خانه ی کوچک

کلی خسته از بابت سفر و کلی شگفت زده.
اتفاقاتی افتاد که شاید فکرش رو هم نمی کردم ولی افتاد بدون هیچ زمینه ایی.
دیروز و امروزاتفاقاتی افتاد که سالها به یاد خواهد ماند، اتفاقاتی دوست داشتنی و به یاد ماندنی!
پ.ن: دیروز بعد یک خواب نیمه نصفه سری به خانه کودک شوش زدم! خانه ایی کوچک با کلی دل بزرگ که، بدون هیچ چشم داشتی به استقبال کلی دل شکسته کوچیک رفتند.
پ.ن: یکی دیگر از دوستان به دیار باقی( از نوع کانادا)  شتافت، خوشا به حالش. دوستش داشتم همانند دیگر دوستان نزدیک هر چند که مدت ها بود ندیدمش و ندیده رفت ولی به هر حال او دوتی بود که سال ها نزدیکترین دوستم بود. دوستش دارم و آرزوی بهترین ها را برایش دارم.

Advertisements