ایرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است

اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو
اى بغضِ گل انداخته، فريادِ خطر شو
اى روىِ برافروخته, خود پرچمِ ره باش
اى مشتِ برافراخته, افراخته ترشو
اى حافظِ جانِ وطن، از خانه برون آى
از خانه برون چيست كه از خويش به در شو
گر شعله فرو ريزد، بشتاب و مينديش
ور تيغ فرو بارد، اى سينه سپر شو
خاكِ پدران است كه دستِ دگران است
هان اى پسرم، خانه نگهدارِ پدر شو
ديوارِ مصيبت كده ىِ حوصله بشكن
شرم آيدم از اين همه صبرِ تو، ظفر شو
تا خود جگرِ روبهكان را بدرانى
چون شير درين بيشه سراپاى،جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست
خود بر سرِ آن، تن به قضا داده، قدر شو
فرياد به فرياد بيفزاى، كه وقت است
در يك نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو
ايرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است
ايران ِكهن در خطر افتاده، خبر شو
مشتى خس و خارند، به يك شعله بسوزان
بر ظلمتِ اين شامِ سيه فام، سحر شو

*شعرِ اثر، از زنده یاد فریدون مشیری
*بعد از استاد بزرگ آواز ایران، استاد شهرام ناظری نیز کاری منتشر نشده از خودشان را به نام “ایران کهن
منتشر کرد.
Advertisements

2 thoughts on “ایرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است

  1. برادر! بادبان‌ها را مرمّت‌کن! / دل‌آور… کارگر… خواهر!… / به فکر فتح دریای رهایی باش / دستان من و تو پرچمی يک‌رنگ کم دارد /// برادر! بادبان‌ها را مرمّت‌کن! / که ضحّاک از ميان رفته‌است / خواهر! مهربانی‌هات را با سبزه قسمت‌کن! / که گرگ گلّه‌مان رفته‌است / تير خشم زهرت از کمان جان به فتح شب‌دلان رفته‌است /// خواهر! بادبان ها را مرمّت‌کن! / من و تو خواست‌گاه دردهامان را / سکوت انتظار تيرباران را / شبان زخم‌بندان رفيقان را / شب پر ريختن در قفل‌بندان را / من و تو نان زندان را یکی کردیم / حسرت را يکی کردیم / نفرت را یکی کردیم / عشق ما در آواز سحرگاهان یکی بايد / من و تو اوج پرواز رهایی‌مان یکی باید /// بهار از سمت ميلاد صدامان سبز خواهدشد / بهار از اتّحاد مشت و پارو / عشق و بازو / عاقبت پاروزنان / آوازخوانان / زير باران سبز خواهدشد /// دل‌آور! بادبان‌ها را مرمّت‌کن! / که ما را از شکست و موجه‌های پست هراسی نیست / آن‌سوتر من و ما ناخدايانيم بر زورق / من و ما بال‌دارانيم تا پرواز / دل‌خورشيد / تن‌آزاد / تا ميلاد… /// خواهر! بادبان‌ها را به عشق بازوان بسپار! / ميلاد وطن آن‌جاست ای بيدار! / عشق ما در آواز سحرگاهان يکی بايد / درختان را به جنگل / نفرت از فوج تبرداران يکی بايد / عزيزان را به ميدان / عشق بال و پرکشيدن‌شان یکی بايد /// دلاور، کارگر، ياور! / تو ای با من برابر! / بادبان‌ها را مرمّت‌کن! / که ميلاد وطن آن‌جاست /// ياران! بادبان‌ها را بر افرازيد! / ما را با گل خورشيد آزادی / اميد سرخ ديداری‌است… /// «شهیار قنبری»

  2. خری که تاریخ ساز شد!

    مشكلات، مانند تلی از خاك بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود.

    كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعی كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و زیاد زجر نكشد.
    مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك ها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و بیرون آمد.
    نکته: مشكلات، مانند تلی از خاك بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s