روز 4

دانشگاه سیستان و بلوچستان
شهر سوخته فوق العاده بود…
سفال های 5هزار ساله زیر پا صدای درد می داد، صدایی از دل تاریخ.
بعضی ها اشک می ریختند از بابت نداشتن بک مدیریت خوب و جمع آوری نکردن تمام تاریخی که زیر پایمان صدای درد می کردند.
دهانه غلامان جالب بود و  کوه خواجه،جالبتر.
روز فوقالعاده ایی بود… تمام روز دوستان حسرت روزی که گذشت را خوردند.
فردا روز برگشت است!
برگشت به تهران
شنبه ۹/۶/۸۷ : ساعت ۷ صبح حرکت برای بازدید از جاذبه های گردشگری سیستان، شهر زابل و بازدید از شهر سوخته؛ سپس بازدید از کوه خواجه، دهانه غلامان و مجتمع بقیه الله اعظم و صرف ناهار در مجتمع بقیه الله اعظم. ساعت ۱۷ بازگشت به شهرستان زاهدان.

کوه خواجه و پیشینه آن

در دِلِ درياچه‌ي هامون، گونه‌ای از سنگ‌هاي بازالتي رنگي، به ويژه سياه رنگ وجود دارد، كه نزد پيروان آيين‌هاي زرتشتي، مسيحي و اسلامي، همواره پاك و گرامي بوده است، . در شمال خاوري كوه، آرامگاه خواجه‌ي غلطان قرار دارد و به همين رو، اين كوه را كه باستان شناسان به ميزي همانند دانسته‌اند، و در هنگام پرآبي درياچه‌ي هامون به گونه‌ي جزيره‌اي در مي‌آيد،  «خواجه  »  ناميده‌اند

خرابه‌هاي شهر كوچكِ كوه خواجه در سراشيبي اين كوه قرار گرفته‌اند، كه بازمانده از دورانِ اشكاني، ساساني و سده‌هاي نخستين اسلامي است، در بردارنده‌ي نمونه‌هايي مهم و ارزشمند از معماري، فرهنگ و هنر پوياي ايراني و باورهاي ديني اين منطقه است، كه به شكل‌هاي گوناگوني چون كاخ، آتشكده، دژ، برج‌هاي ديده‌باني، گورستان، زيارتگاه، راه پيشين و آرامگاه‌هاي ، بر جاي مانده و ديوارهاي آن، از چينه و توده‌هاي گِلي ساخته شده و آجر در آن به كار نرفته است،  افزون بر آن، آراسته به نقاشي‌هاي ديواري، گچ‌بري و گچ‌كاري، نقش‌هاي برجسته‌ي گچي و مجسمه‌هاي گوناگون بوده است.

همه‌ي اين نشانه‌ها، گوياي اين است، كه در سده‌هاي گذشته، سرزمين سيستان گاهواره‌ي فرهنگ و هنري شكوفا بوده است، به گونه‌اي كه آثار بزرگ و باشكوه آن، ازجمله كوه خواجه، تا امروز ديده مي‌شود در گذشته همواره فرهنگ‌هاي بزرگ در كنار رودخانه‌هاي پرآب در يك جا گِرد مي‌آمده است، به گونه‌اي كه پيوسته يك پيوند واقعي ميان فرهنگ‌هاي نخستين و عنصر آب در زمين‌هاي مناسب وجود داشته است. وجود آثار فرهنگ‌هاي پهناور باستاني در پيرامون رودهاي اروندرود، كارون، نيل، سند، گنگ، آمودريا، سيردريا و زردچين، ناشي از همين پيوند است. بنابراين پيرامون رود هيرمند و درياچه‌ي هامون، از جمله كوه خواجه نيز، يكي از مناطق باستاني جهان است، كه به عنوان گاهواره‌ي فرهنگ، به ويژه شهرسازي و شهرنشيني، شناخته شده است

كوه ذوزنقه‌اي شكل خواجه، كه در برابر فرسايش بادهاي بياباني پايداري كرده است، از سراسر دشت سيستان نمايان است. پيدايي اين كوه در ميان دشت پهناوري كه بندرت تكه سنگي مي‌توان يافت، به ويژه كه دور تا دور آن را آب فرا گرفته و چيره بر تمامي خاك اين منطقه است، انگيزه شده كه از روزگارانِ باستان تا كنون، پيوسته مورد توجه قرار گيرد. سراشيبي جنوبي كوه، به نام دژ رستم سرشناس است و ويرانه‌هاي دامنه‌ي جنوبي آن، همانند يك شهر قديمي است، كه از لحاظ دفاع از خود يا پيش‌گيري از خطر، داراي اهميت بوده است

