“نخستین جشنواره دانشجویان وبلاگ‌نویس ایران” در یک نگاه…

شايد بارها و بارها در اين مدت سعي كردم بنويسم، ولي گويي كاملأ طلسم شده بودم و هيچ كلمه ايي آغشته به اين قلم نمي شد، ولي به هر حال نوشتم كه كمي از حال و هواي خودم در آمده باشم…
اول اينكه از همدان آمدم، شهري جالبي بود، شهري كه تقريبأ همة ميادين شهر را يكي از مشاهير بزرگ ايران پر كرده بود و به قول بچه ها، همداني ها در ميدان مي ميرند… ولي جالب ترين نكتة همدان، خوانده شدن همدان به عنوان «پايتخت جهان» است(البته نمي دانم اين حرف چقدر مستند است)، فقط به يك دليل آن هم قدمتي برابر با 500 سال پايتختي … فكر كنم كمي عجيب باشد!!!
ولي به هر حال خوشگذشت، دوستان و دشمنان زيادي براي خودم دست و پا كردم، و در عين حال كلي چيز ياد گرفتم!…
از ياد گرفته ها: احتمالأ(طبق اسناد!) تنها كمتر از 5% از مردم ايران از اينترنت استفاده مي كنند، پس اين تعداد بايد(البته نه الزامأ) آدم هايي از سطح خانوادگي مرفع تر و روشنفكرتر(شايد هم …)باشند، ولي در اين چهار روز اين توهم كاملأ از من دور شد. كساني كه ادعاي روشنفكري و وبلاگ نويسي حرفه ايي مي كردند(حتي جوايز اين دوره را هم كسب كرده بودند) كارهايي كردند كه كاملأ از يك شخصيت عادي جامعه هم به دور بود! كارهايي كه بچه ها كوچك هم از انجام آن شرم داشتند؟!!! در كل اين انتظاري كه از سطح بلاگرها داشتم نبود!؟(همه را نگفتم)

در كل شهر جالبي بود و همايشي جالب تر… كلي حرف براي گفتن بود ولي حالي نبود كه بنويسم؟!
تمام حرف ها را از جاهاي مختلف جمع كردم يك جا اوردم… خواستيد بخونيد بريد لينك پايين…همين ديگه

از تمام داوران مي تونيد در اين رابطه يك مطلب بخونيد ولي بهترين مطلب همين هستش
——————————————————————————————————————
< انقلاب فيروزه‌ای ، کامنتی برای گوريل‌ها
روايت من از نخستين جشنواره‌ی دانشجويان وبلاگ‌نويس ايران
اول از همه: ارديبهشتِ همدان راستی که دل‎انگيز است. حال سياسی اين شهر اما، چند سال است که در هيچ‎يک از ماه‎های سال خوب نيست. از پيش‎ترها فضای اين شهر رنگ ناصافی از سياست داشت آن هم به سود اقتدارگرايان، ولی از ماجرای آغاجری به بعد همدان لقب يکی از امنيتی‎ترين شهرها را به خود گرفت. برگزار کردن يک جشنواره‎ی دانشجويی با موضوع خوفناک وبلاگ آن هم توسط چند دانشجوی مستقل دانشگاه بوعلی سينا واقعا سماجت می‌خواست و شهامت که نه تنها هر دو را داشتند که به جرأت می‎گويم در بين چهار جشنواره و مسابقه‎ی وبلاگی که در سطح گسترده در ايران برگزار شده و سه‎تای آن‎ها در پايتخت بوده، اين يکی از همه‎ی آن‎ها منظم‎تر، با برنامه‎تر، مفيدتر، تشکيلاتی‎تر، حرفه‎ای‎تر و زنده‎تر بود. به سالن کشاندن دادستان همدان و نشاندن او روی صندلی مراسم تا در فيلم ويژه‎ی افتتاح جشنواره فرزند شهيدی را ببيند که موسيقی متال می‎شنود و برای انتشار حرف‎ها و عکس‎های سانسورشده‎اش در مطبوعات، وبلاگ راه می‎اندازد، براي من کافی بود تا در همان روز اول به برگزارکنندگان جوان و مهربانش ايمان بياورم و تا آخرين روز با شور و هيجان پا به پای‎شان اندرونه‎ام بالا و پايين شود تا همه چيز به خير و خوشی تمام شود که شد. دست مريزاد هزار بار!

