گریز

چه فرقی می کند آیا برای من بگذارید تمام بشوم….. من اسیر انتزاعات ذهنم … درگیر مفاهیم کلی ی حیات که از هیچ کدامشان گریزم نمی تواند باشد …. بهتر است تمامش کنم این ذهن پوسیده را باید رها کنم در منهی ی کهکشان شاید روزی برخیزم دوباره از خاکستری که باد برده است آن را به فراسوی جهان…….
بقیه اش را نمی شود خواند …آخرین جملات مرد را باد با خود برد…. نمی دانم شاید هنوز هم ……… فکرش را بکنید…… بگذریم…

Advertisements

7 thoughts on “گریز

  1. کلاٌ تو این دنیا هیچ فرقی نمی کنه……..
    بقیشو 10930 روزه دیگه بهت میگم ….. اونم دره گوشت/.

  2. هميشه درگير ذهنمون هستيم.همه زندگي تو ذهن ما شكل مي گيره.بهم ميريزه.زيبا يا زشت ميشه.
    “شايد كه ما همگي تصوري رويايي در ضمير خواب آلود كسي باشيم.”

  3. ايكاش ما هم مثل پرنده هاي توي عكس بال داشتيم و مي تونستيم هر وقت هوا سرد شد كوچ كنيم. كوچ كنيم به يه جاي دور…. يه جاي گرم…. اينجا هوا خيلي سرد و گرفته اس.
    راستي تولدت مبارك. اميد وارم آسمون دلت هيچ وقت ابري نشه كه هوس كوچ به سرت بزنه.

  4. اين شعرهاديگر براي هيچ كس نيست,نه دردلم انگارجاي هيچ كس نيست/انقدر تنهايم كه حتي دردهايم,ديگرشبيه دردهاي هيچ كس نيست/بايد خداهم باخودش رو راست باشد,وقتي كه ميداندخداي هيچ كس نيست!…

  5. از بوي عدم پرم,سراپا مستم،افسوس كه من وجود دارم,هستم/اي مرگ عزيز خسته ام سنگينم، اين بسته روح را بگير از دستم!

Comments are closed.