جیغ سفید چند بلاگر

قبل نوشت(همون پينوشت): در آخر اين نوشته ها و يا در نظرخواهي اشكالاتي كه به من كوشزد مي شه را آوردم… كه حتمأ اونها را بخونيد…
هر گونه صحبتي در مورد وبلاگ ها را بايد به عنوان پديده نگاه كرد، يك واقعيت شكل گرفته تمام شده.


علي
پيرحسين لو اين جمله را حرف جديدي دانست كه براي اولين بار در جشنوارة وبلاگ نويسي
در همدان توسط سيدرضا شكراللهي گفته شده بود.

وي در ادامه افزود: اگر بخواهيم در
مورد حقوق بلاگ و بلاگرها صحبت كنيم، بايد در نظر بگيريم كه ما در روند تدريجي آن هستيم و هنوز  به نهايت آن نرسيده ايمم و نهايت آن نيز مشخص نيست، حتي دنيا نيز براي آن حد و مرزي قائل نشده است.

حتي وبلاگ را نمي دانيم كه يك
رسانه در نظر بگيريم؟ و يا حتي توان جريان سازي اجتماعي را دارد؟ آيا رقيب روزنامه
خواهد بود؟! و بسياري ديگر كه هيچ به سرانجام نرسيده است.

«الپر» ادامه داد: صحبت در رابطه با وبلاگ نويسي در ايران به نسبت كشورهاي ديگر دشوارتر است، زيرا وبلاگ در ايران بسيار خواص است. مدل فهم وبلاگ در ايران بسيار متفاوت تر از نوع هاي ديگر خود در خارج از كشور است.

وبلاگ ها در ايران متأثر، از نبود فضاي آزادي بيان در بيرون وفضاي حوزه هاي ممنوعه است، حوزه هايي چون سياسي، اخلاقي، مذهبي، اعتقادي حتي حوزة ممنوعه و سبك هاي زندگي كه به جزئيات زندگي شخصيترين مسئله مي پردازد.

پس در مورد اين مسئله بايد اول وبلاگ ايراني را شناخت، سپس به بررسي آن پرداخت.

وي ادامه داد: حقوق وبلاگ نويسان ايران و تنها مسئله مشترك بين وبلاگ هاي ايراني چيزي جز وبلاگ نوشتن نيست.

وي الپر در ادامه سوالي مطرح كرد:

خود وبلاگ چه حقي مي تواند براي
وبلاگ نويس بياورد؟

و در جواب سوال خود گفت: جواب اين سوال بسيار ساده است، وبلاگ آزادي مي خواهد و هر گونه حقوق، قانون و قيد و شرطي بايد منعطف و منعكس باشد، با اين مولفه آزادي شايد اگر تنها شاخصه ايي كه بتواند كمترين نقص را براي پيدا كرد، وبلاگ برآمده از اينترنت است كه بر محوريت آزادي شكل گرفته است.

 

اميد معماريان ديگر وبلاگ نويس، پديده بودن موضووع وبلاگ را بسيار پر اهميت دانست و توجه خواص به اين موضوع را امري مهم
دانست.

معماريام افزود: وبلاگ پديده ايي چند منظوره و بسيار سيال است و هويت آن به سياليتش است، وبلاگ مانند توده است كه دائمأ از جلو به آن اضافه و از پشت از آن خارج مي شود، يعني افراد زيادي به مجوعه اضافه و كم مي شوند.

وي در ادامه گفت: در عين حال ما هميشه مجوعه ايي از وبلاگ نويسان را داريم كه مي تواند خيلي از آنها ثابت نباشد و مي توانند خيلي از آنها بعد از چند سال از وبلاگ نوشتن كنار بكشند.

بازدارندة فضاي واقعي كارايي چنداني در فضاي مجازي ندارند و عملأ كار آمد نيست و قوانين كار آمدي نيز ندارد و بيشتر از آن چيزي كه قانون كنترل كند، تحت تأثير معيارهاي اخلاقي شبكه است. وبلاگ ها بعد از مدتي به اصول و قواعد نانوشته ايي پي مي برند كه اصول و قواعد را رعايت مي كنند و در اين مسئله خود كنترل كنندة بسيار مهمي است.

