دود

بدون هیچ صدایی
صدای اصطکاک و گرما
بر اصول نوشته و ننوشته پايبند
سال هاست که مرده ایی
شاید سالگردها نزدیک باشد
چیزی میان دستها جابه جا می‌شود
رد نور و گرما
دود و تلخی گواه خشکی می دهند
شاید کهنگی توتون
شاید بغض سیبک گلویم
مخشوشم از روزهای گذشته
نیستم
یک روح مضطرب
یک جسم
شاید بدون روح
اما دود بیداد می کند

Advertisements