خطیب

آيت الله هاشمي رفسنجاني خطيب جمعه تهران در خطبه دوم نماز اشارات بسیار زیبایی داشت. هر چند همه ی سخنان ایشان بسیار قابل تامل می باشد ولی به نظر اینجانب یکی از مهمترین قسمت های سخنرانی در این متن نهفته است.
بد نیست برای مرور این گفته ها کمی کمتر از کم تامل کنیم شاید که نتیجه ایی جالب برسیم که بهتر می بینم جز مطالب حطیب نماز جمعه بیست و شش تیر ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت تحلیلی نکنم./.

“… بعد از انقلاب هم ما با امام تقريبا روزانه كار مي كرديم . امام مبناي فقهيشان و همه چيزشان اين بود كه حكومت اسلامي بدون حضور مردم نمي شود. اگر مردم راضي نباشند اين حكومت انجام نمي شود و يك روايتي من از زمان امام شنيدم . آنموقع نپرسيدم كه سندش كجاست . بعدا خودم رفتم و سندش را پيداكردم . روايت جالبي است كه مبناي استدلال امام بود البته خيلي بيش از اينهاست ايشان هم منابع فقهي و قرآني فراوان دارند و اين روايت هم خيلي صريح است و نقشي كه امام بمردم مي دادند و من آن روايت را يادداشت كردم و از كتاب كشف المحجم سيد ابن طاووس كه يكي از علماي بسيار با ارزش قرن هفتم ماست و شخصيت بسيار عظيمي است خواهش مي كنم به اين روايت توجه كنيد. اين مبناي تفكر نه اينكه اين فقط … اين صريح ترين روايت است كه خود حضرت علي بن ابيطالب مي فرمايد يك روز پيغمبر در همان روزهايي كه عرض كردم پيغمبر مهموم و نگران آينده بود در سال آخر عمرش آنرا به علي بن ابيطالب گفته . يا بن ابيطالب لك ولا امتي . اين بعد از غدير است يعني تو ولي اين امت هستي و ولايت مال توست چيزيكه خدا به تو داده است . بعد مي فرمايد : فان ولوك في عافيه و اجمعواعليك بالرضا فقم بامرهم . اگر ديدي اين مردم راضي بودند و آمدند تو را قبول كردند به تو اين سمت را دادند با اجماع البته اجماع نسبي است تام نمي شود. يعني به اندازه كافي و لااقل اكثريت آنها جمع شدند دور شما اگر آمدند شما بپذير و متولي امر شو و كارشان را اصلاح كن و ادامه بدهيد و قسمت بعدي مي گويد و ان اختلفواعليك اگر ديدي اختلاف كردند و نيامدند آن مقداري كه بايد بيايند با تو وان اختلفواعليك فدعهم ولشان كن بما فيه بگذارند كاري كه مي خواهند بكنند بكنند خودشان مي دانند. وان الله سيجعل لك مخرجا. و خداوند براي تو راهي پيدا مي كند كه به اهدافت برسي . اين روايت از روايات معتبر است …”

لینکستان:
دومین رسوایی در مورد مدرک در کابینه احمدی نژاد؛ نماینده انجمن ریاضی دانان امریکا در پایان تاکید کرد: اقای زاهدی هیچ یک از جوایر انجمن ما را کسب نکرده است و ادعای ایشان در این مورد کذب محض است. (به گمانم تب کردان گرایی بالا گرفته است)
شرکت نوآم چامسکی و خوزه کازونوا در اعتصاب غذای نیویورک
هاشمی رفسنجانی؛ همانی كه هميشه بود
آيا كسي متوجه سخنان سخنگوي پيش از خطبه هاي آقاي هاشمي شد ؟