مردم كوه خواجه و روستاهاي پيرامون آن، ايرانياني پاك نهاد، سخت كوش، پاك انديش، ميهن دوست، ميهمان نواز، توانمند و بلند اندام، تندرست، آزاده، رشيد و جنگجو هستند پژوهش‌هاي هيأت علمي دانشگاه پنسيلوانيا، كه سال 1328 ش، به منظور پيدايي آثار انسان پيشين و بررسي‌هاي تبار شناختي و مردم شناختي در نيمه‌ي شمالي ايران صورت گرفت، نه تنها از راه اندازه‌گيري‌هاي نژادي معلوم شد، كه در سيستان، به ويژه در كوه خواجه و كناره‌ي درياچه‌ي هامون، نژادي زيبا و خوش‌اندام وجود دارد، بلكه روشن شد كه طايفه‌ي ويژه‌اي كه در پيرامون كوه خواجه به كار ماهيگيري مي پردازند، فك‌هايي پهن و توانمند و گونه‌هاي برجسته داشته و مشخصات ديگر آنان همانند نژاد نخستين استراليا و ژاپن است، كه آينو خوانده مي‌شوند

 

 

در كوه خواجه و پيرامون آن، شكارچيان بسياري به ماهيگيري و شكار پرندگان مي‌پردازند و هنگام پس روي آب، پوشش گياهي قابل توجهي برجاي مي‌گذارد، كه انگيزه‌ي رونق دامداري مي‌شود.

 شكارچيان دو گونه‌ بوده اند:۱- حرفه‌اي ۲- گاودار.

شکارچیان حرفه‌اي با ابزاري مانند تور زيرآبي و استقرار آن در درياچه، از پرندگان آبزي كه به دام مي‌افتند، روزي به دست مي‌آورند. از سوي ديگر، از ماهيان درياچه نيز شكار نموده و نياز زيستي خود را از راه فروش مرغ و ماهي فراهم مي‌نمايند.

شكارچيان گاودار ضمن پرورش و نگهداري گاو، به ماهيگيري نيز مي‌پرداختند.

 گاودارها در خانه‌هاي حصيري به نام تختك زندگي مي‌كنند.گوسفندداران هم در سياه چادر به سر مي‌برند.

كوشش‌هاي ديگر مردم اين ناحيه، فرش، پشتي، گليم، خورجين و سوزن دوزي است، كه توسط بانوان انجام مي شود و در اقتصاد آن، جاي ويژه‌اي دارد.

حصير و پرده بافي نيز در روستاي كوه خواجه و پيرامون آن وجود داشته. پرده‌ها از گونه‌اي ني، كه در محل به لوخ معروفند بافته میشود  . لوخها با تراكتور از درياچه به روستا حمل مي‌گردد وبوسیله نخ به هم دوخته میشود مي‌شود.

در مجموع مي‌توان گفت انسان در كوه خواجه و درياچه‌ي هامون، جزيي از اكوسيستم طبيعي آن به شمار مي‌آيد و به دليل نبود ابزار پيشرفته كار، در نبردي نابرابر با ديگر اجزاء اكوسيستم، به زندگي خويش ادامه مي‌دهد

در روستا و دهستان كوه خواجه گياهان تلخو، اشكم پاره، خاكشير، سه برگه، كه كاربرد دارويي دارند براي چراي دام و نیز جانوراني مانند گراز، گرگ، كفتار، شغال و روباه زندگي مي‌كنند ,

 

سلام نیمروز :    منطقه‌ي سيستان، ازجمله كوه خواجه و پيرامون آن، با وجود برخورداري از جايگاه طبيعي، جغرافيايي تاريخي، که دارد اما شهرها و روستاهاي آن در سنجيدن با ديگر شهرها و آبادي‌هاي كشور، از سطح توسعه يافتگي و خدمات كم‌تري بهره برده‌اند

جاذبه‌هاي هنري

سرزمين سيستان داراي جاذبه‌هاي هنري گوناگون، به ويژه هنرهاي دستي، فضاهاي عشايري، موسيقي، رقص، معماري، واست، كه در زير به برخي از آن‌ها، اشاره مي‌شود:  هنرهاي دستي

منطقه‌ي سيستان، از نظر هنرهاي دستي داراي جايگاه ويژه‌اي هستند. صنايع دستي مردم بيش‌تر به فرآورده‌هاي دامي چون پشم، كُرك، مو، پوست، شاخ و روده وابسته است كه در همان جا به دست مي‌آيد. دستان هنرمند و هنرآفرين بانوان و دختران سخت كوش سيستاني، سال‌هاست كه با بردباري شب و روز، در دلِ تارهاي به هم تنيده‌ي فرش، قاليچه، گليم و جاجيم، بهترين نقش‌هاي اصيل را به نمايش مي‌نشانند و ظرافت و زيبايي بانوانه‌ي خود را در لابلاي تار و پود بافته‌هاي گوناگون اين سرزمين به وديعه نهاده و پيشكش دوستداران هنرهاي اصيل ايران مي‌كنند.

در روستاها و جاهاي عشايري سيستان، هنرهاي دستي چون فرش، قاليچه، خــامه‌دوزي، سوزن‌دوزي، پشتي، حصيربافي، پرده‌بافي، گل دوزي ، ووجـود دارد، كه هر يك از آن‌ها نه تنها اصالت ايراني خود را نگهداشته‌اند، بلكه سوغات با ارزشي براي بازديد كنندگان از سيستان به شمار مي‌روند.