غايبان: دانشجويان وبلاگ‎نويسی که اين جشنواره را جدی نگرفتند، اگر می‎خواهند پشيمان نشوند پيشنهاد می‎کنم حال و هوای جشنواره را از هيچ‎يک از شرکت‎کنندگان نپرسند. دانشجويانی هم هويت‌شان را پنهان می‌کنند، اگر می‌بودند شور و حرارت اين جشنواه از مرز جوش می‌گذشت. وقت است که هم خودمان را جدی‎تر بگيريم و هم اکنون که ـ با وبلاگ‎نويسی ـ جسارت عرضه‎ی خويش را بر خويش يافته‎ايم، با عرضه‎ی آشکار هويت فردی خويش بر ديگران اين جسارت ستودنی را بيفزاييم.

افتتاحيه: فيلم کوتاهی که پخش کردند، با اين جمله و صدا تمام شد: «کاش خدا برای دعاهای‎مان کامنت می‎گذاشت.» خدا بود!

بيانيه‎ی داوران: وقتي رفتم روی سن برای خواندن بيانيه‎ی داوران بخش فرهنگی و ادبی، به عنوان مقدمه گفتم: « ما پير و پاتال‎های فرهنگی و ادبی نه مثل جوون‎های فنی می‎تونيم بيايم از حفظ بيانيه بخونيم، نه مثه سياسيون قدرت لپ‎تاپ آوردن و غصب ميز مجری مراسم رو داريم. پس همه چيز رو از رو کاغذ می‎خونم، کلمه به کلمه…» هيچ‎جا اين بيانيه را که ما از شب تا ساعت چهار و نيم صبح مشغول نوشتنش بوديم، به‎طور کامل منتشر نکرده. طبيعی هم هست. ولی نمی‎دانم چرا سايت جشنواره که بايد متن کامل بيانيه‎ها را به عنوان مستندات آن منتشر کند هم در اين مورد کوتاهی کرده. به هر حال نسخه‎ی غلط غولوط و خلاصه‎ی اين بيانيه را می‎توانيد توی اين گزارش ايسنا بخوانيد. معيارهای ما اين بود: ۱- ماهيت رسانه‎ای و ارتباطی وبلاگ ۲ـ مسئوليت در قبال زبان و نگارش ۳ـ کيفيت طرح و ساختار فنی و بصری همراه با نبود عناصر مزاحم ۴ـ (با نظرداشت صفت دانشجويی جشنواره) هويت دانشجويی وبلاگ ۵ـ خلاقيت در نام‎گذاری از منظر زيباشناختی.

برندگان: به لطف حرفه‎ای بودن جامعه‎ی خبرنگاران کشور، اسم وبلاگ‎های برگزيده، در هيچ سايت و روزنامه‎ای به شکل درست و دقيق منعکس نشد، بنابراين ناچارم نام برندگان جايزه را همين‎جا بياورم:
برگزيده‎ی نخست: وغيره
برگزيده‎ی دوم: ارتفاع صفر
برگزيده‎ی سوم: نوشته‎های اتوبوسی
ويژه‎ی هيأت داوران: بياض

شهاب مباشری: همه‎ی خوبی‎های دنيا در او جمع است، ولی يک نقطه‎ضعف بزرگ دارد؛ به‎رغم ذات و قيافه‎ی سيگاری‎اش، سيگار نمی‎کشد. متن سخنرانی‎اش را حتما بخوانيد تا رستگار شويد؛ حتا اگر سيگاری نيستيد!

اميد معماريان: گاو پيشانی‎سفيدی که در اين شب‎های هم‎اتاقی بودن ضربه‎ی روحی بزرگی به من زد. هرچه شب‎ها من بيدار بودم و می‎خواندم و می‌نوشتم، او مثل تنه‎ی سنگين يک درخت افتاده بود روی تخت و خرکيف خرناس می‎کشيد. نمی‎دانم سخنرانی بسيار خوبش درباره‎ی نسبت جامعه‎ی مدنی با وبلاگ‎های فارسی را در کدام‎يک از شب‎ها که خواب بود، نوشت!