 در ادامه می توانید کل سخرانی خطیب نماز جمعه این هفته بیست و شش تیر ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت را خوانده و یا گوش کنید/

آيت الله هاشمي رفسنجاني خطيب جمعه تهران در خطبه دوم نماز با اشاره به سالروز شهادت امام موسي كاظم عليه السلام طي سخناني اظهار داشت : كاظم يعني كسي كه غم و اندوه خودش رامي خورد و كظم غيض مي كند و صابر كسي است كه دائما در مقابل مصيبت صبر مي كند و استقامت نشان مي دهد و اينها از القاب مشخص امام هفتم است كه داشته اند. چند خليفه به ايشان ستم كردند اما بالاخره هارون الرشيد ايشان را تبعيد كردند به بصره و بعد به بغداد و سالها در متموره ها يعني زير زمين هاي تاريك و نمور و گرم در بغداد ايشان را در اسارت گرفتند و با غل و زنجير حضرت را و تنهايي به پاي ايشان زنجير مي بستند ولي حضرت موسي بن جعفر اظهار خوشحالي مي كردند و مي گفتند كه همه عمرم از خداخواسته بودم كه فراغت عبادت بمن بدهد و اين وعده اي كه خدا بما داده بود دعاي ما مستجاب شد و امروز مي توانيم همه وقتمان را صرف عبادت كنيم و بالاخره در همين شرايط اين بزرگوار به شهادت رسيدند كه خداوند انشاالله به همه ظالمين و جناياتي كه مي كنند در دنيا و آخرت عقابش را نازل كند و به همه مظلومين و آنهائي كه در راه حق به ظلم مبتلا مي شوند خداوند صبر و اجر عنايت نمايد.
اما تسليت عرض مي كنيم به همه انسانهاي شيفته حق و به شما عزيزان پيروان اين بزرگواران معصوم و مظلوم .
مساله ديگر ما بطور مختصر مساله كشتار مسلمانان در چين است كه روزهاي تلخي مي گذرد بر مسلمانان چين و من در اينجا به دولت چين عرض مي كنم دولت چين انتظار از او مي رود كه بتواند در مقابل مظالمي كه به اين مردم وارد مي شود صبر كند. (شعار مرگ بر چين نمازگزاران ) در اين لحظه آقاي هاشمي رفسنجاني خطاب به نمازگزاران گفت كه آقايان من خواهش كردم به عنوان خطيب شما و جمعه شما شعار ندهيد و من در خطبه هاي خود بخاطر شرايطي كه مي دانيد در اينجا و اطراف خيابانها و كل اين منطقه است خواهش مي كنم شعار ندهيد و بگذاريد من كه دارم مي گويم مساله چين را. ما از دولت چين كه آنرا يك دولت عاقلي مي دانيم و در جهت توسعه كشورش دارد كار مي كند ما نصيحت مي كنيم و برادرانه نصيحت مي كنيم و اين به نفع آنها نيست . اينها مي دانند يك ميليارد و ششصد ميليون مسلمان در دنيا هست و نزديك ۶۰ كشور مستقل وجود دارد كه در همه دنيا مسلمانان حالا هويت و شخصيت دارند و همه اينها دلشان مرتبط با مسلماناني كه امروز در چين مورد ستم قرار مي گيرند چين ملاحظه كند منافع خودش را ارتباط خودش را با دنياي اسلام با دولتهاي مسلمان در نظر بگيرد و انشاالله ما از اين به بعد شاهد چنين ظلمي در چين و جاهاي ديگر نسبت به مسلمانان نباشيم . مسائل عراق و فلسطين و افغانستان و پاكستان هم متاسفانه مثل هفته ها و ماههاي گذشته است كه آنجا خونريزي و فساد و درگيري است كه انشاالله روزي اصلاح شود

.
