یک کتاب

:: امروز صبح روز خيلي جالبي بود، روزي بود كه بلاخره مزد چندين ماه بي خوابي را گرفتم…
صبح يكي از دوستان خيلي قديمي زنگ زد و گفت چندتا مار فوق العاده مهم داره، سريع خودم را آدماده كردم و با چشم هاي پف كرده كه چند ساعت از خوابم نگذاشته بود خودم را رساندم سر قرار.

بعد از چند ساعت صحبت و كار بلاخره خدا را شكر كار درست شد (نزديك ساعت 10)و رفتيم كافه سايه تا يكمي استراحت كنيم، يك دفعه دوست بسيار عزيز و گرامي بنده كه، از سال ها پيش از علاقهً من به نجوم خبر داشت در حالي كه در حال تعريف و تمجديد از كتابي بود، كتاب را در اورد و گذاشت روي ميز، اينقدر از اين تعريف و كتاب روي ميز شوكه شدم كه كل بستني بنده روي كتاب نيلي رنگ ريخته شد… بعد در حالي كه هنوز از تعريف ها كلي مسرور و شاد بودم بلند شدم كه دوستم را بغل كنم كه فهميدم نه جاش هست نه امكانش نه توانش نه روحيش نه اجازش نه…(ديگه بقيش به شما ربطي نداره).
خلاصه قضيه اين بود كه اين كتاب(كه به اسم كتاب نيست و سالنماست) را ما(يعني من، سميه، شبنم، و ناگفته نماند كه در كارهاي اجرايي هم حامد كلي كمك كرد)نوشتيم، تحقيق كرديم و چاپ كرديم، حالا اين دوست اين كتاب را به من معرفي كرده و كلي تعريف و تمجيد!(البته قبول دارم كه اون لحظه يكمي بي جنبه شدم ولي آخه وقتي كتابي كه خودت نوشتي و طرف ندونه كه كي نوشته و ازش تعريف كنه يه حس ديگه است… يه حس فوق العاده زيبا)
اين كار بك كار علمي بود كه تا جايي كه ما تحقيق كرديم تا اون روز به جز “ناسا” هيچ شركت يا ارگان ديگه ايي نتونسته بود اين كار را انجام بده(البته ناسا هم اين كار را به اين گستردگي و به اين جمع جوري تهيه نكرده بود و ما تا زماني كه “زينك” اين كتاب يا به قولي سالنما را تهيه نكرده بوديم خبري نداشتيم)
:: لينك هاي مربوطه:
مصاحبه با ايران(توجادوگرى يا منجم؟) (و چلچراغ)- pdf
اولين سالنمای نجومی در ايران-ايسنا
خبري در دراين رابطه درهمشهري(متاسفانه لينك اين مطلب اشتباه بود و من پيدا نمي كنم)
سايت اين كتاب(يا سالنما)
گاهشمارهای نجومی سال 1384منتشر شد-parssky

جوان هاى تقويمى:
توجادوگرى يا منجم؟
دنا درفشى

هر چه به سال جديد نزديك تر مى شويم، بيشتر به فكر تقويم سال جديد، احياناً براى هديه دادن يا براى خودمان مى افتيم.
جوانان در اين عرصه هم بيكار ننشسته اند و چندين تقويم و سالنامه عجيب و غريب به بازار ارائه كردند، بد نيست شما هم با اين كارها آشنا شويد.