دکتر حنايی کاشانی: از او متنفرم، چون همواره در من احساس غبن ايجاد می‎کند. آخر يک نفر آدم چه‎قدر بايد هم اطلاعات گسترده در هر حوزه‎ی فرهنگی و هنری داشته باشد و هم اين‎قدر قدرت تحليل، و بدتر از همه اين که اين‎قدر خوش‎مشرب باشد و خاکسار؟ سخنرانی او تصادفا مکمل نکاتی بود که در سخنرانی من طرح شد. اگر خوش‎اقبال باشم و متن هر دوی اين سخنرانی‎ها در يک صفحه از يک روزنامه چاپ شود، شايد کمی از احساس تنفرم فروکاهد!

نيما اکبرپور: نبود، نبود، نبود، نبود، نبود، نبود، نبود، نبود، نبود، بعد يک‎هو خبرنامه‎ی جشنواره به تعداد موهای سرش او را بود کرد، بودکردنی!

جليل اکبری صحت: روزنامه‎نگار باشی، اهل بخيه‎ی ادبيات باشی، منتقد سينمايی باشي، دبير سرويس ادب و هنر باشی، لباس اسپرت بپوشی، پژو ۲۰۶ داشته باشی، آدامس بجوی، همدانی‎الاصل باشی، وبلاگ‎خوان حرفه‎ای باشی، با هيچ‎کس تعارف نداشته باشی، و کلی داشته‎باشی و نداشته‎باشی ديگر. بس نيست برای داور بودن؟ راستی آدامست را از همدان تا ساوه جويدم، برای گرفتن ديه‎ی فکم که داغون شد، حتما بهت زنگ می‎زنم.

محمود فرجامی: اگر بچه‎ی مشهد نبود که دوست‎شان دارم اين‎جا می‎نوشتم، اگر به دبش لينک نداده‎ايد، عوضش او تنها کسی‎ست که دو دست کت و شلوار دارد! بی‎خيال «تناقض»…

علی پيرحسين‎لو: جان خودم همه‎ی‎ ما از دم موبايل داشتيم، ولی نمی‎دانم چرا موبايل علی بيش‎تر از ما زنگ می‎خورد؟ بابا! آقای معين چه‎قدر بايد به تو زنگ بزند تا وزارت آ‎ی‎تی را قبول کنی؟

محمود اروج‎زاده: به‎خدا وقتی ديدم در ميزگرد حقوق وبلاگ‎ها وسط سحرخيز کله‎خراب و دکتر دادخواه با آن شور و هيجان سياسی گير افتاده، دلم برايش سوخت. راستی از سومين دوره‎ی مسابقه‎ی وبلاگ‎ها چه خبر؟ جشنواره‎ی همدان انگار بدجوری کک انداخته بود توی تنبان محمود؛ خدا به خير کند.

نويد لطيفی يحيی صفی‎آريان: اين اسم دراز، در زمان برگزاری جشنواره متعلق به يک شخصيت ـ به معنای واقعی کلمه يک شخصيت ـ بود که سردبيری جشنواره را به عهده داشت. ولي بيرون جشنواره اين اسم به دو اسم «نويد لطيفی» و «يحيی صفی‎آريان» تقسيم می‎شد که دو نفر بودند. عکس اين دو ساختارشکن عرصه‎ی دبيری جشنواره‎ها را ببينيد. گريه‎ی آرام آن‎ها بعد از اختتاميه، مرا هم به گريه انداخت.

عليرضا شيرازی و شهرام شريف: از آن فنی‎های باسواد که وقتی باهم حرف می‎زنند، من يکی هيچ‎چی نمی‎فهمم و حوصله‎ام سر می‎رود، ولی وقتی در گوشَت حرف می‎زنند، می‎بينی که انگار شور و شيدايی، فنی و فرهنگی نمی‎شناسد؛ کافی‌ست فقط ديوانه باشی!

قوانلو قاجار: روزنامه‎نگاری سايبر پديده‎ی آن‎قدر نوی‎ست که هنوز در ايران شناسايی نشده، ولی جالب اين‎جاست که قوانلو به جای«اشتياق»، نسبت به آن «حس نوستالژيک» دارد. اين را از نگاه غريبانه‎اش می‎شود فهميد! دير آمدی و زود رفتی قاجار!

بلاگرهای شرکت‌کننده: خداوکيلی به همه‌تان خوش گذشت، نه؟ باز هم خواهش می‌کنم عکس‌هايی را گرفتيد برای خود من هم بفرستيد. پيشاپيش هرگونه فتوشاپ‌کاری عکس‌هايم را برای انتشار در وب شديدا محکوم می‌کنم.

