زندگی در پیش رو



من خسته ام ، و زندگي و زمان و انسان ها نمي گذارند جاني بگيرم و دوباره به نزدشان برگردم، از اين تكاپوي بي حاصل دارد حالم به هم مي خورد.
دلم مي خواهد مثل محمد ” زندگي در پيش رو ” ي ” رومن گاري ” مدام بگويم گهتان بگيرد… گهتان بگيرد… گهتان بگيرد… و بعد چشمانم را ببندم و به زندگي ي در پيش رو هيچ فكر نكنم.

Advertisements