ییش و پس

با اكراه نشسته ام به نوشتن ، برخلاف ذوق و شوق های نوشتن های آن روزها . بچه ها می گويند افسردگی بعد از زايمان است . چندان هم افسرده نيستم اما مثل يك مجسمه شده ام، بی حس و بی حال . به هر حال بايد بر جريده ی عالم بماند اين ايام . . .

Advertisements

7 thoughts on “ییش و پس

  1. همه آدمها مثل هم هستند . گاهي اوقات احساس تنهايي و نا اميدي بر وجودشان چنگ مي اندازه وفكر ميكنن كه ديگه ته خطه. اما در همين لحظاته كه خدا به كمك انسان مياد و از جايي كه حتي بشر فكرش را هم نميكنه شور و شوق ادامه دادن رو روزي انسان ميكنه. منتظر اون لحظه طلايي باشيد و مواظب باشيد كه از دستش نديد.(البته اگر هنوز نيامده)

  2. من كي گفتم افسردگي بعد از زايمانه ! اصلا زايمان مگه بعدش افسردگي داره؟! نمي دونستم ! من فكر مي كردم افسردگي بعدش زايمان داره ! به هر حال به ماندن تو جريده ي عالم در دوران بعد از زايمان خودت ادامه بده ! مزاحم نمي شم!

  3. سلام. خيلي خيلي اتفاقي پيدات كردم. داشتم تو گوگل دنبال يه اسم مي گشتم كه به وبلاگ شما رسيدم. از اسمي كه براي وبلاگت انتخاب كردي خيلي خوشم اومد. منم ديپورتي يا تبعيد شده هستم. از همكاران، دوستان و يا هر چيز ديگه‌اي كه تو مي‌خواي اسمش رو بذاري…. يا حق

  4. مهم اینه که سالمه! پس نگرانش نباش:)
    بعدشم فکر نکن فقط خودت بی حالی، نصف کسایی که میشناسم حال و روزی بس مشابه دارند!!!

Comments are closed.