جزئیات تازه در خصوص کشف چشم مصنوعی و خارق العاده در شهر سوخته
مطالعات اولیه نشان داده اند که چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر شماره 6705 مصنوعی بوده است . همین مطالعات نشان می دهند که زیر طاق ابروی زن مذکو آثار آبسه دیده می شود. به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین این چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بوده است آثار ارگانیکی پلک چشم نیز در روی آن مشهود است . جنس و ماده ای که چشم مذکور با آن ساخته شده است هنوز به دقت روشن نشده و تشخیص آن به آزمایشهای بعدی موکول شده است اما به نظر می رسد که چشم مزبور از جنس قیر طبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شده است ساخته شده است .

 در روی این چشم مصنوعی ریز ترین مویرگهای داخل کره چشم توسط مفتول های طلایی به قطر کمتر از نیم میلی متر طراحی شده اند مردمک چشم در وسط طراحی شده و جز از آن تعدادی خطوط موازی که تقیربا یک لوزی را تشکیل می دهدند در پیرامون مردمک دیده می شود از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده می شده است . بررسی های انسان شناسانه نشان داده که به احتمال بسیار زیاد زن مزبور دارای سنی بین 25 تا 30 سال بوده و دو رگه (سیاه و سفید) بوده است . اشیاء پیدا شده در این قبر دو قسمتی عبارت بوده اند از ظرفهای سفالی ، مهرهای تزیینی ، یک کیسه جرمی و یک آینه مفرقی . قدمت این قبر و چشم مصنوعی به حدود 2800 سال پیش از میلاد و 4800 سال پیش از این می رسد . مطالعه جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر در این مورد چشم و اسکلت ادامه دارد

معرفي شهر سوخته – شهري با قدمت 3000 سال

Burned CityBurned City

شهر سوخته (Burned City) در ۵۶ كيلومتري زابل در استان سيستان و بلوچستان و در حاشيه جاده زابل – زاهدان واقع شده است. اين شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از ميلاد پايه گذاري شده و مردم اين شهر در چهار دوره بين سال‌هاي ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از ميلاد در آن سكونت داشته اند.

تاريخچه تحقيقات
كلنل بيت، يكي از ماموران نظامي بريتانيا از نخستين كساني است كه در دوره قاجار و پس از بازديد از سيستان به اين محوطه اشاره كرده و نخستين كسي است كه در خاطراتش اين محوطه را شهر سوخته ناميده و آثار باقيمانده از آتش سوزي را ديده است. پس از او سر اورل اشتين با بازديد از اين محوطه در اوايل سده حاضر، اطلاعات مفيدي در خصوص اين محوطه بيان كرده است. بعد از او شهر سوخته توسط باستان‌شناسان ايتاليايي به سرپرستي مارتيسو توزي از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسي و كاوش قرار گرفت. اين شهر يكي از آثارتاريخي استان سيستان و بلوچستان به شمار مي آيد. تاريخچه اين شهر به چهار قرن قبل از ميلاد مسيح باز مي گرددم.

 

جغرافيا و محيط زيست شهر سوخته
بر مبناي يافته‌هاي باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هكتار وسعت دارد و بقاياي آن نشان مي‌‌دهد كه اين شهر داراي پنج بخش مسكوني واقع در شمال شرقي شهر سوخته، بخش‌هاي مركزي، منطقه صنعتي، بناهاي يادماني و گورستان است كه به صورت تپه‌هاي متوالي و چسبيده به هم واقع شده اند. هشتاد هكتار شهر سوخته بخش مسكوني بوده است.

تحقيقات نشان داده است اين محوطه بر خلاف اكنون كه محيط زيست كاملاً بياباني دارد و فقط درختان گز در آنجا ديده مي‌‌شود، در پنج هزار سال قبل از ميلاد منطقه‌اي سبز و خرم با پوشش گياهي متنوع و بسيار مطلوب بوده و درختان بيد مجنون، افرا و سپيدار در آنجا فراوان وجود داشته است. در آن دوران نيز اين منطقه بسيار گرم بوده، اما آب رودخانه هيرمند و شعباتش به خوبي زمين‌هاي كشاورزي شهر سوخته را سيراب مي‌‌كرده است.

درياچه هامون در ۳۲۰۰ قبل از ميلاد درياچه‌اي بزرگ و پرآب بوده و رودها و شاخه‌هاي قوي از آن منشعب مي‌‌شده و در اطراف آن نيزارهاي وسيعي وجود داشته است. در بررسي‌هاي منطقه‌اي در اطراف شهر سوخته بستر رودخانه‌هاي مختلف و آبراه‌هايي پيدا شده كه به مزارع كشاورزي شهر سوخته آب مي‌‌رسانده اند. در اولين فصل كاوش در شهر سوخته كوچه‌ها و خانه‌هاي منظم، لوله كشي آب و فاضلاب با لوله‌هاي سفالي پيدا شد كه نشان دهنده وجود برنامه ريزي شهري در اين شهر است.

