سبز لجنی

بعضی اوقات با اون “غول، چوماق به دست های، سبز پوش” که برخورد می کنی دوست داری همچین دو دستی گردنشون رو بچسبی که احساس خود بزرگ بینی و عاقل بودنشون رو به گور ببرند.
دوست دارم اون. O.K. گفتشون رو یکجوری…
فکر کنم اگه خودم رو کنترل نکنم یه جورایی گند می زنم فعلا تا همین جا هم بسه هر چند اصلا کافیشون نیست.

پ.ن: برگشتم به تهران خوب و بدش داره جالب پیش می ره!
پ.ن: این بشر عجب اشتهایی داره! توی این چند سال اینجوری نبود نمی دونم چش شده!
پ.ن: داوود هم بدون داوود حسی نداره! هر چند گرسنگی داوود رو هم نمی شناسه!
لینکدونی:
زمان و نحوه‌ی خرید بلیت‌های پنج اجرای ویِژه‌ی جشنواره‌ی موسیقی فجر – قیل از اون این کاتلوگ رو بخونید و در سایت ثبت نام کنید.
گفتگو با استاد دوست داشتنی آیدین آغداشلو

Advertisements

2 thoughts on “سبز لجنی

  1. بدون حرف اضافی می رم سر پی نوشت ها…

    پ ن: توجه شود حالت های بغل در بغل، زیر در بغل، بغل در زیر، گردن زیر بغل، گردن تو گردن در بغل و…
    پ ن: البته باید حالت های کنار در کنار و غیره رو هم در نظر گرفت.
    پ ن: اووکیت؟!!!

  2. ما فتنه هر روزیم
    ما جنبش پیروزیم

    جنبش شنل سبزیم
    ما بند به یک ….*

    چون به ما رسد فرصت
    شعله ها بیافروزیم

    چون خطر شود نزدیک
    ما ساکت و مرموزیم

    درد سر نمایم کم
    ما قوز فرا قوزیم!

    * بلا نسبت جمع “گوزیم”

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s