متهم

من مسيحی نيستم . يك مسلمان ام . در واقع چنين گفته اند ، وگرنه من نمی دانم كی مسلمان شده ام يا كی گفته ام كه نمی خواهم يك مسيحی باشم . تنها می دانم كه نمی توانستم يهودی باشم چون از قوم يهود نيستم و هيچ هم دلم نمی خواست باشم . دليل اش هم نمی توانم بگويم . می ترسم به ” يهودی ستيزی ” متهم شوم !
من مسيحی نيستم و نمی دانم كه از اين بابت بايد خوشحال باشم يا ناراحت . در واقع همانقدر كه مسلمان بودن ام ، آنطور كه ديگران می گويند برايم بی اهميت است ، مسيحی نبودنم هم بی اهميت و بی ارزش است برايم . اما هميشه برايم جالب بوده است اين دين مسيح و خود مسيح و مادر و البته پدرش .
چند روز پيش كه داشتم ” مريم مقدس ” را ميديدم متوجه علاقه ام به اين موضوع شدم . در واقع تمام توجه من زمانی جلب شد كه مريم می خواهد مسيح را به دنيا بياورد . اول گمان كردم كه اين خداست كه با مريم به سخن درآمده و امر و نهی اش می كند و سرش منت می گذارد كه بچه در دامنت گذاشته ايم و اين حرفها ، اما بعد عمويم گفت كه اين نمی تواند خدا باشد چرا كه خدا يكبار بيشتر با انسان به سخن در نيامده و آن هم با موسی بوده است . می گويد موسی بچه تنبله ی كلاس بوده است و البته از آن قاشق چايی خوری های خود شيرين ! از آنها كه مدام سوال های بی ربط می پرسند و هم معلم را كلافه می كنند و هم خودشان را در دل معلم جا می كنند . خلاصه اش اين كه پنبه را از گوش ما درآورد و حاليمان كرد كه اين احتمالا جبرئيل بوده است كه با مريم حرف می زده است . البته اگر عمويم هم نمی گفت احتمالا مشكلی پيش نمی آمد ، چون من خودم می دانستم كه اين نمی تواند خدا باشد ، من قديم ها با خدا حرف زده بودم و می دانستم كه اين صدای خدا نيست . او نه صدايش را اين چنين می كشيد و نه اهل منت و اين صحبت ها بود . نمی دانم چرا عمو می گفت كه خدا تنها با موسی حرف زده است ، به هر حال من فكر می كنم خدا قبل از آن كه بميرد با خيلی ها حرف زده است و از حمله خود موسی . منتهايش موسی كمی نفهم بوده است و رفته همه جا جار زده است كه خدا با من حرف زد و اينها را گفت . احتمالا موسی هم كسی بوده شبيه همين خاله شهرزاد من كه يك حرف را به همه می زند و به همه شان هم می گويد ” فقط به تو گفتم ، قسم بخور به كسی نگويی ، آخر خودم هم قسم خورده بودم كه به كسی نگويم ! ”
خلاصه اش اين كه من كه باورم نمی شود كه خدا فقط با موسی حرف زده باشد ، “زيبا” می گفت اگر می خواست با انسان هاحرف بزند هيچ وقت با پيامبرها به وسيله ی جبرئيل و اينها حرف نمی زد . به نظرم خدا حتما با آنها يك مشكلی داشته كه مجبور می شده پيغام پسغوم بفرستد ، به گمان ام آنها از اين آدمهای زيادی رسمی بوده اند ، از همين زيادی با ادب ها كه فكر می كنند هر چه با ادب تر باشند ارزش و مقامشان بيشتر و بيشتر می شود . شايد هم فكر می كردند چون خداست بايد باهاش با ادب رفتار كنند ، برای اينكه خدا هم چندان از اين جنتلمن بازی ها خوش اش نمی آيد ﴿ درست مثل خودم ! ﴾ محبور شده است كه دست به دامان جبرئيل و … شود .
مسئله ای كه توجه من را جلب كرد همين حرفهايی بود كه جبرئيل به مريم می زد ، با كمال گستاخی . بكجوری منت سر آن دخترك بيچاره می گذاشت كه انگار او در به در دنبال بچه بوده است و خدا رحمی بهش كرده و اين بچه را گذاشته در دامنش . شايد اگر اين مسئله توجه ام را جلب نمی كرد بهتر بود ، اما تا آنجا كه من اطلاع دارم توجه آدم به صورت خود به خودی جلب می شود ، يك جورهايی غير اختياری است به گمان ام