اما مساله خود ما و بحثهايي كه درباره خودمان بخواهيم بكنيم كه گفتم اين قسمت دوم يا سوم حرفهاي من است . خب الحمدلله در انتخاباتي كه انجام شد و تمام شد ما خيلي خوب شروع كرديم رقابت خوبي شكل گرفت مقدمات خوب انجام شد. يك رقابتي بود كه چهار نفري كه از نظر شوراي نگهبان صالح تشخيص داده شده بودند آمدند رقابت كردند رقابت راهم خوب انجام مي دادند و مردم اميدوار شدند و آزادي كامل در انتخابات و حضور بي سابقه اي واقعا از خودشان نشان دادند و در اين شرايط كه همه چيز آماده يك افتخار بزرگ براي كشور ما بود كه اين افتخار را ما بايد بمردم بدهيم يعني اين حق مردم است و مردم بودند كه خوب آمدند و ركورد حضوري پاي صندوقها را مردم شكستند و بايد همه ما از اين مردم متشكر باشيم كه در اين زماني كه هيچ كشوري به اين اندازه نصاب حضور مردم را ندارد آزادانه آمدند و در انتخابات شركت كردند و اين بسيار ارزشمند بود. ايكاش همان شرايط تا امروز ادامه مي يافت و امروز ما سربلندترين شرايط را و نتيجه انتخابات هم هر چه مي خواست باشد. و در دنيا مي توانستيم داشته باشيم ولي آنطوريكه مي خواستيم نشد كه حالا من عرض مي كنم اساس مساله اينست كه من گفتم ما چه مي خواستيم گفتم كه قسمت دوم اينست كه بگويم انقلاب چه مي خواهد شما اين حرف هايي كه از من مي شنويد از كسي داريد مي شنويد كه از پيش و لحظه شروع مبارزات كه امام راحلمان آغاز كردند لحظه لحظه همراه انقلاب بوده و صحبت از ۶۰ سال پيش است و تا امروز. ما مي دانيم كه امام چه مي خواستند و مي دانيم كه اساس تفكر امام چه بود. امام حتي در مبارزاتشان وقتي پيشنهادي مي آمد كه مثلا از اسلحه استفاده بشود از ترور استفاده شود و يا با فلان حزب همكاري كنيم امام مي فرمودند آنچه كه من مي خواهم مردمند. شما هر چه مي توانيد كار كنيد تا دل مردم را با مبارزات آشنا كنيد و به ما طلبه ها مي فرمودند كه شماها رسالتتان اينستكه برويد منبر و مسجد و حسينيه ها و روستاها برويد و توضيح بدهيد كه ماها چه مي خواهيم . مردم اگر همراه ما باشند ما همه چيز داريم . مخالفتي نمي كردند كه گروهها احزاب هم مبارزه كنند ولي آني كه انقلاب اسلامي بود همان راه پيغمبر بود كه اول مردم را با ميل خودشان و اختيار خودشان و اعتقاد خودشان پاي كار بياورند . اين هنر بزرگ امام بود كه موفق هم شدند . كمتر از ۲۰ سال طول كشيد كه مردم آنچنان آگاه شدند خب هزينه اي هم پرداختيم شهيد داديم زنداني داديم تبعيد امام را داشتيم و خيلي چيز داشتيم ولي سودمان خيلي بيشتر بود. مردم آنچنان آگاه شدند كه شما و آنهائي كه سنشان اقتضا مي كند مي دانند كه يكي دو سال آخر مردم چطور به خيابانها آمدند و همين خيابانهاي پر از نيروهاي حامي امام و معتقد و همراه امام كمر دولت بسيار مغرور و متكبر رژيم پهلوي را كه آنموقع از ارتجاع و شرق و غرب كمك مي گرفت و بخاطر گران شدن نفت هم انبار پولش پر بود و هر كاري كه مي خواست مي توانست بكند ولي اين مردم آمدند و آنچنان ابهت مردم آنها را گرفت كه ول كردند و رفتند و اينطور پيروز شديم .