صنعت و مشاغل در شهر سوخته
شهر سوخته مركز بسياري از فعاليت‌هاي صنعتي و هنري بوده، در فصل ششم كاوش در شهر سوخته نمونه‌هاي جالب و بديعي از زيورآلات به دست آمد. در جريان حفاري‌هاي فصلهاي گذشته در شهر سوخته مشخص شد كه با توجه به صنعتي بودن شهر سوخته و وجود كارگاه‌هاي صنعتي ساخت سفال و جواهرات در اين منطقه، ساكنان شهر سوخته از درختان موجود در طبيعت محوطه براي سوخت استفاده مي‌‌كرده اند. شهر سوخته مركز بسياري از فعاليت‌هاي صنعتي و هنري بوده، در فصل ششم كاوش در شهر سوخته نمونه‌هاي جالب و بديعي از زيورآلات به دست آمد.

باستان شناسان با يافتن مهره‌ها و گردنبندهايي از لاجورد و طلا در يك گور در باره روشهاي ساخت ورقه‌ها و مفتول‌هاي طلايي به تحقيق پرداختند و دريافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسيار ابتدايي ابتدا صفحه‌هاي طلايي بسياز نازك به قطر كمتر از يك ميليمتر تهيه كرده و بعد آنها را به شكل لوله‌هاي استوانه‌اي درمي آوردند و پس از اتصال دو سوي ورقه‌ها به يكديگر مهره‌هاي سنگ لاجورد را در ميان آن قرار مي‌‌دادند.

در شهرسوخته انواع سفالينه‌ها و ظروف سنگي، معرق كاري، انواع پارچه و حصير يافت شده كه معرف وجود چندين نوع صنعت، به ويژه صنعت پيشرفته پارچه بافي در آنجاست. تاكنون ۱۲ نوع بافت پارچه يكرنگ و چند رنگ و قلاب ماهيگيري در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم اين شهر با استفاده از نيزارهاي باتلاق‌هاي اطراف هامون سبد و حصير مي‌‌بافتند و از اين ني‌ها براي درست كردن سقف هم استفاده مي‌‌كردند. صيد ماهي و بافت تورهاي ماهيگيري نيز از ديگر مشاغل مردمان شهر سوخته بوده است.

چشم مصنوعي در شهر سوخته
براي نخستين بار در شهر سوخته يك چشم مصنوعي متعلق به ۴۸۰۰ سال پيش كشف شد. به نقل از روابط عمومي پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي، سيد منصور سيد سجادي سرپرست گروه باستان شناسي شهر سوخته با اعلام اين مطلب گفت: اين چشم متعلق به زني تنومند ۲۵ تا ۳۰ ساله است كه در قبر شماره ۶۷۰۵ منطقه گورستان مدفون بوده است. وي با اشاره به مطالعات اوليه كه بيانگر وجود آثار آبسه در زير طاق ابرو است افزود: به علت طول زمان زيادي كه بخش زيرين چشم مصنوعي با پلك در تماس بوده آثار ارگانيكي پلك چشم در روي ان قابل رويت است.

سجادي در خصوص جنس چشم مصنوعي اظهار داشت: جنس و ماده چشم ياد شده هنوز مشخص نيست و تشخيص آن به آزمايش هاي بعدي موكول شده اما به نظر مي رسد در ساخت اين چشم از قير طبيعي كه با نوعي چربي جانوري مخلوط شده استفاده شده است. سرپرست هيأت باستان شناسي شهر سوخته خاطرنشان كرد: در روي اين چشم مصنوعي ريزترين مويرگ هاي داخل چشم توسط مفتول هاي طلايي به قطر كمتر از نيم ميليمتري طراحي شده اند. وي تصريح كرد: مردمك اين چشم در وسط طراحي شده و تعدادي خطوط موازي كه تقريبا يك لوزي را تشكيل مي دهند در پيرامون مردمك ديده مي شود و از دو سوراخ جانبي واقع در دو سوي اين چشم مصنوعي جهت نگهداري و اتصال آن به حدقه چشم استفاده مي شده است.

سجادي ادامه داد: بررسي هاي انسان شناسانه نشان داده كه به احتمال زياد اين زن داراي سني بين ۲۵ تا ۳۰سال و دو رگه بوده است. در اين قبر همچنين ظرف هاي سفالي، مهره هاي تزييني، يك كيسه چرمي و يك آينه مفرغي يافته شده است. قدمت اين قبر و چشم مصنوعي يافت شده به حدود ۴۸۰۰ سال پيش از اين مي‌رسد بررسي و مطالعه به منظور دستيابي به اطلاعات بيشتر در مورد اين چشم و اسكلت ادامه دارد…

اسرار شهر سوخته
اسرار شهر سوخته زابل كه بهشت باستان شناسان دنيا نام گرفته همچنان براي بشر پنهان مانده است.
شهري كه روزگاري مركز تجاري، صنعتي مردم در پنج هزار سال قبل بود امروز به عنوان محوطه سوخته نام برده شده و هر سال بخشي از اسرارش براي همگان آشكارمي‌شود.

