عدرّت

سال هاي دراز گذشته است، دوران ما عصر ننگ و فساد است و هنوز نشانه ايي پيدا نيست از اينكه آينده جز اين باشد.
گويند سال نكو از بهارش پيداست
از ماجراي گذشته چندي بيش نگذشته ! گويي هنوز اين ماجرا سر دراز دارد! اين بار كسي ديگر را ديو فساد نشانه گرفته است؟! در اين كين كسي نيست كه ماجرا را پي بگيرد؟! گويند اين كين من دولتمرداني دارند، گويند بسيج شده اند عفت و پاكي را كه تا فرق سر زنان عقب رفته و يا تهاجم فرهنگي را كه تكه ايي از پايشان را هويدا كرده، بپوشانند… ولي گويي اين دواتمردان من هنوز پي نبرده اند كه ديوفساد جاي ديگر است!
كين من كين همهُ بستگان و هموطنان من است. اين ايران است.
شايد بپرسيد اين همه عدرّت دادن به اين حرف ها براي چيست؟
دنياي امروز ما پر از حريفان زورمندست كه با هم دست و گريبانند. گرچه مي دانيم كه زورمندان فناپذيرند ولي نبايد حرمتشان اينگونه باشد.
چندي پيش در جايي فيلم كوتاه از يكي از بزرگان ورزش ديدم، فيلمي بس كوتاه كه بيشتر حتي به عكس مي مانست! فيلمي كه آبروي شخص و ملت را به يكباره مي ريخت! براي اولين بار بود كه تصويري اينگونه مي ديدم! تصويري كه روزهاست در ذهنم شناور مانده. نمي دانم اين بار مسئول چه كسي است ولي اميدوارم كه سزاي اين بي حرمتي را ببيند.
حال اگر نمي خواهيد به مانند ماجراهاي پيشين به يكباره نابود شويم بايد در پي آن باشيم، تا ديگران به ملاحظهُ آن ما را به چشم اعتنا بنگرند و جانب ما را مراعات كنند؛ و اگر گردش زمان ما را به ورطهٌ نابودي كشيد، باري، آيندگان نگويند كه اين مردم سزاوار چنين سرنوشتي يوده اند.
اميدوارم وضع چنين نماند؛ ولي اگر ماند دگر هيچ لازم نيست كه حادثه ايي عظيم ريشه وجود ما را بركند،‌ خود به آغوش فنا مي شناسيم. اما اگر هنوز اميدي هست آن است كه جوانان ما همه يكباره به فساد تن در ندهند و با اين مسئله به طور جد برخورد كنند.

Advertisements

One thought on “عدرّت

  1. قبل از هر چيز تولدتون مبارك، هرچند خيلي گذشته، براتون سالي پر از سلامتي و دلخوشي آرزومندم…مي‌خواستم راجع به مطلب گريزتون كامنت بذارم كه نشد…چند روزيه كه با وبلاگتون آشنا شدم…نوشته‌هاتون منو برد به 10، 11 سال پيش كه هم سن و سال شما بودم…گرچه هنوز هم با وجود اينكه ازدواج كرده‌ام و يه پسر 7 ساله دارم، دغدغه‌هاي آن دوران را با خود دارم و خوشبختانه مثل باقي آدمها كه با ورود به يه مرحله جديد از زندگي تمام اعتقادات مرحله قبل رو از ياد ميبرن و در روزمرگي غرق ميشن، كوله اعتقادات و افكارم رو همچنان به همراه دارم و اميدوارم هرگز غرق روزمرگي نشم… با تمام اين اوصاف با اينكه شالوده اصلي فكري و مسير زندگيم در همان 10 تا 15 سال پيش شكل گرفته و با گذشت زمان زاويه ديدم نسبت به محيط اطرافم بازتر از قبل شده و با مسائل و مشكلات بزرگتري آشنا شده‌ام اما بزرگترين فرقم با آن دوران اينه كه ظرفيتم بالاتر رفته و خوشبينانه‌تر با مسائل برخورد ميكنم…زياد نگران نباشيد…مسائلي كه در حال حاضر با آن درگير هستيد كاملاً طبيعي‌ست و بخشي از رشد شخصيت است البته براي كساني كه مثل شما اهل تفكر هستند و نميخواهند خيلي ساده از همه‌چيز بگذرن…سرتون رو درد آوردم…موفق و پيروز و سرافراز باشيد

Comments are closed.