بالای نشدن

وقتي به امكان بالاي نشدن ها فكر مي كنم به اين نتيجه مي رسم كه شدن ها هم چندان ارزشي ندارند ! وقتي به امكان بالاي نداشتن ها فكر مي كنم هم به اين نتيجه مي رسم كه داشتن ها هم چندان ارزشي ندارند !
و در همين رابطه ، وقتي به امكان بالاي مرگ فكر مي كنم مي بينم كه زندگي هم اينقدرها ارزش ندارد.

پ.ن 1: هفته ايي عجيب بود كه گذشت. هفته ايي كه هر چه سر مي كردم به زير نمي آمد.
پ.ن 2: اين ليورپول هم گندي زد به تمام گذشته و آينده باشگاه، هر چه داشت و نداشت در طول يك هفته به باد داد؛ تمام غم هفته ي خود را شايد با يك برد كوچك از بين مي رفت ولي از با اين مفتضح كاري تا هفته ها مارا به گل نشاند.
پ.ن 3: تقريبا تا پايان اين اجباري لعنتي ده ماه بيشتر مانده است؛ دارم سر مي كنم ولي به سر نمي شود.
پ.ن 4: گله دارند. دوستان را مي گويم. مي گويند كم مي نويسي؛ بايد عرض كنم وقتش نيست، يعني مجالي نيست كه بنويسيم وگرنه نوشتن را كه دوست مي داريم.

Advertisements