شهرسوخته زابل شهري پنج هزارساله در دل كويراست كه با آشكار شدن اسرار نهفته‌اش در هر فصل كاوش توسط باستان شناسان ، مردم دنيا و به خصوص محققان را حيرت زده مي‌كند.
با گذر در محور زابل به زاهدان در ‪ ۵۵‬كيلومتري زابل و در حاشيه جاده ، تپه‌هايي مرتفع مشاهده مي‌شود كه در كوير خشك و سوزان سيستان خودنمايي مي كند.

كاخ شهر سوخته نخستين بخش از تمدن كهن اين محوطه منحصر به فرد است كه در زواياي مختلف هر رهگذري را بي‌گمان به سوي خود مي‌كشاند.
باستان شناسان و محققان داخلي و خارجي با دستان پرتوان و انديشه خود تاكنون توانسته‌اند اسرار و رازهاي نهفته‌اي را از نحوه سكونت مردمان پنج هزار سال قبل در محوطه‌اي كه معلوم نيست آن زمان چه نام داشت كشف كنند.
شهرباستاني سوخته متعلق به ‪ ۳۲۰۰‬قبل ازميلاد ابتدا توسط باستان شناسان و محققاني ازايران و ايتاليا در سال ‪ ۱۳۴۶‬شمسي به سرپرستي “موريسيو توزي” مورد كاوش و تحقيق قرار گرفته است.

شهرسوخته در همجواري يكي از دلتاهاي رود هيرمند قرار دارد و از مهمترين مراكز دوران مفرغ در شرق ايران بشمار مي‌رفت.
اين شهر با ‪ ۱۵۰‬هكتار وسعت پس از ‪ ۹۰۰‬سال رونق و شور و نشاط به يك‌باره و به صورت ناگهاني از بين رفته است.
براساس آثار موجود و مكشوفه باستاني، سرزمين سيستان و بخصوص شهر سوخته از گذشته‌هاي دور داراي تمدن و فرهنگ بسيار شكوفا بوده‌است.
اين منطقه به لحاظ موقعيت خاص اقليمي، سياسي و فرهنگي مركز ارتباطات تمدن‌هاي بزرگ ماوراالنهرين، بين النهرين و هند و چين به شمار مي‌رفته است.

اندك شهرهاي باستاني شامل شوش ، تپه مليان در ايران و موهنجارو در پاكستان تنها از لحاظ قدمت با شهر شهرسوخته زابل برابري دارند.
بر اساس كاوش‌هاي انجام شده تاكنون شهرسوخته زابل از پنج بخش شامل گورستان، منطقه مسكوني، بناهاي يادماني ، صنعتي و بخش مركزي تشكيل شده است.
شهرسوخته و تمدن هوشمند و خلاق آن به عنوان بزرگترين استقرار شهرنشيني درنيمه شرقي فلات ايران نمونه‌اي منحصر به فرد و حكايت گر واقعي علم، صنعت و فرهنگ گذشته‌هاي دور سيستان است.
پس از پيروزي شكوهمند انقلاب، كاوش‌هاي جدي اين محوطه بي‌نظير توسط هيات ايراني به سرپرستي دكتر “سيدمنصور سيد سجادي ” آغاز شد تا اسرار پنهان شده در كوير سيستان به جهانيان معرفي شود.
شهرسوخته تاكنون با فعاليت باستان شناسان و محققان با انجام ‪ ۹‬فصل كاوش به جهانيان معرفي شده است.
البته كارشناسان معتقدند كه تاكنون با انجام اين ‪ ۹‬فصل تنها چهار درصد از شهر سوخته مورد حفاري و تحقيق قرار گرفته است.
آثار بدست آمده از فصول مختلف كاوش در شهر سوخته وجود علوم و صنايع مختلف را در اين مكان براي مردم دنيا به اثبات رسانده است.
علم رياضيات با كشف خط كشي از چوب آبنوس با دقت نيم ميليمتر، صنعت جواهرسازي، هوش بالا با كشف انواع بازي‌هاي فكري، پزشكي با انجام نخستين عمل جراحي مغز و سزارين و دامداري نمونه‌اي از افتخارات ساكنان سرزمين سيستان و به ويژه شهر سوخته در پنج هزار سال قبل است.
مهمتر از همه كشف جامي كه بر روي آن نخستين انيميشن دنيا حكاكي شده اهميت شهر سوخته زابل را چنان زياد كرده كه روز به روز بر تعداد علاقه- مندان به تاريخ و تمدن سيستان افزوده است.

