همهمه

چه کسی جرئت دارد او را نام ببرد و شهادت بدهد که من به او ایمان دارم؟ همچنین، چه کسی جرئت دارد و خطر کند که بگوید: من به او ایمان ندارم؟
آن که همه را در خود دارد و نگهدار ما هست؛ آیا تو را، مارا و خودش را در خود ندارد و نگه نمی دارد؟ آسمان آیا سقفی آن بالا نیست؟ زمین آیا این پایین گسترده نیست؟ ستارگان جاوید آیا به هنگام برآمدن ما را دوستانه نگاه نمی کنند؟ چشم من آیا چشم تو را نمی بیند؟ همه چیز آیا مغزم را و قلبم را به سوی تو نمی کشاند؟ و آنچه مرا به سوی تو می کشد، دیدنی باشد یا نباشد، آیا راز جاودانه نیست؟… هر اندازه هم که او بزرگ باشد، روحت را از آن پر کن؛ و اگر این احساس خود را خوشبخت یافتی، آن را هر جور حواستی بنام: خوشبختی، دل، عشق، خدا!
من برای آن هیچ نامی ندارم. عمده احساس است، نام چیزی جز همهمه نیست، دودی است که بر فروغ آسمان پرده می کشد.

Advertisements