بعد از انقلاب هم ما با امام تقريبا روزانه كار مي كرديم . امام مبناي فقهيشان و همه چيزشان اين بود كه حكومت اسلامي بدون حضور مردم نمي شود. اگر مردم راضي نباشند اين حكومت انجام نمي شود و يك روايتي من از زمان امام شنيدم . آنموقع نپرسيدم كه سندش كجاست . بعدا خودم رفتم و سندش را پيداكردم . روايت جالبي است كه مبناي استدلال امام بود البته خيلي بيش از اينهاست ايشان هم منابع فقهي و قرآني فراوان دارند و اين روايت هم خيلي صريح است و نقشي كه امام بمردم مي دادند و من آن روايت را يادداشت كردم و از كتاب كشف المحجم سيد ابن طاووس كه يكي از علماي بسيار با ارزش قرن هفتم ماست و شخصيت بسيار عظيمي است خواهش مي كنم به اين روايت توجه كنيد. اين مبناي تفكر نه اينكه اين فقط … اين صريح ترين روايت است كه خود حضرت علي بن ابيطالب مي فرمايد يك روز پيغمبر در همان روزهايي كه عرض كردم پيغمبر مهموم و نگران آينده بود در سال آخر عمرش آنرا به علي بن ابيطالب گفته . يا بن ابيطالب لك ولا امتي . اين بعد از غدير است يعني تو ولي اين امت هستي و ولايت مال توست چيزيكه خدا به تو داده است . بعد مي فرمايد : فان ولوك في عافيه و اجمعواعليك بالرضا فقم بامرهم . اگر ديدي اين مردم راضي بودند و آمدند تو را قبول كردند به تو اين سمت را دادند با اجماع البته اجماع نسبي است تام نمي شود. يعني به اندازه كافي و لااقل اكثريت آنها جمع شدند دور شما اگر آمدند شما بپذير و متولي امر شو و كارشان را اصلاح كن و ادامه بدهيد و قسمت بعدي مي گويد و ان اختلفواعليك اگر ديدي اختلاف كردند و نيامدند آن مقداري كه بايد بيايند با تو وان اختلفواعليك فدعهم ولشان كن بما فيه بگذارند كاري كه مي خواهند بكنند بكنند خودشان مي دانند. وان الله سيجعل لك مخرجا. و خداوند براي تو راهي پيدا مي كند كه به اهدافت برسي . اين روايت از روايات معتبر است .
ناقل آنهم و سند معتبري راهم ارائه مي كند سيد بن طاووس نه اينكه ما فقط اين روايت را داريم بلكه خيلي داريم . كتاب داريم كتابها داريم و من فقط يك روايت صريحي را خواندم . مبنا اين بوده مبناي حكومت پيغمبر اين بوده كه ما در جمهوري اسلامي بناشد اينكار را بكنيم . بنا شد با اين مردم باشيم و اين مردم هم خيلي خوب آمدند و بر اساس همين تفكر امام روزي كه امام مهندس بازرگان را به عنوان رئيس دولت موقت معرفي كردند ما هنوز دولت را تحويل نگرفته بوديم و هنوز بختيار اينجا بود و آن دولت داشت و امام آنقدر عجله داشتند كه كارها را بمردم بدهيم و در حكمي كه به مهندس بازرگان دادند و من آنرا خواندم شما ببينيد همان روز ايشان مي گويد اولويت شما اينستكه اولا دوره شوراي انقلاب راكوتاه كنيد يعني زودتر مجلس را تشكيل دهيد و قانون اساسي را بنويسيد.
