه و خودکار. اینها شدند روند امتحان.ماکت نیو آنفلید لیورپول
ولی بد بختانه این امتحان ما تقریبا ماهاست داره طول می کشه.
ساخت و ارائه، درس و امتحانی شیرین با استادی […] که از دونیا بیزارم کرد.
اولین امتحان ماکت سازی! نتیجه اش این عکس روبروست!

دومین امتحان اسکیس بود که دو روز طول کشید! یعنی تقریبا دوتا 12 ساعت. از 8 صبح تا 8 شب! با تحویل دو تا اسکیس و راندوی آبرنگ، مداد رنگی، ماژیک! واقعا خسته کنند بود. (متاسفانه به علت درگیری شدید توی کار نتونستم عکسی از کار داشته باشم.)

پروژه عکاسی شهریسومین و آخرین امتحان از مجموعه ساخت و ارائه عکاسی که دوهفته است طول کشیده و هفته بعد آخرین و نهایی ترین پروژه عکاسی باید انجام بشه. اولین اونها عکاسی شهری! دومی عکاسی آبادی ولی سومی رو خدا بخیر کنه. که البته مطمئن هستم به دلایلی  آخرین کار به هیچ عنوان تحویل نخواهم داد. هر چند می تونید نمونه ایی از عکاسی شهری و آبادی را اینجا ببینید.پروژه عکاسی آبادی

یک نمونه دیگه از امتحانات این پایین گذاشتم. این هم عکسی از امتحان اسکیس و راندوی آزاد. ایستگاه بین راهی تهران اصفهان، ایستگاه الهام گرفته از حلزونی ست، حلزونی که خانه به دوش در حال مسافرته! حرکت دوار این ایستگاه  باعت می شه مسافر کامل راحتی داشته باشه و… بقیه تعریف از این طرح بمونه برای یه موقع بهتر ولی فکر کنم بدک نشد.(البته این طرح الهام گرفته شده است هر چند طرح اولیته حلزونی و… از خودم بود)
اسکیس و راندوی آبرنگ_ایستگاه بین راهی