وي نوع نگارش وبلاگ ها را به سطح تحمل جامعه و حد و حدود جامعه نيز دانست و در ادامه گفت: فضاي وبلاگ نويسي را بخشي از فضاي جامعة مدني مجاز قلمداد كنيم، كه اين جامعة مدني مجاز براساس تعاريفي كه از آن مي شود، فضاي آزادي و رهايي است، فضاي رهايي از سلطه ها، بنا به همين دليل است كه يك شخص كاملأ معمولي مي تواند در كنار يك سياست مدار برجسته حضور پيدا كند.
بنابراين اگر از همان قوانيني كه ما در شبكة واقعي مي سنجيم، بخواهيم در شبكه هاي وبلاگي نيز همان كار كنيم، راه بس خطايي رفته ايم.

 


عليرضاشيرازي مدير سرويس ارائه دهندة بلاگفا با تاكيد بر، وبلاگ ايراني را بايد به عنوان پديددة ايراني شكل گرفته بررسي كنيم، گفت: بعضي از مسائل فقط معطوف به ايران نمي شود بلكه بايد از ديد جهاني به آن نگريسته شود. مثلأ وبلاگي كه به شركت و يا شخص فقط مربوط به كشور و يا مليتي خواص نمي شود، پس بعضي از مسائل بايد از ديد جهاني نگريسته شود
و مسئله وبلاگ ها را كاملأ جدي بگيريم.

وي در ادامه گفت: البته موارد ديگري نيز وجود دارد كه اول بايد ماهيت وبلاگ را مشخص كرد، مثلأ آيا وبلاگ يك نشرية است و يا حتي آيا به عنوان يك راسانه پذيرفته مي شود…

شيرازي افزود: حال باز اين سوال مطرح است، اگر يك وبلاگ هويت حقوقي يك فرد را افشا كرد چه بايد كرد؟

آيا قوة قضائيه با مسدود كردن آن وبلاگ، حيثيت شخصي مورد نظر را مي توان برگرداند، پس بايد چهارچوب، محدوديت و مسئوليت هاي يك وبلاگ نويس را داشته باشيم. بايد وبلاگ نويس براند تا چه حدي مي تواند بنويسد. متاسفانه هنوز خط قرمزها در وبلاگ نويسي مشخص نيست، مثلأ مي تواند در مورد مسئولين كشور اظهار نظر كند و آيا اين فرد متهم به تشويش اذهان عمومي نمي شود؟!

شيرازي گفت: حال بايد مسئله برعكس را هم در نظر بگيريم، خود وبلاگ نويس چه حقوقي دارد و تا چه حد قدرت دارد كه مانور بدهد و يا ادعاي حقوقي داشته بايد مثلأ اگر نشريه ايي بدون درج اسم و نشاني وبلاگي اقدام به چاپ نوشته ايي از وبلاگي بكند، چه حكمي براي وبلاگ نويس و نشريه مذكور دارد؟!!

 


سيد رضا شكراللهي، وبلاگ نويس خوابگرد نيز در ادامه صحبت ها گفت: بهتر است مسئوليت حقوقي وبلاگ نويسان را مشخص كنيم، نه حقوق وبلاگ نويسان را. مسئوليت هاي حقوقي وبلاگ نويسان دو جنبه دارد، يك نسبت به درون فضاي وبلاگستان و ديگري نسبت به فضاي بيرون وبلاگستان. جنبة اول آن كه نسبت به درون فضاي وبلاگستان است، خودد چند جنبه دارد كه يكي كاملأ جنبة اخلاقي دارد و اميد معماريان به آن اشاراتي داشته است.

وي ادامه دارد: شايد چيزي كه در
جامعه هيچ وقت وجود نداشته و ندارد فضاي برابراست كه در وبلاگستان وجود دارد، يعني
همه با هم برابر بوده، چه كساني كه روازنه هزاران بازديد كننده دارند و چه كساني كه
يك بازدبد كننده دارند.