Advertisements

11 thoughts on “متهم

  1. خدا به خيلي زبونها با آدم حرف ميزنه.حتي از زبون آدماي ديگه.بعضي وقتا يه پيامبرهايي ميفرسته تو زندگي آدم ، درست لحظه اي كه احتياج به يه كمك مافوق بشريت داري،جوري يه كسايي سرك مي كشن تو زندگيت كه خودتم هر چقدر بخواي از طرف خدا بودنش رو انكار كني نمي توني.
    مي دوني علي جان ، فهميدم كه ايمان عجب چيز باحاليه!

  2. من فکر می کنم آن بالا ها یک خبرهایی باشد
    شاید این جبرییل شارلاتان و فک و فامیلش (جمیع ئیل ها) یک جوری سر خدا را زیر آب کرده باشند و امور را به دست گرفته باشند.
    مسیح هم کمی مشکوک است . زیادی به جبرییل و روح القدس توجه نشان می دهد. به گمان من باید یک تست ژنتیک بدهد ببینیم فرزند خداست و یا زبانم لال دست گل مریم و جرییل است

  3. سلام خوبي.
    ميدوني فيلم قشنگي بود ولي فيلم بود و كسي نميدونه جبرئيل چجوري با مريم صحبت كرده ولي حتما مثل منو تو صحبت نكرده در هر صورت اينا عاشق بودن ادم تا عاشق يه كسي نباشه نميتونه از تمام زندگيش براي اون بگذره پس حتما رابطه بين خداي مريم و خود مريم طوري بوده كه باعث عشق مريم نسبت به خدا بشه ميدوني اين مسائل خيلي پيچيده تر از اينه كه ادم با ديدن يه فيلم بخواد در مورد اون مسئله نظر بده اون فيلم ميتونه فقط نماي از يك واقعه هزار سالي رو نشون بده كه خود اون واقعه ساخته دست هموني كه عقل رو براي فكر كردن روي اين واقعه افريد و بدون شك هدف بالاي اين واقعه اين بوده كه من و تو رو به فكر بندازه كه ايا واقعا پاك بود اصلا وجود داشت و خيلي چيزاي ديگه ميشه گفت مريم فقط بازيگر اون واقعه بوده

  4. سلام دوست عزيزم …
    ممنون كه به من سر مي زني …

    راستشو بخواي من بيشتر بابت ضعف و ناتواني خودم ناراحت بودم و اتفاقاي بدي كه بران تو خواب افتاده بود …
    به هر حال بابت كامنت آرامش بخشت خيلي خيلي ممنون 🙂 ، كلي خوشحالم كرد …

  5. متاسفم كه اسمت علي است. البته تقصير تو نيست. تقصير سن كم و خامي عقل تو ميباشد. اگر منتظري كه خدا خود را با معجزه اي به تو نشان دهد يا بشناساند بهتر است بروي و بميري چون در آن صورت بهتر وي را ميشناسي. فقط ميدانم اكثر كساني كه مثل تو فكر ميكنند با مرگهاي فجيع آن هم در دل طبيعت مرده اند. يعني هم در دنيا تخمي زندگي كرده اند و هم در آن دنيا جزو كساني هستند كه با زبانشان مدفوع مومنان را پاك ميكنند. حواست بيشتر به خودت جمع باشد.

Comments are closed.