یویو

بعضی موقع‌ها احساس می‌کنم اطرافیام خودشون رو شبیه خانم “هاویشان” می‌کنند.
زندگی‌ها خیلی داغون شده؛ اونقدر زیاد که بی‌پروا دارم همینطوری می‌نویسم… می‌نویسم… زندگی خیلی…
هر چند بیخیال می‌شم مثل همیشه.

پ.ن: من شادم، خوبم، زندگی می‌کنم و لذت می‌برم از این احساس‌های رفت و برگشتی. درست مثل یویو.
پ.ن: دیروز… دیشب… خیلی بد گذشت… امیدوارم اتفاقی که افتاد همون روند دیشب رو نداشته باشه. اصولا روز مرد همیشه باید بد بگذره.
پ.ن: امتحانات هر چند گند زده شد ولی کلی نمرات بالا هم داشتم و البته کلی هم…
پ.ن: نوشتنم نمی‌یاد… من خوبم… ولی خوب نمی‌گذره…

Advertisements