اصلاً شما از كجا مى دانيد كه اين روزها، روزهاى آخر سال است، از كجا مى دانيد كه يواش يواش ننه سرما داره، آن چمدان بزرگ سفيد پر ازبرف خود را جمع و جور كرده و مى رود و باز هم عمونوروز خواهد آمد؟ اصلاً چرا بعد از زمستان بهار سر مى رسد، شايد خيلى از شماها مثل من دوست داشته باشيد همه سال پاييز باقى بماند.
نه اصلاً نمى خواهم برايتان از روزها كه چطور مى گذرند و پشت سر هم مى آيند و مى روند و هفته ها، ماه ها و فصل ها را شكل مى دهند حرف بزنم شما كه علوم خوانده ايد؟ پس همه اينها را خوب مى دانيد، ولى شايد ندانيد كه در دور و بر و اطرافتان، دوستان همسن و سالتان با همين روزها و ماه ها چه مى كنند، شايد ندانيد كه آنها اين روزها را مرتب كرده و به رسم خيام آنها را كنار هم مى چينند و به اين ترتيب سالنماهاى مختلف ايجاد مى كنند. خيام چند صد سال پيش از روى همين حركاتى كه امروز هم موجب پديد آمدن شب و روز و ماه و فصل مى شوند توانست به ساعات و روزها نظم ببخشد و امروز نوادگان او كه كمى از علم نجوم و ستارگان بهره برده اند راه پدر بزرگ را ادامه مى دهند.
گروه شان آنقدرها هم كه فكر مى كرديم بزرگ و مجهز نبود. على لطفى، سميه عزيزپور و شبنم كيوانيان، كل گروه را تشكيل مى دهند، گروهى كه نام خود را مهر ومه گذاشته و سالنماى نجومى درست كرده اند، هر سه دانشجواند و كنار هم جمع شده اند، ۲ ماه تمام شبانه روز سايت هاى مختلف نجومى را گشته، محاسبه كرده و مى گويند: تمام رويدادهاى نجومى در سال ۸۴ را بعد از تحقيق و بررسى فراوان با ۳ نرم افزار نجومى – تخصصى در روزهاى خودشان پيدا و در اين سالنما به معرض ديد گذاشته اند. سميه مى گويد: «تمام محاسبات را با هم چك مى كرديم و يك محاسبه را هر سه انجام مى داديم تا اشتباهى رخ ندهد.
على كه در اكثر محافل نجومى ديده مى شود، مى گويد: «چون اين كار را تا به حال كسى انجام نداده بود به نظر همه و از جمله خودمان خيلى سخت بودو با هر كسى در موردش حرف مى زديم از ايده كه مال خود من هم بود خوشش مى آمد ولى متذكر مى شد كه ما براى اين كار خيلى كوچك و بى حامى هستيم. كمتر كسى حاضر مى شد كه اين حجم كار را به ما بسپرد و ازمان حمايت هم بكند ولى…» شبنم وارد صحبت مى شود و به على مى گويد: «البته خيلى ها هم ازما حمايت كردند يا لااقل با تشويق شان اميدوار شديم، بايد قبول كنيم كه اولين تجربه جدى ما در اين زمينه بود و خودمان هم اصلاً فكر نمى كرديم كه اين چنين به نتيجه برسد.» شايد آنها تا به حال خودشان را دست كم مى گرفتند ولى با انجام اين كار به خود و همان خيلى ها ثابت كرده اند كه تجربه هاى بزرگ را حتماً نبايد در سنين بالا كسب كرد.
آنها مى گويند اين كار تا به حال در خاورميانه و دنيا انجام نشده و در تمام آن اينترنت گردى ها و سرچ هايى كه كرده اند تنها يك كار آن هم مشابه نه دقيقاً مثل اين را در ناسا ديده اند، در اين سالن ها سعى شده نه تنها به رويدادهاى سال آينده بلكه به تاريخچه فضايى روزها هم اشاره مى شود. يعنى مثلاً شما مى توانيد سالنامه را ورق زده و ببينيد كه در روز اول اسفند يا ۲۰ فوريه در سالهاى ۱۹۸۶‎/۱۲۶۴ قسمت اصلى ايستگاه فضايى مسير پرتاب شده و يا مى توانيد مطمئن باشيد كه يكشنبه ۷ اسفند سال آينده كه مصادف است با ۲۶ فوريه در سال ۱۹۵۳‎/۱۳۳۱ مقارنه استثنايى پنج سياره كه بر روى كمان كوچكى ۴‎/۳۳درجه دور هم جمع شدند و به طور اتفاقى در همان تاريخ پادشاهى چين عوض شد. مى توانيد روز تولد تان را باز كنيد و ببينيد چه اتفاقات نجومى در آن روز افتاده يا خواهد افتاد. از آنها مى پرسم براى آينده چه برنامه اى داريد؛ سميه مى خندد و مى گويد: «اول استراحت و بعد هم دوباره كار سخت و غير قابل باور.»
