افطاری

ساده بود. ساده تر از آنکه فکرش را بکنید!
کنار هم جمع شدیم، روزه هایمان را با خنده افطار کردیم. ساده بود! ساده!
در کنار این روزهای سخت، گاهی اوقات خوش می گذرد، در کنار دوستان.
امروز هم از همان روزها بود.
در کنار دوستانی مثل:
سعیده، مهران، امیر، مسعود، شاهد، کتایون، مهسا، بهروز

Advertisements

7 thoughts on “افطاری

  1. خیلی خوب بود ولی من اونجا فهمیدم که فال فروختن چقدر سخته تا نزدیکه یکی میشی فقط چشات به دستاشه و تو فکرت میگی خدا کنه بره تو جیبشو یه 100 تومنی اگر چه پاره ببخشید 200 تومن 🙂 در بیاره بده به تو وگرنه باید به قول معروف اویزون یارو بشیو ….

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s