اعصاب دودی

امروز همان اندک کنترل را در برابر راننده‌ی سمند از دست دادم و سرش داد ‌زدم!
احساس اطرافیان در مواجه شدن با فردی با این شکل و قیافه که داد می‌زد تماشایی بود!
گویی فشارهای زندگی یک لحظه توانم را گرفته بود و دنیا را سر راننده‌ی خنگ و احمق سمندی خالی کردم تا شاید خودم کمی آرام و راننده کمی رانندگی احترام آمیز یاد بگیرد که عابری عصبی از ده‌ها تریلی خطرناکتر است!
این را حتی پلیس نیز امروز فهمید.

  • زمان ترخیصی من کی می‌رسد تا که خلاص شوم از دست این مردم خنگ و دوست داشتنی شهر دود!
  • پ.ن: کمی زمانم تنگ شده و درد همراهش زیاد. کمی گشادی نیازمندیم
Advertisements

6 thoughts on “اعصاب دودی

  1. سلام علی.
    منم جدیدن جین راننرگی دچار یه جور فوبیا شدم که الانه یه نفر بزنه به پشتم.
    البته فوبیای توخالی نیست لعنتی.. واقعا می زنن.

    مردم انگاری هم عجله دارن، هم بیکارن.

    – گاهی به این فکر می کنم، چرا همون چند سال پش نرفتم از این شهر ِ دودی و خـــــــر شدم.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s