كه از آن به بعد مردم با قانون اساسي جديد زندگي كنند و وقتي كه قانون اساسي را تهيه مي كرديم قبل از اينكه به مجلس خبرگان بدهيم امام روي آن نظر دادند و آن اصولي كه مربوط به مردم مي شد ايشان تقويت كردند. شوراها را ديگران مطرح كرده بودند اما امام آنها را تقويت كردند و كار را به مردم دادند . بعدا ما وقتي كشورهاي ديگر را مي ديديم آنها مي گفتند ما تعجب مي كنيم الجزاير مي گفت ما ۲۰ سال بعد از انقلابمان قانون اساسي را نوشتيم و شما چطور به اين زودي و نسنجيده مي رويد اينكارها را انجام مي دهيد و ما مي گفتيم چون با قدرت مردم پيروز شديم و مي دانيم اين مردم از انقلابشان و از دينشان حمايت مي كنند نگراني نداريم و درست هم بود. شماها مي دانيد كه از لحاظ قانون اساسي همه چيز كشور ما به راي مردم است . از رهبري بگيريد كه بايد مردم خبرگان را انتخاب كنند يعني مخلوق راي مردم . رئيس جمهور را مردم بايد مستقيم انتخاب كنند مجلس را بايد مردم مستقيم انتخاب كنند و مردم بايد اعضاي شوراها را مستقيم انتخاب كنند و افرادي كه بعد از اينها سمت مي گيرند به اتكا راي مردم است . يعني اين مردم هستند و اين حكومت ديني است اين جمهوري اسلامي يك لفظ تشريفاتي نيست . هم « جمهوري » است و هم « اسلامي » است . (تكبير نمازگزاران )
جمهوري اسلامي يك لفظ نيست بلكه يك واقعيتي است كه از عقايد ما از قرآن ما از روايات ما و از ائمه ما و از پيغمبر ما بما رسيده و ما به آن اعتقاد داريم و اين دو تا بايد با هم باشد. مطمئن باشيد كه اگر يكي از اين دو تا آسيب ببيند ما ديگر آن انقلاب را نداريم اگر « اسلامي » نباشد اصلا داريم به بيابان و بيراهه مي رويم و اگر « جمهوري » نباشد اصلا قابل تحقق نيست . آنجائيكه مردم نباشند راي مردم نباشد آن حكومت اسلامي نيست و به همان دليل كه عرض كردم و به همان دليل كه علي بن ابيطالب ۱۹ سال خانه نشين بود و وقتي كه دوباره مردم آمدند و به قول علي بن ابيطالب مثل يال اسب و موهاي يال اسب در خانه اش تراكم جمعيت بود آنموقع علي بن ابيطالب پذيرفت و مي پذيرد با آن مشكلاتش و راه ما اين بوده و ما بايد به اينجا برسيم و روز به روز هم بايد آنرا تقويت كنيم و اين انتخاباتي كه انجام داديم اگر مشكلاتي در آن پيش نمي آمد ما در سي سالگي انقلاب بهترين گام بزرگمان را در جهت تحقق اسلامي بر مي داشتيم . من الان نمي خواهم بگويم برنداشتيم مي خواهم بگويم چرا اينطور شد آنچه كه من مي فهمم و راه حل از توي آن مي خواهم در آورم اينستكه اواخر دوران تبليغات ما دچار ترديد شديم يعني يك عده افرادي پيدا شدند ترديد كردند و بذر ترديد حالا به هر دليل يا تبليغات نادرست يا عمل نادرست صدا و سيما و يا چيزهاي ديگر باعث شد بذر ترديد در ذهن مردم پيش بيايد. (تكبير نمازگزاران ) ما ترديد را بدترين مصيبت مي دانيم . (آقاي هاشمي در اين لحظه گفت كه آقايان اجازه بدهيد من كه بهتر از شما دارم مي گويم و شما با شعار تائيدتان كافي است )
اين ترديد مثل خوره افتاد به جان ملت ما البته دو جريان هستند يك جريان كه ترديد ندارند و قاطع هم ايستاده اند و دارند كار خودشان رامي كنند و يك عده هستند كه آنها هم كم نيستند و بخش زيادي از مردم فهيم كشور ما عالم كشور ما هستند و مي گويند كه ما ترديد داريم و براي رفع ترديد اينها بايد كار كنيم . امروز الان تلخ است يعني شرايطي كه بعد از اعلام نتايج انتخابات (رياست جمهوري ) پيش آمد دوران تلخي است و من فكر نمي كنم هيچكس از همه جريانات همه دلشان نمي خواست اينطوري شود و الان همه ضرر كرديم كه چرا اينطور بايد بشود. ما امروز بيشتر از هميشه نياز به وحدت داريم كشورمان بايد متحد در مقابل اينهمه خطري كه ما را تهديد مي كند و امروز باج خواهي آنها بيشتر شده و دارند جلو مي آيند كه اين زحمت طولاني ما را در بدست آوردن هايتك ها و بخصوص هسته اي و امثالهم را از دست ما بگيرند كه البته خداوند به اينها مهلت نمي دهد ولي آنها به هوس افتاده اند و من فكر مي كنم برادران من خواهران من و همه جريانها بنده را شما اولا مي شناسيد من هيچوقت از اين تريبون . نخواسته ام جناحي استفاده كنم و هميشه فراجناحي حرف زده ام و من نظر به هيچ طرف الان ندارم ولي نظرم اينست كه همه ماها بايد فكر كنيم و راهي پيداكنيم كه متحد هم كشورمان را به پيش ببريم و هم از اين آثار بد و خطرناكي كه در كينه هايي كه دارد بروز مي كند از اين نجات پيداكنيم و هم دشمنانمان را مايوس كنيم كه چشم طمع بما نبندند. چكار بايد بكنيم تا اين اتفاق بيافتد.