بلاگر خوابگرد در ادامه صحبت هاي خود گفت: پس مسئله حقوقي وبلاگستان فضاي دروني خودشان، كاملأ جنبة اخلاقي دارد كه از درون خودشان زائيده مي شود. مثلأ عده ايي كه به موضوعي مشترك علاقه دارند دور هم جمع مي شوند و يكسري قوانين نانوشته ايي ثبت مي كنند و طبق همين قوانين مي روند و باز طبق معمول يكسري ناهنجاري هايي نيز پيش مي آيد ولي، خود قوانين نانوشته، خود ترميم مي كند و هر اشتباه باعث به وجود آمدن يك قانون جديد مي شود كه اين باعث پيشرفت قوانين نانوشته مي شود.

وي در ادامه گفت: مثلأ اگر در يكي از كلوني هاي وبلاگ نويسي از كسي اشتباهي سر بزند، بلاگ هاي اين كلوني بدون هماهنگي خواصي با توجه به قوانين نانوشتة خود اقداماتي همچون لينك ندادن به فرد مورد نظر، پاك كردن نظرات شخصي و مواردي چنين اقدام مي ورزند.

وي در ادامه در مورد بحث بيرون وبلاگ نويسي گفت: اين بحث كاملأ حقوقي است و من اين مورد تخصصي است و زمينة در اين مورد ندارم ولي از صحبت هاي پيرحسين لو كمك مي گيرم، نسبت رشد وبلاگستان حداقل در وحلة اولش به خاطر فضاي بستة سياسي و اجتماعي كشور بوده است.

وي ادامه داد: براي وبلاگ ها بايد پارامتر اصلي قرار دهيم، پس تتنها پارامتري كه براي وبلاگ هاي ايراني نسبت به حقوق آنها، بايد قرار بدهيم، آزادي است.

شكراللهي در ادامه افزود: چه كساني بايد اين آئين نامه ها را بنويسند، اين اشخاص چه گرايشاتي خواهند داشت؟ حال تازماني كه هيچ آئين نامه ايي بدون، مشخص، دقيق و تثبيت شده ايي كه راهكارهاي جدي خودش را طي نكرده باشد، هيچ كس حق برخورد با وبلاگ نويسان را ندارد و حال تنها جوابي كه براي چرايي اين قضيه مي توان گفت اين است كه: هنوز در تعريف هويت اين قضيه مانده اند.

 

شيرازي در اين بين افزود: وقتي ما ادعا مي كنيمة پس نه به هويت حقوقي نيازمنديم…

 

معماريان نيز گفت: اگر فضاي وبلاگ يك فضاي باز باشد، قطعأ هنجارهاي تعريف شده شكل مي گيرد و قواعد كنترل عرفي نيز به وجو مي آيد. اما اتفاقي كه مي افتد، يك گفتمان سركوب در حوزة آزادي بيان است كه وقتي فعال مي شود، كه قسمتي از فضاي وبلاگ به ون شناسنامه يه عرصه بيايند، بنابراين هر چه فضاي سركوب بيشتر مي شود، بي هويت حضور پيدا نمي كند و فضاي بي هويت نيز آمادة نا هنجاري است.

وي در ادامه گفت: كساني كه با اسم شناسنامه ايي خودشان وبلاگ مي نويسند سعي مي كنند كه قوانين چهارچوب كشور نزديكتر كنند، نكتة ديگر كه حاعظ اهميت است اين است كه، پرده سركوب باعث صعود ردكاليسم و افزايش ناهنجاريها و بينظمي ها مي شود.

 

بلاگر الپر در ادامه چند نكته را اشاره كرد:

  1. يكي از معقوله ها مشخص بودن اين كه خيلي مشخصتر از وبلاگهاي نمونه وبلاگها در جهان اطراف است.
  2. مولفة ديگر آن، مخاطبان دبلاگ است كه غالبأ اذهان خصوصي هستند، بنابراين معقولة تشويش اذهان عمومي در آن معني ندارد.
  3. شكاف رسمي و مستعار بسيار مشخص هستند. از شكافهايي كه نمي توان ناديده گرفت، شماف هاي ادبياتي است. غالبترين شكاف اجتماعي در جامعه واقعي ايران، شكاف گفتمان رسمي و گفتمان غير زسمي است و اين شكاف ها به مرور بازتاب پيدا كرده است.