اين جام نقش بزي را نشان مي‌دهد كه با پنج حركت براي خوردن برگ به بالاي درخت مي‌پرد.
خودكفا بودن اقتصاد در شهر سوخته يكي از نكته‌هاي مهم است كه كمتر مي توان در محوطه‌هايي با قدمت مشابه جست و جو كرد.
شواهد مكتوب نشان مي‌دهد كه پيش از آغاز كاوش‌هاي شهر سوخته بسياري از باستان شناسان بر اين باور بودند كه مراكز فرهنگي وتمدني در ميان رودان و جنوب غربي ايران واقع شده است.
در واقع دوره‌هاي دوم و سوم كه مربوط به اواسط دوران مفرغ است دوره‌هاي شكوفايي شهر سوخته بشمار مي‌روند.

وجود اشيا و سنگ‌هايي كه مواد اوليه آن متعلق به منطقه شهر سوخته نيست نشان مي‌دهد كه شهر سوخته در دوره زندگي فعال خود با تعدادي از شهرها و مراكز باستاني همزمان روابط اقتصادي محكمي داشته است.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهرسوخته زابل در آخرين فصل كاوش در مورد آخرين يافته‌هاي كاوش دراين شهرباستاني به خبرنگارايرنا گفت : تحقيقات بر روي آثار مكشوفه از مناطق مسكوني و گورستان شهر سوخته نشان مي دهد مردم اين شهر در چهار دوره استقراري بين سال‌هاي ‪ ۱۸۰۰‬تا ‪ ۳۲۰۰‬قبل از ميلاد سكونت داشته اند.
دكتر سيدمنصورسيد سجادي يكي از دلايل نامگذاري شهرسوخته به اين نام را سوختن شهر طي دو مرحله در ‪ ۲۷۰۰‬و ‪ ۲۴۰۰‬قبل از ميلاد ذكر كرد.
وي ادامه داد: تا پيش از آغاز كاوش در شهرسوخته، بسياري از باستان شناسان و محققان بر اين باور بودند كه مراكز فرهنگي و تمدني تنها در ميان رودان، بين النهرين و جنوب غربي ايران قرار دارد.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهرسوخته زابل افزود : عمده فعاليت باستان شناسان و محققان در فصل نهم، كاوش در گورستان، بناهاي يادماني و منطقه مسكوني متمركز بوده است.

سجادي بابيان اينكه كاوش كامل در شهر سوخته چهار نسل به طول مي‌انجامد، گفت: باستان شناسان در طول فصول كاوش تاكنون تنها توانسته‌اند درصد كمي از اين شهر باستاني را مورد كاوش و تحقيق قرار دهند.
وي افزود: براي انجام هر فصل كاوش در شهر سوخته حداقل دو سال مطالعه نياز است.
وي حضور ‪ ۱۶‬نفر فارغ التحصيل بومي دانشگاه زابل و زاهدان همراه باستان شناسان براي انجام كاوش را يكي از موارد مهم در فصل نهم كاوش ذكر كرد و گفت : نيروهاي بومي اين استان از استعداد خوبي برخوردار هستند.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهر سوخته زابل همچنين حضور متخصصاني از كشورهاي خارجي براي انجام كاوش و تحقيق بر آثار كشف شده را بسيار مهم دانست و افزود: هيچ زمان يك تيم به تنهايي نمي‌تواند به نتايج درست و اهداف كلي برسد.
سجادي ادامه داد: هر ساله در فصول كاوش در شهر سوخته از محققاني در رشته هاي گياه باستان شناسي، زمين شناسي، انسان شناسي، جغرافياي طبيعي و پزشكي كمك گرفته مي‌شود. سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهر سوخته در عين حال اين محوطه و به ويژه گورستان آن را به دليل وجود اشيا و ابزار مختلف بسيار غني تر از ديگر محوطه‌هاي باستاني توصيف كرد.
سجادي اظهارداشت: درگورستان شهرسوخته انواع مختلف گياهان، مواد غذايي سفال ، ابزار بازي ،انواع پارچه رنگي و وسايل آرايشي كشف شده كه اين خصوصيات شهرسوخته را نسبت به ديگر محوطه‌هاي باستاني متمايز مي‌كند.
وي بيان كرد: با تحقيقات بر روي پارچه‌هاي رنگي كشف شده در شهرسوخته به اين نتيجه رسيديم كه بزرگترين مجموعه پارچه و مواد اورگانيكي دنيا در اين شهر وجود دارد.
او پارچه‌هاي كشف شده درشهرسوخته زابل را بيش از ‪ ۱۲‬نوع عنوان كرد و گفت: تحقيقات بيشتر برروي اين پارچه‌ها همچنان ادامه خواهد داشت.
وي شهر سوخته را از لحاظ تقسيم بندي در بين ديگر محوطه‌هاي باستاني دنيا بي نظير دانست و افزود : تقسيم بندي محله‌هاي مختلف شامل منطقه سكونت ، بناهاي يادماني و محل كارگاهاي صنعتي مساله‌اي است كه درهيچ شهر باستاني وجود ندارد.