چند تا پيشنهاد به ذهن من مي رسد كه البته اين پيشنهادها را با جمعي از خبرگان و اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام كه به فكرشان من اعتماد دارم مطرح كردم و به اين جا رسيديم و من اينها را عرض مي كنم به عنوان راه حل شايد هم ديگران هم بپذيرند و عمل كنند و انشاالله كه با اخلاص مساله مهم ما اينستكه آن اعتمادي كه مردم را با آن وسعت وارد ميدان كرد و امروز يك مقدار مخدوش شده ما اين اعتماد را برگردانيم و اين هدف مقدس ما بايد باشد و اين اعتماد بايد برگردد و اينكه چگونه برگردانيم را حالا عرض مي كنم .
يك : ما بايد همه چه نظام حكومت دولت مجلس نيروهاي امنيتي و نظامي و انتظامي و مردم يعني معترضان همه بايد در چارچوب قانون حركت كنيم . ما اگر از قانون تجاوز كنيم ديگر هيچ مرزي ندارد. و بايد با قانون مسائلمان را حل كنيم و همه قانع باشيم . حالا هرچه شد با اين قانون حالا اگر كساني از بعضي قوانين دل خوشي ندارند بايد بعدا سعي كنند كه قوانين اصلاح شود و هر وقت كه لازم است اين اشكالاتي كه ديده شده يكروزي حل مي شود ولي بيائيم چارچوب را قانون قرار دهيم و همه آنرا بپذيرند.
دوم : اينكه بگونه اي عمل كنيم كه آن اعتماد را البته يك روز و يك شب نمي شود و يك جريان نسبتا طولاني است و بايد انجام بدهيم بايد يك فضايي بوجود بياوريم كه همه اطراف بتوانند آنجا حرفشان را بزنند و هر طرف منطقي و بدون دعوا و بدون مشاجره و منطق حاكم باشد البته عمده اينكار مال صدا و سيماست كه بايد انجام بدهد كه مستمعين زيادتري دارد و ساير رسانه ها هم بايد اينكار را بكنند و بحثها بايد منطقي باشد برادرانه خواهرانه بنشينند با هم حرف بزنند و دليلش را بگويد و آنهم دليلش را بگويد و بالاخره مردم در اين بين خودشان مي فهمند و آخرش هم مي توان از مردم پرسيد و طوري باشد كه ما اين اعتماد را برگردانيم متاسفانه از اين فرصتي كه رهبري انقلاب دادند به شوراي نگهبان پنج روز وقت اضافه دادند و گفتند كه برويد عقلا را و موجهين را بياوريد بررسي كنند و اعتماد مردم را جلب كنيم استفاده خوبي نشد و من هم الان نمي خواهم بگويم تقصير كي بود كه نشد ولي نشد (تكبير نمازگزاران )
ما حالا از آن مرحله گذشته ايم و الان مرحله ديگري است و من فكر مي كنم براي آينده و براي اتحاد ما و براي جلوگيري از خطر نظام و براي حفظ اين ارزشهايي كه انقلاب خلق كرد براي اين بناي باشكوهي كه امام راحل و خون شهدا و مجاهدات مردمي كه در اين راه تلاش كردند و رزمندگان ما براي ما مانده براي نسل سوم و چهارم و بعد بماند در اين مقطع ما مي توانيم اين حركات را انجام دهيم و اگر اين دو كار را بپذيريم كه قانوني باشد و راه براي مناظره و مذاكره و مباحثه و استدلال باز باشد شايد در مدت كوتاهي به قناعت برسيم . در اين فاصله بايد يك كارهاي ديگري بكنيم . لازم نيست در اين شرايط ما افرادي را كه به اين نامي كه الان هست در زندان داشته باشيم . اجازه بدهيم اينها به آغوش خانواده هايشان بازگردند. (تكبير نمازگزاران )