سخنرانی من: روز قبل از سخنرانی من، شهاب مباشری سخنرانی داشت. حرف‎هايش که از نيمه گذشت، چشم‎هايم آرام آرام از حدقه زد بيرون و افتاد روی زمين. بر اثر توارد ذهنی، شهاب موضوعی را طرح کرد که من برای سخنرانی آماده کرده بودم. همين باعث شد تا يک روز تمام وقت بگذارم و از نو سخنرانی ديگری تنظيم کنم. به‎نظرم بد هم نشد. «در خدمت وبلاگستان به زبان فارسی» تيترش بود و درباره‎ی فرشته‎ی مرگی حرف زدم که روی شانه‎های زبان فارسی ايستاده و به‎خاطر وبلاگستان دارد از اين نشستن پشيمان می‎شود! هنوز وقت نکرده‎ام تايپش کنم. بعدها خودش را يا لينکش را خواهم گذاشت. گزارش اين سخنرانی را هرجا به‎جز جايی که خودم تأييد می‌کنم اگر ديديد، لطفا به‎هيچ‎وجه نخوانيد. شديدا تکذيب می‎کنم.

انقلاب فيروزه‌ای
يکی از بهترين و زيباترين رويدادهای جشنواره، همين الان و در ادامه‎ی همين سطرها شکل می‎گيرد. از همدان که برگشتم، ايميلی گرفتم از عباس معروفی. گويا پيش‎تر از او خواسته بودند که پيامی برای جشنواره بفرستد. می‎فرستد، ولی منتشر نمی‎شود. بلافاصله با نويد لطيفی تماس گرفتم، گفت اصلا از چنين موضوعی خبر ندارد و متأسفانه ايميل معروفی را دريافت نکرده. بسيار هم پوزش خواست. اکنون هم دير نيست. نامه‎ی معروفی را بخوانيد:

وبلاگ‎نويسان عزيز وطنم،
من انقلاب فيروزه‎ای وبلاگ‎نويسی را بزرگ‎ترين اتفاق تاريخ ايران می‎دانم. آنجا که جامعه‎ای شفاهی و جمعيتی افواهی به تمدنی مکتوب مبدل شود، نام‎ها و امضاها جايگزين سايه‎ها و سياهی‎ها خواهد شد. آنجا که چهره‎ها بر تمامی گفتار خويش شهادت می‎دهند، شهر از هياهوی گنگ تباهی نجات می‎يابد، و کلام جسدی بادکرده نيست که بر سينه‎اش نوشته باشند: مجهول‎الهويه. هزار سال شعر پارسی با شاعرانش باليد، اما با جامعه چه کرد؟ دستاورد حفظ کردن کلام موزون برای مردم چه بود جز تکرار همان کلام زيبا که رودرروی يکديگر غزل خواندند و قصيده شنيدند؟ می‎دانيد؟ جامعه ياد گرفت شعر حفظ کند، ادبيات بلغور کند، و در پس آن شفاهی ماند، افواهی شد، دروغ گفت، رياکار شد، شايعه ساخت، دو رو شد، بی‎مسئوليت حرف زد، و روز بعد حاشا کرد. نمی‎خواهم بر جايگاه رفيع شعر پارسی خللی وارد آورم، می‎خواهم از جامعه‎‎ای شفاهی در درازای تاريخ بگويم. جامعه‎ای که به سادگی فروغ را فاحشه می‎خواند، جمعيتی که به آسانی سعيدی سيرجانی را سرسپرده می‎ناميد، و برادری که به‎خاطر سی و چهار هزار تومان سر برادرش را می‎بريد. آيا کسی هست که بار آن‎همه ستم را بر دوش بگيرد؟

