از صفرتا صد

سکانس تاورن اینگلوریس بستاردز، از آنجا که افسر اس‌اس می‌آید سرمیز، یکی از تعلیق‌‌دارترین سکانس‌های سینمایی‌ست. یعنی لحظه به لحظه‌اش نفس آدم را بند می‌آورد و آدم را روی لبه صندلی نگه می‌دارد تا برسد به آنجا که همه به هم شلیک می‌کنند. بعد آدم فکر می‌کند حتمن یک شبِ دیروقتی تارانتینو و دوست‌هایش توی یک بار زیرزمینی و تنگ و تاریک سنتا‌‌ مونیکا نشسته بوده‌اند مست و پاتیل که یکی از دوست‌هایش شروع می‌کند از تعلیق هیچکاکی تعریف کردن و تارانتینو بی‌خیال و بی‌تفاوت برمی‌گردد می‌گوید “بهترشوم می‌شه ساخت.” که همان دوستش جواب که “حالا چهارتا فیلم ساختی فکر کردی خبریه؟!” تارانتینو همان‌جا بیست دلار شرط می‌بندد که می‌شود.

بعد فکر کن یک‌سال و خورده‌ای بعد، آخر پریمرِ بستاردز، وقتی همه دور تارانتینو را خارج سالن گرفته‌اند و دارند تعریف و تحسین می‌کنند، دوستش دست ‌دراز می‌کند از لای آدم‌ها، بیست دلار می‌گذارد توی جیب بغل کت تارانتینو، سری تکان می‌دهد و می‌رود بیرون و تارانتینو میان آن همه آدم و بدون توجه به حرفهای آنها، با لبخند گشادی بر دهن و چشم‌های برق‌دار دوستش را بدرقه می‌کند بیرون.

Advertisements