    
وي در ادامه توضيح داد: تنها مولفة هويتي وبلاگ ها در بدو تأسيس رسميت دادن به اين شكاف ها                                                                     بوده است و باركردن بخش عير رسمي جامعه بر فضاي وبلاگ است كه اين البته شكسته شده البته
با       ورود افراد سياسي، اجتماعي، و افراد ديگر…

  1. قانون گذارها غالبأ با اين معقوله ها ناآشنا هستند.
  2.  مجريان، دولتي، غيردولتي و حتي سرويس دهندگان بي صلاحيت هستند.
  3. هر گونه بحث و قاعده گذاري حتي از نظر نوع تعامل دروني زا، بايد اين مسئله را حل كنند كه يك نوع بي اعتمادي مفرط بين فضاي مجازي و اعي ما وجود دارد.

 

شيرازي مدير بلاگفا و پارسيك در ادامه گفت: هويت اخلاقي بايد رويه ايي به سوي هويت حقوقي نيز داشته باشد. اگر هويت اخلاقي را مشخص نكنيم، اشتباه هات بسياري به وجود مي آيد.پس موضوعي كه باعث مستعار نويسي بلاگرها مي شود، اشتباه هات آنهاست.

وي ادامه داد: طي بررسي هايي كه از
سايت هايي چون
blogger , live journal & …
و نظاير آن انجام دادم، به موردي جالب برخوردم، برخلاف آنكه ايرانيان اسم هاي آنچناني براي وبلاگرهاي خود مي گذارند، آنها اسم خود را براي وبلاگ انتخاب مي كنند.
همين امر كه بلاگرها با اسم مستعار نمي نويسند، اصول اخلاقي را رعايت نمي كنند مثلأ در نقل قول ها هميشه لينك مربوط را مي دهند.

 

علي پيرحسين لو در ادامه در ارتباط با قانون گذاري در فضاي مجازي چند سوال و نكته مطرح كرد:

  1. آيا اجتماع مجازي يك جامعه است؟!
  2. آيا مي شود براي اين فضاي مجازي قانون گذاشت.
  3. آيا جنس قوانين در فضاي مجازي از جنس قوانين در فضاي حقيقي است، كه غالبأ از جنس محدوديت نگر هستند و با محدوديت كنترل و مهار تنظيم شده اند.
  4. آيا كسي كه در اين جامعه وبلاگ مي نويسد ويا در جامعه ايي دگر به نام جامعة مجازي. اين جامعة فارسي زبان كه يك ايران فراتر از مرز ايت و مرزهايش با مرزهاي جغرافيايي شناخته نمي شود.

الپر در ادامه گفت: ما در فضاي وبلاگ به سمت قانون نانوشته يا عرف پيش مي رويم . همه از آن فهمي مشترك دارند. اين موضوع در تعامل دروني شكل گرفته است.

 

پيرازي در ارتباط با فيلترينگ گفت:
فيلترينگ نقش حمايت اخلاقي نسبت به داشته است، در غير اين صورت به فرهنگ ما ضربه ميخورد. اما از اين قانون فيلترينگ سوء استفاده شده و براي مجدود كردن سايت هاي ديگر استفاده شده است وي با اشاره به چندين سايت فيلتر شده نظير «اركات» گفت: آيا اين گونه سايت ها نيز بايد فلتر شوند.

 

شكراللهي نيز در اين رابطه گفت:
البته اين موضوع باعث رشد سواد كامپيوتري جامعه شده است.

 

پيرحسين بو در اين رابطه نيز افزود: در مقام نظري، قانون بد نيست ولي در مقام عمل شايط ما طوري است ما با قانون گذار مشكل داريم نه با قانون.

 

معماريان روزنامه نگار و بلاگر اميد معماريان گفت: لايحة جرايم اينترنتي كه در حال حاضر مطرح است در آن فعالان فضاي سايبر ديده نمي شوند و هيچ متخصصي كه در فضاي سايبر شناخته شده باشد در آن مشاركت نداشته است، وي در ادامه با مثال هايي به بررسي اين موضوع پرداخت…

وي اوامه داد: هر مطلبي كه در وب سايت ها منتشر مي شود همانند حقوق منتشر شده ايي مانند كتاب ها و نشرياتي مانند روزنامه و مجالات را دارند.