نگذاريم بخاطر زنداني بودن يك عده دشمنان ما ما را سرزنش كنند شماتت كنند به ما بخندند براي ما نقشه بكشند و ما اينقدر بايد خودمان رشادت حلم و صبر داشته باشيم كه همديگر را تحمل كنيم و مساله بعدي ما اينست كه آسيب ديدگان اين حوادثي كه اتفاق افتاد بايد همدردي و دلجوئي بشود آنهائي كه عزا دارند هم به آنها تسليت بدهيم و هم دل آنها را دوباره با نظام نزديك كنيم و اينكار شدني است . كسانيكه وفادار به انقلاب باشند و ببينند كه نظام به سراغشان مي رود آنها زود مي توانند با دل و جانشان با ما همراهي كنند و اينكار را بايد انجام دهيم و از آنان دلجوئي كنيم و با سعه صدر اينجا ديگر لازم نيست كه ما عجله داشته باشيم لازم نيست در اينجا خودمان را گرفتار كنيم . بگذاريم رسانه هايمان بالاخره اين رسانه ها با معيارهاي قانوني اجازه گرفته اند محدودشان نكنيم و در حد قانون زيرا ملاك و چارچوب قانون است كه نه رسانه ها انتظار داشته باشند بيشتر از اجازه قانوني عمل كنند و نه نظام از آنها توقع كند كه حق قانوني آنها را نديده بگيرند و همه با هم بگذاريم يك فضاي آرام آزاد انتقادي يا تائيدي هر دوي آن بوجود بيايد و من فكر مي كنم اگر اين فضا را مسئولان ما و نيروهاي انتظامي ما و نظامي ما و امنيتي ما انجام بدهند ما همه عضو يك خانواده هستيم و همه آسيب ديده در راه انقلاب هستيم و همه جزو كساني هستيم كه در اين جهاد طولاني دفاع مقدس سرمايه گذاري كرديم و همه ما شهيد در گلزارهاي شهدا داريم همه ما جانباز در منزل خودمان داريم چرا بايد يكجوري باشد كه ديگران از راههاي دور بيايند و براي ما نسخه بپيچند ما خودمان هستيم . يعني ما اينقدر عاقل نيستيم ما اين مباني را نداريم ما تجربه سي سال اداره كشور را نداريم ما علما را نداريم مراجع ما كه هميشه پشتيبان و حقيقتا بدون توقع حوزه هاي علميه در خدمت بوده اند چرا بايد بعضي از آنها برنجند بايد آنها را كنار خودمان حفظ كنيم بايد آنها را پشتيبان بدانيم بايد به آنها متكي باشيم همه ما و اين يكپارچگي را اگر انشاالله بتوانيم فراهم كنيم من اميدوارم اين خطبه نماز جمعه شروع يك تحولي در آينده باشد و بتوانيم از اين مشكلي كه مي شود اسم بحران روي آن گذاشت متاسفانه بخوبي عبور كنيم و دوباره شاهد همدلي و همرزمي و همراهي و رقابت سالم و هر كسي را كه مردم خواستند آنطور باشد. (شعار هاشمي هاشمي خدا نگهدار تو نمازگزاران )
خداوند شما را هم نگهدارد و به شما توفيق بدهد كه محفوظ باشيد و هميشه با همين روحيه در صحنه باشيد از شما خيلي ممنون هستم

بخش اول سخنرانی (دانلود)
بخش دوم سخنرانی (دانلود)

Advertisements