وي ادامه داد: تحقيقها نشان مي‌دهد كه نزديك به ‪ ۴۰‬هزار قبر با بيش از چهارميليارد ماده فرهنگي در گورستان ‪ ۲۵‬هكتاري اين شهر وجود دارد.
او گفت: دو نمونه ازگورهاي كشف شده درگورستان شهرسوخته سردابه‌اي و بقيه ساده بوده است.
وي اضافه كرد: تاكنون ‪ ۹‬نمونه گور و نحوه تدفين مردگان در شهرسوخته زابل كشف شده‌است.
پايگاه بين‌المللي شهر سوخته زابل از سال گذشته فعاليت حرفه‌اي خود را به نحو چشمگيري در منطقه سيستان در ‪ ۵۶‬كيلومتري زابل آغاز كرده است.
اين پايگاه با بهره‌گيري از كارشناسان مجرب در بخشهايي از جمله باستان شناسي، رايانه، انسان شناسي و ثبت توانسته نقش بسزايي در معرفي و شناخت هر چه بهتر شهر سوخته به دنيا ايفا كند.
مدير پايگاه بين‌المللي شهر سوخته زابل در گفت و گو با ايرنا گفت: طرح جامع شهر سوخته در حال اجراست.
عليرضا خسروي افزود: در اجراي اين طرح برنامه‌ها و اقدامهاي مختلفي از جمله طبقه بندي سفال ، تهيه بانك اسناد و مدارك و شناسايي تپه‌هاي اقماري اجرا مي‌شود.

وي ادامه داد: براي نخستين بار با مشخص شدن جايگاه اعتباري ويژه براي پايگاه بين‌المللي شهر سوخته اين پايگاه و محوطه آن توسعه مي‌يابد.
او اظهارداشت: با پيگيري مدير كل ميراث فرهنگي و گردشگري سيستان و بلوچستان و به خصوص حمايت استاندار اعتبار ويژه‌اي به پايگاه شهرسوخته اختصاص يافته است.
مدير پايگاه بين‌المللي شهرسوخته گفت: بخشي از اعتبار براي ساماندهي محوطه و اجراي طرح جامع مطالعاتي اين شهر تخصيص يافته است.
خسروي افزود: پايگاه بين‌المللي شهرسوخته بزودي به يك مركز بزرگ پژوهشي تبديل خواهد شد.
وي همچنين از تهيه نقشه ديجيتالي شهر سوخته خبر داد و اظهارداشت: پس از شناسايي تپه‌هاي اقماري شهر سوخته نسبت به تهيه اين نقشه اقدام مي‌شود.
مدير پايگاه بين‌المللي شهر سوخته زابل گفت: تاكنون ‪ ۲۰۵‬تپه اقماري در اين محوطه كشف شده است.
خسروي با بيان اينكه ‪ ۱۰۳‬تپه از مجموع تپه‌هاي كشف شده مربوط به امسال است، اظهارداشت: شهرسوخته زابل از حيث كشف تپه‌هاي اقماري در بين شهرهاي باستاني كشور ركورد دار است.
خسروي ابراز اميدواري كرد كه در مجموع بيش از يك هزار تپه اقماري در اين شهر باستاني شناسايي شود.
وي بيان كرد: تلاش مي‌شود تا پايان امسال ‪ ۴۰۰‬تپه اقماري در اين منطقه تاريخي مورد شناسايي قرار گيرد.
كارشناسان معتقدند كه ساكنان شهر سوخته به علت همراه گذاشتن اشيا، ابزار كار، موادغذايي و آرايشي در گور مردگانشان به زندگي پس از مرگ اعتقاد داشته اند.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهر سوخته گفت: كشف مهرهاي استوانه‌اي و مسطح نشان از بالابودن اقتصاد ساكنان شهر سوخته دارد.
سجادي افزود: البته بيشتر مهرها در گورهاي زنان شهرسوخته يافت شده كه نشان مي‌دهد اقتصاد اين شهر در آن زمان در اختيار اين قشر بوده است.
سجادي ادامه داد: در دنياي باستان از مهرها به عنوان ابزار كنترل اقتصاد جوامع ياد مي‌شود.
او گفت: دربرخي موارد، مهرهاي شاخصي كشف شده كه سوراخي به اندازه رد شدن يك تارموي انسان از آن وجود دارد.
وي بابيان اينكه تاكنون طي ‪ ۹‬فصل كاوش كتيبه و ياآرشيو اين شهركشف نشده است، افزود: درصورت پيدا شدن اين كتيبه مي‌توان اطلاعات دقيقي از اين محوطه منحصر به فرد بدست آورد.
سرپرست تيم باستان شناسي شهر سوخته اضافه كرد: تحقيقات نشان مي‌دهد كه ساكنان شهرسوخته به ديگر نقاط پيام ارسال مي‌كردند.
وي جمعيت شهر سوخته در پنج هزار سال قبل را بر اساس تحقيقهاي صورت گرفته بيش از ‪ ۱۲‬تا ‪ ۱۵‬هزار نفر ذكر كرد. او ادامه داد: در فصل نهم كاوش ، غير از حفاري‌هاي مركزي گورستان تعداد شش گمانه ‪ ۱۰۰‬متري در شهر سوخته حفر و مورد كاوش قرار گرفته است.
وي گفت: پارسال دربخش مركزي گورستان ‪ ۱۰۹‬قبر مورد حفاري قرار گرفت كه در نهايت ‪ ۱۴۲‬اسكلت پيدا شده است.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهر سوخته اعلام كرد: سال گذشته در فصل نهم كاوش تعداد قبور حفاري شده نسبت به ديگر فصل‌ها بيشتر بود.
سجادي ادامه داد: البته اسكلت‌هاي پيدا شده داخل قبور در فصل نهم شكسته و پوسيده بود.

