تصویر کودکی

هنوز هم همان تصوير کودکی ام را از خدا دارم.

مرد ميانسالی بخار شکل و مهربان٬ با جثه ای عظيم و لباسی رومی که می تواند پسر زورگوی محل را ادب کند!

اتهامي به اسم ريش
تاحالا شده با خودت عهد ببندي كه بعضي كارها را بكني بعضي ها رو هم نه!
وقتي وارد باشگاه نجوم روز چهارشنبه شدم اكثر بچه ها چه كساني كه مي شناختند و چه كساني كه نمي شناختند با تعجب و شوق وذوق وافري منو به هم نشون مي دادند! دليلش كاملأ برام مشخص بود شايد به علت اينكه توي اين يك ماه اخير توي اين موقعيت بودم.
علي لطفي تا سه ماه قبل شخصي بود كه هميشه لباس اتوكشيده، موهاي مرتب(البته شايد چيزي بالغ بر 13سال مي شه كه “شونه” نداشتم و موهامو شونه نكردم ولي خوب ديگه)، صورتي كاملأ شش تيغ و مرتب، كفشي تميز بدون كوچكترين نشانه ايي از لك…
ولي حالا كمي متفاوت تر از اون چيزي كه قبلأ بودم شدم، لباس ها متفاوت تر، موها بلندتر و پر از فر كه از هر كجا و ناكجا براي خودش پيچ و تاب خورده، ريش هايي كه صورت را تقريبأ به يك موجود ديگه تبديل كرده و چيزهاي ديگه قابل توضيح دادن هست و نيست…
ولي چيزي كه برام از همهَ اينها مهمتره اينه كه اكثريت آدم ها را با چهره شناسايي مي كنند، نوع رفتار و صحبت و كردارشون هميشه به ظاهر آدم هاست! نمي خوام كسي متهم كنم چون خودم هم بعضي اوقات از اين رفتارهاي ناخوشايند انجام دادم و شايد هم انجام بدم(كه اميدوارم انجام ندم)، حرف اصلي من اينه كه چرا انسان ها و يا شايد آدم ها، از شناختشون از ظاهر آدم هاست. مصداق اين مثال همون روز چهارشنبه مي زنم كه منو متهم به جانبداري از “احمدي نژاد” مي كنند و يا اينكه شايد به خاطر آماده شدن براي رفتن به سربازي؟!!(فقط به خاطر اينكه ريش گذاشتم)
نمي دونم شايد ريشهَ ظاهر بيني را توي خود بزرگ بيني افراد بايد جستجو كرد و يا شايد توي…
به هر حال من هستم چون وجود دارم و وجود دارم چون علي لطفي هستم.
در آخر به جملهَ اولم اشاره مي كنم و مي گم كه با خودم عهد بستم تا وقتي كه احتياج نشه نه موهام را بزنم نه صورتم را اصلاح كنم(حتي مرتب كردنش)
پ.ن: اينم بايد اشاره كنم من از هيچكدوم از حرف هاي بچه ها توي اين مدت به هيچ عنوان ناراحت نيست بلكه به خاطر نوع رفتارشون شگفت زده هستم.

Advertisements

7 thoughts on “تصویر کودکی

  1. خوب زيادم شگفت زده نشو.بهشون حق بده يكي كه همش اونطوري بوده بد حالا يهو اينطوري شده بايدم شگفت زده بشن و حرف بزنن.

  2. آدمیان عادت کردند به ایراد گرفتن از هر آن چه که با سلیقه ی شان جور نباشد، البته این حس از روی خودخواهی ست و تصور این که بیشتر از دیگران می دانند. نباید سخت گرفت.

Comments are closed.