پاتوق

کشتی زدیم. فرحزاد… خیابان نیلوفر… و در آخر گاندی.
بعد از اینکه باک نوروزی به همت دولت بزرگوار پر شد کشت‌ی کوچک با تخته‌سیاه قدیمی اطراف زدیم. خوب بود و خوش‌گذشت.
به طور خیلی اتفاقی زیگزاگ مطالبی خواندی از پاتوق‌های اطراف طهران تهیه کرده بود… که باز به طور خیلی اتفاقی‌تر جناب برادر تخته‌سیاه این کار را به انجامی زیبا رسانده بود.
حالا به طور اتفاقی این‌جاها تقریبا اتفاقی از پاتوق‌های ما و دوستان در آمد. بد ندیدم چندتا از این پاتوق‌ها را اینجا هم گزارش کنیم شاید که دوستان را زیارت کردیم.
* شاید بد نباشه از اولین پیتزا فروشی (شاید) و دلنشین‌ترین پیتزا فروشی شروع کنیم. جایی که پیتزاها از آویشن پر و از کالباس و فلفل به شکم بسته می شود. پیتزا داوود پیتزا فروشی است از دهه پنجاه…
* حالا نوستالژیک‌ترین کافه ایران… کافه نادر با جلال آل احمد و صادق هدایت و نیما یوشیج و امثال اینها مشهور است هر چند شهرت این کافه شاید برای من توالت‌های ایستاده‌ی آن باشد. شاتوبریان یا ششله هندوها شاید مشهورترین غذای کافه باشه که با کلی دود و صدا سرو میشه.
* شاید بزرگترین اغذیه‌ساز ایران خیابان نیلوفر باشه! و بزرگترین اونها فری کثیفه!
شاید یکی از شاهکارها و خوشمزه‌های دنیا سیب‌زمینی‌های فریدون بی‌نظیر باشه. هر ساندویچی اینجا ارزش امتحان کردن داره مخصوصا ویژه. فقط یک توجه مهم قبل از فتن به فریدون… بعد از گذراندن صف طویل و سریع به هیچ وجه صاحب مغازه را با اسم فری و مخصوصا کثیف صدا نکنید.
* و حالا روشنفکرها. کافه شوکا.
يارعلی پورمقدم، صاحب، دوست، آشنا و کلا همه کاره‌ی مغازه. دود در اینجا حرف اول رو می‌زنه. خوب اینجا چون همه روشنفکر و از این حرفها هستند نون و پنیر حرف اول رو می‌زنه البته با چای. پیشنهادی خوب برای افراد بی‌روحیه… حتما یه سر بزنید… کلی آدم مشهور می بینید.
* دوستان دست به قلم، البته مطبوعاتی‌ها… کافه تیتر، که تقریبا همیشه تیتر بوده.
دوستان مطبوعاتی معمولا این فضای دوست داشتنی چهارراه ولی‌عصر را همیشه زنده نگه می‌دارند. راستی وبلاگ قدیمی دوستان را حتما قبل از رفتن سری بزنید… جایی است پر از اطلاعیه که حتما بدرد می‌خوره.
* پيتزا ناپولی… همین!
پیتزا به معنای واقعی! همراه حرکات نمایشی. پیتزای ایتالیایی با کلی مخلفات دوست داشتنی والبته چند تکه.
* کوپه، ته انقلاب… البته بنا به گذاش‌ها فعلا که تعطیله.
* نهنگ‌سفید کارتون رو یادتون هست؟ موبی‌دیک.
جایی که مثل سلف بزرگ شرکت‌ها.
* کافه بلاگ… خیلی وقت پیش در رروزهای اول باز شدنش چند سری با دوستان وبلاگ‌نویس یک سری زده شد و تمام… حالا هم جای این کافه از میدان مادر خالی خالیه.
*مرغ سوخاری دوست ندام پس کنتاکی هم دوست ندارم.
*قلیان… چای… تخت… مخته قرمز…
فرحزاد… دربند… سوهانک…
بازم باید حرفی بزنم؟
* جاهایی که معرفی شد و جالب بود… ولی خوب سعادت نداشتیم.
هم فال، هم تماشا، با اژدهای طلایی – دعوت به ضیافت «آبیدر»، به تماشای «کاسه ی الماس» – از کلارگ گیبل تا ناصر تقوایی، در کافه گل رضاییه – کافه سنندجی، وعده گاه چای و تاس – «سياه بيشه» بر سبيل «آقا كمال» – سفر به «طالقان» : ییلاق با کمترین بنزین  – زير سايه تختی و حسين مهدوی قصاب – استقبال با غذای گیلان، بدرقه بی چای لاهیجان  – کافه تیتر، بی قهوه بی شکر رکاب زنی درحال و هوای اردی بهشت – «موفتار» ؛ از کوچه ی پاریسی تا زیر زمین تهران  – پاتوق “فرنگ رفته”ها، استراحتگاه مسافران شمال  – «ایتالیا، ایتالیا» ؛ پاتوق آرام ساختمان آفتاب
 

Advertisements