فضای موجود در مجموعه‎ی وبلاگ‎ها پيش و بيش از هر چيز، انسانی است، نه سياسی. و اين را همه‎شما می‎دانيد که انسان موجودی است سياسی. اما تلاش شما برای جلوگيری از اعدام زنی در بند، انسانی است. تقلای شما برای آزادی يک روزنامه‎نگار، انسانی است. آنچه از زندگی می‎نويسيد، انسانی است، هرچه از عشق می‎گوييد، انسانی است. آه خدای من! حضورتان، انسانی است. شعرتان، شورتان، افشاگری و شعورتان، انسانی است. شما به سياهچاله‎ها نور می‎تابانيد، شهرهای ما را تصوير می‎کنيد، از کودکان محروم می‎نويسيد، از قهرتان با خدا می‎گوييد، از زلزله، کارتن‎خواب‎ها، نوزاد سر راهی، برف، تئاتر، زن، ادبيات آرکائيک، ادبيات کوچه، تماميت ايران، موزيک، باران، عشق، مرد، استقلال، شعر، کودک، گرانی، نان، حقوق بشر، زندگی، سياست، دروغ، دروغ، دروغ.

شما چهره‎ی دروغ را افشا می‎کنيد، شما جامعه را از شفاهيات نجات می‎دهيد، امضا می‎شويد، چهره و نام می‎شويد. حرف نمی‎زنيد، می‎نويسيد. گاه می‎ترسيد، نام مستعار می‎شويد، گاه به خطر می‎افتيد، باز می‎نويسيد، نمی‎ترسيد، فواره می‎زنيد، از خاک به افلاک. و من نويسنده‎ی هم‎عصر شما به شما می‎بالم. و آنچه می‎خوانم حالا ممهور به مهر شماست. می‎دانيد؟ ما در مکان نزيسته‎ايم، در زمان عبور کرده‎ايم. يک انقلاب و يک جنگ و هزار بلا را از سر گذرانده‎ايم. دنبال هر سياستمداری بع بع‎کنان راه نمی‎افتيم، ويژگی نسل شما، و کار من سرکشی و اعتراض است؛ اعتراض به وضعيت موجود برای رسيدن به وضعيت موعود.

يادتان باشد که ايران شاهد بلايای بزرگی بوده است، سياهی جنگ‎، خون پاشيده بر ديوار، چرکی آنهمه خباثت، و دويدن رنگ در رنگ. اما رنگ غالب ما فيروزه‎ی گنبدهای ماست که هزار سال در نهايت زيبايی و قدرت و شهامت از ميان رنگ‎ها سر بر کشيده، با هر رنگی رنگين نشده، و نام و نان نيالوده، و سرافراز مانده است. من تداوم انقلاب فيروزه‎ای وبلاگ‎نويسی را به شما تبريک می‎گويم، و از شما می‎خواهم بر معرفت حرفه‎ای پای فشاريد.
با مهر و احترام ـ عباس معروفی ـ برلين/ جمعه نهم ارديبهشت 1384

اختتاميه: در يکی از ميزگردهای جشنواره، عيسي سحرخيز فرياد زد که با گوريل نمی‎شود شطرنج بازی کرد. با گوريل بايد مثل خود او بازی کرد و… اين حرف او بعضی بلاگرها را خوش آمد و برخی را هم نه. اين گذشت تا مراسم اختتاميه. در اين مراسم هم يک کليپ ويژه پخش شد که ساختار و تدوينش واقعا ستايش‎انگيز بود. اين کليپ با نمايی از روی صفحه‎ی مونيتور تمام شد که اين جمله روی آن صفحه تايپ می‌شد: «نتيجه‎ی اخلاقی: برای گوريل نبايد کامنت گذاشت.» اما من فکر می‌کنم برگزاری نخستين جشنواره‎ی دانشجويان وبلاگ‎نويس ايران، کامنت مفصلی بود که در وبلاگ گروهی گوريل‎ها برای هميشه ثبت شد؛ امکان پاک‌کردنش هم وجود ندارد. زنده باد!
—————————————————————————————————————–

“نخستين جشنواره دانشجويان وبلاگ‌نويس ايران” در يك نگاه…

دانشجويان وبلاگ‌نويس ايران ازجمله پرچمداران آزادي بيان، احترام به حقوق و شخصيت فرد فرد انسانها، كثرت‌گرايي و پويايي در انديشه و عمل در دانشگاهها و جامعه هستند.

به گزارش سرويس “نگاهي به وبلاگها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) مصطفي معين در پيامي به جشنواره دانشجويان وبلاگ‌نويس دانشگاه بوعلي سينا برگزاري اميدبخش جشنواره دانشجويان وبلاگ نويس ايران و نمايشگاه وبلاگ‌هاي برگزيده در دانشگاه بوعلي سينا، را رويدادي دانست كه مي‌بايست در چند سال گذشته رخ مي‌داد.