آن چيزي كه شكل يافته و مشخص شدة دنياي مجازي را با مشكل مواجه كرده، نا آشنايي، بدبيني و سوء زن، بدبينانه و متأجرانه كساني است كه حوزة مجازي سياست گذاري مي كنند و گفتمان انها نيز گفتمان كنترلي غيرمتعارف است.

وي در ادامه گفت: بسياري از بي اخلاقياتي كه در جامعه روي مي دهد در فضاي مجازي نيز وجود دارد البته كمي تشديد شده تر.

در ادامه شيرازي به بررسي كلي سرويس دهندگان و بلاگ هاي ايراني و خارجي پرداخت.

در ادامه بحث كلي و گذرا پيرامون اولين جشنوارة وبلاگ نويسي در ايران انجام شد كه در اينجا نياوردم(به دلايلي)…
شايد در آينده ايي نزديك اين كار را هم انجام دادم، هر چند كه بحث در اين مورد بسيار كوتاه و گذرا بود.

علي لطفي      alotfi.com

 



alotfi.com

ضميمه ها(اشكالات و … كه توسط دوستان تذكر داده شده)
خوب از همين الان چند اشكال وجود داشت:
عليرضا شيرازي لطف كردند و چندتا از اشكالات را گوشزد كردند… من هم عينأ اونا را مي يارم تا اشكالي به وجود نياد… باز ببخشيد عليرضا شيرازي… بابت اين اشتباه ها….
Chand Ta Eshatebh dari baba!
چند اشكال داره بابا!
Man key az in Harfa Zadam!
من كي اين حرفها را زدم!
Hoviat Hoghghi ra Efsha Kard na
هويت حقوقي را افشا كرد نه
Asrar Shakhsi Ya .. Ra Efsha kard
اسر شخصي يا … را افشا كرد
Che Hokmi baraye nashrieh Fogh Dard Dig Chieh!
چه حكمي براي نشريه فوق دارد ديگچه
Bayad beshe Che Hoghoghi baraye nevisandeh Motesaver hast
بايد بشه چه حقوقي براي نويسنده متصور است
dar zemn Aks behtar nabood!
در ضمن عكس با حال تر نبود
Ye Ja Ham Shirazi ra pirazi nevshti
يه جا هم شيرازي «پيرازي» نوشتي
na mard man key goftam Filter bayad Dashteh bashim goftam Ghanon CHenin Naghshi baraye Filtering dar nazar gerefteh ast
نامرد من كي گفتم فيلتر بايد داشته باشيم… گفتم قانون چنين نقصي براي فيلترينگ در نظر گرفته است.
va da Vaghe Daliesh In hast
و در واقع دليلش اين است…
ادامه نداد؟!!!!
جواب من: چندتاي اول قبول، اشتباه از من بود… عكس باحالتر نبود… يعني اصلأ به عكي و تعريف و اين چيزا لازم نداريد… بعدشم در رابطه با فيلترينگ فكر نكنم من هم توي نوشته هام اين منظور را داشتم… هر چند شايد اشتباه كردم كه بازم معذرت مي خوام

Advertisements

7 thoughts on “جیغ سفید چند بلاگر

  1. به نظر من ابايد به چند نكته توجه كافي شود
    1) وبلاگ و اينترنت ساخت ما نيست، ما نبايد متولي آن،پاسبان آن و قانون نويس آن باشيم.
    اگر به قانوني نياز باشد بهتر است از روي قوانين نوشته شده در غرب كپي و past كنيم!
    2) وبلاگ تنها يك رسانه نيست كه قانوني چون قانون مطبوعات را بتوان بر آن جاري و ساري كرد.
    وبلاگ مي تواند محل انجام يك گپ خانوادگي يا دوستانه، چاه تنهايي، اتاق روانكاوي و يا دفتر شعر باشد.
    3) نوشتن قانون و ايجاد محصورات و معذوراات براي وبلاگ نويسي سبب ايجاد انگيزه و مهمتر از آن ايجاد حق براي مسئولان و به خصوص مسئولان امنيتي و قضايي مي شود كه قوانين سخت گيرانه تري بر آن بنگارند.

