حقیقت

دختر کوچک رفت بغل مادربزرگش نشست و بوسش کرد:” غصه‌ي خاله رو نخور مامانی، من که بزرگ بشم هیچ وقت از پیشت نمی‌رم.” مادربزرگ بوسش کرد که: “عزیزم تا تو بزرگ بشی من دیگه نیستم. اون موقع باید وایستی تا پدر و مادرت تنها نمونن.” که دختر شاکیانه جواب داد: ” اون که امکان نداره. اگه اونها فقط مونده باشن، من تا بزرگ بشم از اینجا می‌رم!”

Advertisements