زمان

بعد از پنج روز شهر سياه را دوباره تجربه مي كنم. شهري كه تمام خاطرات سياه و سوخته ايي را توش جا داده.
كمي تمام برنامه ها به هم ريخته، برنامهُ چهار روزهُ كوير مصر به اصرار بچه ها پنج روز تبديل شد. به من سخت گذشت هر چند به بقيه اينطور به نظر نمي رسه، شايد چون مسئوليت قبول كردن لذت را از آدم مي گيره.
به هر حال از شبي كه امدم تا همين الان كه تقريبا 30 ساعت گذشته و من نخوابيدم. با بچه ها شبانه روزي داريم سر پروزهًُ هوافضا كار مي كنيم تا تمام بشه، حداقل تا آخر اين هفته.
خسته ام، كلي كار ريخته سرم. دوست داشتم كه عكس هاي سفر را هم اينجا مي گذاشتم ولي هنوز كه وقت نشده الان هم وقت استراحت بود كه بود كه سوء استفاده كردم.

Advertisements

7 thoughts on “زمان

  1. واااااااييي كوير… زيارت قبول! خيلي دوست دارم يه سفر برم كوير… راه ئورم نميخوام… همين كوير بغل گوش خودمونم غنيمته…

  2. گفته بودي كه مي خواي تو ي كوير دار بزني . يه خواهشي ازت دارم . لطفا به نيابت از من هم يه داد بلند بزن . به نيابت از همه دلتنگيها و خستگيها. احساس مي كنم توي ماراتني شركت كردم كه نه برنده اي داره و نه خط پاياني. نه راه پس دارم ونه راه پيش . خلي خسته ام ….خيلي.

  3. چهار روز من و خواهرم اومدیم اینجا و هی حرص خوردیم،هی حرص خوردیم.داغش تو دلمون موند.امیدوارم خوش گذسته باشه:)

Comments are closed.