وي گفت:وبلاگ امكان ارزشمندي است تا جوانان دانشجو بدون وابستگي و واهمه از فشار و تهمت، در عرصه‌هاي متفاوت سياسي، اجتماعي و فرهنگي اقدام به نشر نقطه نظرات خود نمايند و آراء ديگران را نيز آزادانه مطالعه و درباره آن اعلام نظر كنند. از سوي ديگر وبلاگ عرصه‌اي است براي آنان كه دغدغه جوانان كشور را دارند و مايلند بي‌واسطه نگاه و ارزيابي آنان را درباره رويدادهاي محيط دريابند.

به‌زعم وي نسل اول و دوم انقلاب، خدمات بسياري را در طي سالهاي گذشته به انقلاب و كشور عرضه داشته است. ليكن بايد اذعان داشت كه در ارتباط موثر و مثبت با نسل سوم پس از انقلاب دچار كاستي‌هاي جدي بوده است. در دنيايي كه سرعت تغيير در آن مافوق تصور است و هر غفلتي مي‌تواند فاصله فكري نسل‌ها را بيفزايد، خلاقيت و انعكاس افكار و احساسات بي‌آلايش جوانان در وبلاگ‌ها فرصت غنيمتي است كه بي‌توجهي به آن قابل پذيرش نيست.

معين در ادامه‌ي اين نامه افزوده‌است كه دانشجويان وبلاگ‌نويس ايران ازجمله پرچمداران آزادي بيان، احترام به حقوق و شخصيت فرد فرد انسانها، كثرت‌گرايي و پويايي در انديشه و عمل در دانشگاهها و جامعه هستند. اميد آنكه اين جشنواره نقطه آغازي براي توجه بيشتر به جوهره وبلاگ‌نويسي و تكريم حقوق وبلاگ‌نويسان دركشور و در ميان جوانان باشد.

وي در پايان با قدرداني از همت و جديت دبيران جشنواره، دبيري مشترك آنها را الگو و تجربه‌اي جديد در مديريت فعاليت‌هاي دانشجويي به دانشجويان و دانشگاهها معرفي كرد و اظهار اميدواري كرد كه شكل‌گيري تشكل و جمعي كارآمد از دانشجويان وبلاگ‌نويس استمرار و بالندگي بيشتري يابد.

وقتي ضوابط و هنجارهاي محيط‌شرايط مساعدي را براي جوانان فراهم نياورده‌است، جوانان به سمت وبلاگ‌نويسي روي مي‌آورند،وبلاگ مبين برخي لايه‌هاي پنهان است كه نمي‌توان آنها را به طور آشكار در جامعه بيان كرد.

پيمان مغازه مدير فرهنگي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس “نگاهي به وبلاگها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)ضمن بيان مطالب فوق اظهار داشت: وبلاگ مبين برخي لايه‌هاي پنهان است كه نمي‌توان آنها را به طور آشكار در جامعه بيان كرد،به‌عنوان مثال مخالفان نژاد پرستي در فرانسه عقايدشان را در وبلاگهايشان بيان مي‌كنند؛ در ايران نيز اينگونه است وقتي ضوابط و هنجارهاي محيط‌شرايط مساعدي را براي جوانان فراهم نياورده‌است، جوانان به سمت وبلاگ‌نويسي روي مي‌آورند.

وي گفت: وبلاگ‌نويسي جوانان را به سمت فرهنگ مكتوب سوق مي‌دهد و اين در ايران كه فرهنگ شفاهي حاكم است و افراد افكارخود را بدون پنهانكاري و به طور شفاف بيان مي‌كنند مثبت است.

مغازه‌ خاطر نشان ساخت:در وبلاگها به غير از روزنگاريها مباحث زيادي رد و بدل مي‌شود و به همبن دليل وبلاگها به غناي فرهنگ و معرفي آن در شبكه جهاني موثر است.

وي با تاكيد بر اينكه جوانان كشور بايد احساس كنند كه دراجتماع نقش داشته و از حقوق برابر برخوردارند، گفت: وبلاگ نويسي احساس شهروندي را به جوانان انتقال داده زيرا كسي كه وبلاگ دارد مي‌تواند به عنوان يك شهروند نقطه نظراتش را بيان كند.

