پایان

سياهي همراه با چادر سياه، خشم، بغض، ترديد
بار غم، آمیختگه با ترديد در فضاي اطراف
دید گاه آکنده از تصادف, تردید, هرج و مرج ,خطا و اشتباه و اختلاط
خجالتي وصف ناپذیر و پیچیده
و این پیچیدگی تحولات انسانی و پیش بینی ناپذیری عواقب نهایی اعمال و تصمیمات انسان را نشان می دهد
اتشي مي گيرم و اتشي مي كشم
راه امدي را برمي گردم
شايد كه از خجالت ديدن پدري شهيد را در پیش نداشته باشم
پ.ن: ديشب به دعوت خانواده ي شهيد كامراني بايد مي رفتم ولي تواني نداشتم
چهل روز گذشته است و هنوز ناله هاي مادر در گوشم زنگ مي زند
گريه دارم و باز گريه و گريه
جمله هايم را با نقطه به پايان نمي برم چون پاياني نديدم

Advertisements