وي افزود: براي باستان شناسان پوسيدگي و شكسته بودن اسكلت‌ها و اشيا نمي تواند از لحاظ علمي و فني مانعي در تحقيق باشد.
وي بااشاره به كشف دو سبد حصيري در گورستان شهر سوخته زابل اظهارداشت : اين دوسبد نيز در گورستان شهرسوخته در كنار گور دختر جواني كشف شده است.
وي بااشاره به مشخصه‌هاي ظاهري اين دو سبد گفت: اين سبدها از جنس حصيري با استفاده از ني‌هاي درياچه هامون بافته شده‌اند و به طور كامل سالم است.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهرسوخته زابل بابيان اينكه اين دو سبد يا زنبيل تنها نمونه‌هاي واقعي در هزاره سوم قبل از ميلاد است، افزود: در داخل اين سبدها توده پارچه‌اي بسيار ظريف سوخته و نيز يك كيسه چرمي پيدا شده است.
سجادي دليل سالم ماندن سبدهاي حصيري در گورستان شهرسوخته را خاك مناسب و شرايط آب و هوايي اين محوطه ذكر كرد.
وي ادامه گفت: تاكنون كتب متعددي به زبان‌هاي روسي ، فارسي، انگليسي، آلماني و فرانسوي از يافته‌ها و خصوصيات منحصر به فرد شهر سوخته چاپ و منتشر شده است.
شهر سوخته از لحاظ تحقيقات انسان شناسي نيز براي كارشناسان و محققان آزمايشگاهي منحصر به فرد به شمار مي‌رود.
اين محوطه تاريخي بهترين پايگاه باستان شناسي دنيا براي انجام تحقيقات بر روي منابع انساني است.
در گورستان شهر سوخته انواع اسكلت‌ها از يك تا ‪ ۱۰۰‬درصد پوسيدگي يافت شده است.
به دليل وجود خاك مناسب ، اسكلت‌هاي سالم متعددي نيز در گورستان شهر سوخته پيدا شده است.
باستان شناسان توانسته‌اند در فصول مختلف كاوش ‪ ۵۰۰‬اسكلت انسان در سنين و اندازه‌هاي مختلف از گورستان كشف كنند.

تحقيقات كارشناسان و انسان شناسان نشان مي‌دهد كه وجود بيماري ستون فقرات و چسبندگي مهره‌ها عارضه‌اي مشترك بين زنان و مردان اين شهر پنج هزار ساله بوده است.
قديمي‌ترين اسكلت يافت شده از گورستان شهر سوخته متعلق به مردي با قد يك متر و ‪ ۹۰‬سانتي متر است.
ايجاد نخستين كارگاه دايمي مرمت آثار فرهنگي يكي ديگر از اقداماتي بود كه در پايگاه بين‌المللي شهر سوخته ايجاد شده است.
ايجاد اين كارگاه كه دانشجويان رشته مرمت دانشگاه زابل نيز همكاري دارند گام مهمي براي شناسايي هر چه بيشتر قابليت‌هاي سيستان است.
آثار كشف شده و شواهد موجود نشان مي‌دهد كه زنان شهر سوخته در پنج هزار سال قبل در كنار مردان سرگرم امور معاش زندگي بوده‌اند.
درشرايط حاضر كه نزديك به دو هزار سال از پايان استقرار انسان در شهر سوخته زابل گذشته انواع سفالينه‌ها و ظروف سنگي شكسته در سطح محوطه وسيع اين شهر پيدا مي‌شود.
اين ظروف و سفالينه‌هاي شكسته به همراه انواع پارچه، حصير و چوب نشان مي دهد كه اين سرزمين روزگاري يكي از نقاط غني جهان در پنج هزارسال قبل بوده است.
طراحي تمبر نخستين انيميشن كشف شده جهان در شهر سوخته يكي از آخرين برنامه‌هاي شاخص كارشناسان پايگاه بين‌المللي اين محوطه است كه با موفقيت انجام شد.
بر روي اين تمبر نقشه شهر سوخته به همراه جام منقش به تصوير طراحي شده است.
فصل دهم كاوشهاي باستانشناسي بزودي با حضور كارشناسان اين رشته در شهر سوخته آغاز مي‌شود تا بار ديگر اسراري نهفته از دل خروارها خاك بيرون كشيده شود.
منبع

Advertisements