وي افزود:مقام معظم رهبري دو شعار را براي كشور بيان فرمودند كار ما اين نيست كه اين شعارها را بنويسيم و بگوييم بلكه براي عمل به آنها بايد شرايط را فراهم كنيم.بازگوكردن مكرر اين شعارها كاري را پيش نمي‌برد.

وي گفت:تعدادي از جوانان به علت برخي كج سليقگي‌ها از مجموعه مديريت كشور فاصله گرفته‌اند و نگاهي بدبينانه به مديريت مي‌كنند مي‌توانيم با زبان مشترك اين ديد را مثبت كنيم.

مغازه‌ افزود: بايد براساس شعار همبستگي ملي و مشاركت عمومي و زبان مشترك با وبلاگ نويسان ارتباط برقرار نماييم اگر جوانان احساس نمايند مجموعه مديريت جامعه دغدغه‌هاي آنها را مي‌فهمند و به حقوق آنها احترام مي‌گذارند به مسؤولين نزديك مي‌شوند.

بلاگر وبلاگ خوابگرد معتقد است، وبلاگ نويسي نماد روشن نفس كشيدن در عصر روشن است.

به گزارش خبرنگار سرويس “نگاهي به وبلاگ‌ها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) رضا شكراللهي در نخستين جشنواره سراسري دانشجويان وبلاگ نويس ايران درهمدان گفت: من زبان شناس نيستم، ولي به رغم دغدغه‌هايم به آن علاقمندم؛ سخنران نيستم، سالها كنج خانه نوشته‌ام و سخن نگار هستم تا يك سخنگو.

وي افزود: مي‌توانم پيرامون در خدمت و خيانت وبلاگستان در زبان فارسي سخن بگويم، اما به علت سوء تفاهم‌هايي كه پيرامون مطالب وبلاگم پيش آمده موضوع سخنانم را وبلاگستان فارسي انتخاب نموده‌ام.

رضا شكراللهي ادامه داد: وبلاگ يك پديده نوظهور است ولي هنوز درحد پديده است و از مرز آن عبور نكرده، از آن لحاظ كه تاثيرگذار است مورد توجه نيست به همان اندازه كه براي ديدن وبلاگ نويسي بايد منتظر آينده بود براي تاثير آن نيز بايد منتظر آينده نشست.

وي اظهار داشت: قوم ايراني اساس قوم شفاهي بوده و بزرگترين ضربه‌هاي فرهنگي و علمي را از اين خصلت داشته‌است، درتاريخ ما افراد تاثيرگذار محدود هستند، زيرا امكانات متني سرزمين ما كم بوده است؛ اما وبلاگ پايان مرزهاي محدود متن نگاري در ايران است.

بلاگر خوابگرد ادامه داد: درگذشته نوشتن در اختيار عامه جامعه نبود، اما امروز بلاگرها با هر زباني در جايگاه نويسندگي نشسته‌اند.

شكراللهي گفت: در پديده وبلاگ نويسي همه در مقام نويسندگي قرار گرفته‌اند، فضا به‌گونه‌اي است كه افراد و نويسندگان مشهور مي‌توانند با بلاگرهاي معمولي صحبت كنند.

وي با بيان اينكه امروز هر وبلاگ نويس متني را توليد مي‌كند كه قابل استناد، نقد و بايگاني شدن است؛اظهار داشت: در فرهنگ شفاهي همه‌چيز در زمان گم مي‌شد و چنانچه نوشته‌اي وجود نداشت، سر آن دعوا و نقدي نمي‌شد،در حالي كه وبلاگ براي اولين بارهمه چيز ثبت را كرد و اين به عنوان يك انقلاب متني در زبان فارسي است.

اين بلاگر تصريح كرد: مرز ميان زبان معيار و زبان جاري شفاهي درحال برداشته شدن است و اين اتفاق مانند سيلاب تندي است كه در رودخانه زبان فارسي به جريان درآمده است، وبلاگ‌نويسي پديده‌اي با شتابي فزاينده است و نويد سازمان‌هاي بزرگتري را مي‌دهد.

به گفته وي بزرگترين خدمت وبلاگستان به زبان فارسي قابل استناد، نقد و تامل شدن زبان فارسي است و مي‌توان خوشحال بود كه فرشته مرگ از نشستن برشانه زبان فارسي پشيمان شده‌است.