هزينه كار آنها حدود ۳ ميليون بود، كه اسپانسرهاى زيادى براى اين كار نداشته اند و بيشتر آن را از فاميل قرض گرفته اند ولى با همه اينها خودشان از كار راضى اند.
آنها تأكيد مى كنند كه كار كاملاً علمى است و نبايد تا حرف از نجوم مى شود افراد به ياد خرافات بيفتند. ولى نظر شرمين نادرى چيز ديگرى است آخر او هم به تنهايى تقويم ديوارى طالع بينى را براى سال آينده تدارك ديده به بازار فرستاده و مى گويد: « ۳ سال است كه روى اين مباحث تحقيق مى كنم و موضوع پايان نامه ام هم همين بوده، ابوريحان در كتاب التفهيم فى الصناعة التنجيم تمام نكات مربوط به نجوم را جمع كرده كه شايد به سفارش پادشاهان آن زمان بوده ولى به هر حال در آخر اين كتاب تمام خرافات مربوط به نجوم را هم گرد آورد و در آخر به خط خود نوشته: اينها خرافات است و از پى خرافات مى روند به جاى صنعت، ولى چون عضو جداناپذير و جلوه جذاب اين علم است به آن پرداخته و اضافه مى كند اگر اين وجه نبود پادشاهان پول براى ساختن گنبد ستاره شناسى نمى دادند . من از اين كتاب استفاده هاى فراوانى كرده ام و تأثير ستاره ها بر روى شغل، چهره و … افراد را در اين تقويم آورده ام، از كتاب صورالكواكب كه به قلم خواجه نصيرالدين طوسى است، به همراه تصوير سازى هم استفاده كرده ام. از نقوش اين كتاب كه براى علامت ماه امسال و كلاً بروج كشيده شد، براى تصوير سازى تقويم خود كمك گرفته ام و از روى آن تصاوير، تصاوير تقويم ام را كار كردم.»
تقويم شرمين هم كه ظاهرش آدم را ياد تاريخ و قدمت و جادوگرى مى اندازد مى تواند به شما كمك كند كه بدانيد در هر ماه چه روزى اتفاق خوبى برايتان خواهد افتاد و يا به چه چيزهايى نگاه كنيد تا ماه و روزهاى خوبى در پيش داشته باشيد و … او از كتابهاى قديمى و خطى زيادى كمك گرفته تا توانسته اين تقويم را پديد آورد وتأكيد مى كند كه صرفاً همه اطلاعات داخل اين تقويم را جمع آورى كرده و با سند و مدرك از آن دفاع مى كند. او از بين اين همه كتاب عجيب كتاب علم در اسلام «احمد آرام» را چيز ديگرى مى داند و مى گويد: «كتاب بسيار جذابى بود. جداولش به زبان رمز نوشته شده بود. بايد همه آنها را اول رمز گشايى مى كردم.» وقتى كمى به صورت اش دقت مى كنم متوجه مى شوم كه شرمين از اول صحبتمان ترسناك تر به نظر مى رسد. او را در دخمه اى با يك چراغ نفتى روى ميز در يك شب ترسناك در حال رمز گشايى تصور كرده و سعى مى كنم صحبتمان به درازا نكشد. تقويم ديوارى شرمين نادرى در انتشارات حوض نقره موجود است و سالنمايى گروه مهر و مدهم در حال حاضر در بازار فكر مى كنم سال ۸۴ سالنامه هاى جديد و در ضمن عجيبى را به همراه خود مى آورد. كه البته اميدواريم امسال هم مثل سالنامه هايش عجيب بوده و سال آينده ايران جوان به معرفى كار جديد خود شما بپردازد.

Advertisements

5 thoughts on “یک کتاب

  1. خوب می بینم که مزده چندین ماه بی خوابی رو (حالا واقعا چندین ماه؟!!!!)بلاخره گرفتی…..
    حالا اون بنده خدااز کجا ؟وچه قیمتی (این خیلی مهمه!!) سررسید رو تهیه کرده بود
    یه چیز می گم بینه خودمون بمونه اون دوستت مطمِِِئنن می دونسته این خراب کاری کارِ تو بوده می خواسته تورو خوشحال راهی سربازی کنه ,می دونی که….

  2. آخي بجمون مي خواد سرباز شه… نازي .ولي خب عوضش يه كم ازون لوسي ملوس درمياي . ميدوني كه منظورم چيه ؟!
    به هر حال اميدوارم موفق بشي عزيزم.راستي ميخواستم بگم اگه رفتي كوير پيمايي منم ببر. خيلي دوست دارم برم.
    اگه قبل از رفتنت خواستي بري خبرم كن.

Comments are closed.