  2. خوب از همين الان چند اشكال وجود داشت:
    عليرضا شيرازي لطف كردند و چندتا از اشكالات را گوشزد كردند… من هم عينأ اونا را مي يارم تا اشكالي به وجود نياد… باز ببخشيد عليرضا شيرازي… بابت اين اشتباه ها….
    Chand Ta Eshatebh dari baba!
    چند اشكال داره بابا!
    Man key az in Harfa Zadam!
    من كي اين حرفها را زدم!
    Hoviat Hoghghi ra Efsha Kard na
    هويت حقوقي را افشا كرد نه
    Asrar Shakhsi Ya .. Ra Efsha kard
    اسر شخصي يا … را افشا كرد
    Che Hokmi baraye nashrieh Fogh Dard Dig Chieh!
    چه حكمي براي نشريه فوق دارد ديگچه
    Bayad beshe Che Hoghoghi baraye nevisandeh Motesaver hast
    بايد بشه چه حقوقي براي نويسنده متصور است
    dar zemn Aks behtar nabood!
    در ضمن عكس با حال تر نبود
    Ye Ja Ham Shirazi ra pirazi nevshti
    يه جا هم شيرازي «پيرازي» نوشتي
    na mard man key goftam Filter bayad Dashteh bashim goftam Ghanon CHenin Naghshi baraye Filtering dar nazar gerefteh ast
    نامرد من كي گفتم فيلتر بايد داشته باشيم… گفتم قانون چنين نقصي براي فيلترينگ در نظر گرفته است.
    va da Vaghe Daliesh In hast
    و در واقع دليلش اين است…
    ادامه نداد؟!!!!
    جواب من: چندتاي اول قبول، اشتباه از من بود… عكس باحالتر نبود… يعني اصلأ به عكي و تعريف و اين چيزا لازم نداريد… بعدشم در رابطه با فيلترينگ فكر نكنم من هم توي نوشته هام اين منظور را داشتم… هر چند شايد اشتباه كردم كه بازم معذرت مي خوام

  3. سلام
    اقا هر چي گفتي حرف دل تموم بلاگر ها هستش

    اقا هواي وب لاگ مارم داشته باش كه دشمن پيدا كرده!!!

    زتتتتتتتتتت زياد داشش علي ايسنا گل

  4. گزارش بسيار جالبي بود به خصوص با وجود پدر خوانده هاي وبلاگ شهر .اي كاش به تفصيل بود و جزئيات بيشتري رو در بر ميگرفت و اي كاش نوار صوتي اين چند ساعت هم در دسترس بود.
    در مورد وبلاگ شما من از طريق صبحانه به وبلاگ شما رسيدم و خيلي از وبلاگتون خوشم اومد .من به شما لينك دادم.

  5. دست خودت كه واقعا درد نكنه. ناراحت كه نيستي از من؟ خودت بهتر مي دوني كه اون روزها حالم خيلي خوب نبود.

  6. كاشكي يك بار ديگر از بچه ها مي خواستي مي آمدند ومصاحبه انجام مي شد. چيزي كه نوشتي انصافا 1 درصد موضوعات را هم در برنمي گيرد. مشوش است وسر وته ندارد و خواننده را هم گيج مي كند. از اين اتفاقات در عامل كار مطبوعاتي مي افتد. اما راهش اين نيست كه مثله مطالب را چاپ كني. اين بدترين شكل ماجراست. بعدش هم اينكه مصاحبه براي ايسنا بوده. اگر نشده كه اساسا نيايد جاي ديگري چاپ شود. مگر با اجازه افراد شركت كننده. من به احترام خوانندگان گمان مي كنم مي توانستني تصميم بهتري بگيري.

  7. كاش مي گفتيد چه مي كردم.. هر چند كه به نظرم بهترين كار را كردم‘ تا شايد اين زحمتي كه من و يا شما كشيديد هدر نرود‘ هر چند كه كم و كاستي دارد ولي ه جرعت مي توانم بگويم كه تمام مطالب مهم را در بر مي گيرد…
    جالا شما بگوييد تصميم بهتر كدام است؟
    ننوشتن… يا مطالب مهم را نوشتن و حاشيه ها را در دست نگرفتن؟!!!
    ولي به هر حال از راه نمايي شما متشكرم…

Comments are closed.