تهوع

حالم از نوشتن در اینجا به هم می‌خورد. دلیلش را نمی‌دانم. یا می‌دانم و به روی خودم نمی‌آورم.
حالت تهوع دارم. چند سالی است که هر وقت هر نوشته‌ای را شروع می‌کنم اول به این جمله می‌رسم : “حالت تهوع دارم. حالم از همه چیز به هم می‌خورد.”
حالم به هم می‌خوردوقتی نگاهم به تهوع ژان پل سارتر که نیمه‌کاره یک گوشه‌ای افتاده است و از ادامه‌اش دلم آشوب می‌شود. به این فکر می‌کنم که می‌شود ژان پل سارتر هم از نوشتن حالش به هم می خورده و یا خوشحال زندگی می کرد؟
به هر حال حالم از همه چیز به هم می خورد. حتی اگر تهوع، را من نوشته یا نانوشته باشم!!!

Advertisements