در حاشيه نخستين جشنواره دانشجويان وبلاگ نويس ايران ميزگرد “حقوق رسانه‌هاي مجازي” در سالن اجتماعات دانشگاه بوعلي سينا برگزار شد كه در اين ميزگرد دادخواه، عيسي سحرخيز و اروج‌زاده به بررسي حقوق وبلاگ نويسان در ايران پرداختند.

به گزارش خبرنگار سرويس “نگاهي به وبلاگها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) دادخواه -حقوقدان- ضمن ابراز خوشحالي از برگزاري چنين جشنواره‌اي در بررسي حقوق وبلاگ‌نويسان بر طبق قانون اساسي گفت: در قانون اساسي ما همه قوانين بايد براساس موازين اسلامي باشد، هنگامي كه اسلام را بيان مي‌كنيم بايد تمامي جنبه‌هاي آن را در نظر بگيريم.

وي افزود: مخاطب اعلاميه حقوق بشر دولتها،اما منتفع آن انسانها هستند.

عيسي سحرخيز نيز در ادامه با گراميداشت ياد روزنامه‌نگاراني كه در زندان هستند گفت: وقتي صحبت از حقوق وبلاگ نويس‌ها را مطرح مي‌كنيم،بايد پرسيد كه آيا در اين كشور واقعا حقوقي براي آنها وجود دارد؟

سحرخيز همچنين ادامه داد: وبلاگ چيزي نيست جز آنچه وبلاگ نويس فكر مي‌كند و عقيده دارد، در وبلاگ خود مي‌آورد و بايد حق اين حريم نگه داشته شود.

وي گفت: هر كه دلش بخواهد وبلاگ تشكيل مي‌دهد و راحت وارد دنياي مجازي مي‌شود، اما در جامعه ما وقتي صحبت از حقوق وبلاگ نويس‌ها مي‌شود، فضاي تاريك و مبهمي ديده مي‌شود.

به گزارش خبرنگار ايسنا، سحرخيز تصريح كرد: فيلترينگ چيزي نيست جز چسبي بر دهان افراد كه متاسفانه در جامعه ما كم نيست.

در ادامه اروج‌زاده گفت: در پديده‌هاي رسانه‌اي وبلاگ يك وجه خاصي دارد و هيچ عرصه اطلاع‌رساني به اندازه وبلاگ نيست، ذات وبلاگ با آزادي پيوند خورده است.

در كنار بحث حقوق بلاگرها بحث حقوق وبلاگ‌ها مطرح است، وبلاگ به عنوان پديده و واسطه اطلاع‌رساني حقوقي است كه بي‌توجهي به جايگاه آن در ميان وسايل اطلاع‌رساني، نقض حقوق وبلاگهاست.

سحرخيز در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان كه چرا سعي داريد وبلاگ را سياسي جلوه دهيد؟ گفت: من نمي‌گويم قانون را نبايد رعايت كرد، بلكه مي‌گويم حقوق اين جامعه را بايد در نظر گرفت. ما بايد قانون را بدانيم

همچنين اميد معماريان نير در سخنرايي‌اي چنين اظهار داشت كه يكي از كاركردهاي وبلاگ‌نويسي، راهي براي آموزش است كه من شخصا از اينترنت مطالب زيادي را آموخته‌ام.

به گزارش خبرنگار سرويس “نگاهي به وبلاگ‌ها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) معماريان افزود: شكل‌دهي به معيارهاي اخلاقي يكي از نگرانيهاي فضاي مجازي است، همانگونه كه در جامعه در يكسري حوزه‌ها معيارهاي اخلاقي تدوين شده بهتر است در فضاي وبلاگ‌ها نيز اين امر صورت گيرد؛البته اين امر يك پديده پيچيده است كه به خاطر هويت سيال آن شكل‌دهي به اين امر مشكل است.

اين روزنامه‌نگاردر همايش دانشجويان وبلاگ نويس ايران گفت: در ايران جوهره پديده اينترنت، اينكه چه كاري مي‌كند و چه ويژگيهايي دارد فهميده نشده و مانند پديده‌هايي مثل ماهواره و ويدئو با آن برخورد مي‌شود.

وي ادامه داد: يكي از ويژگيهاي جامعه وبلاگ نويسي ايران ناپيوستگي آن است و يك نوع انباشتگي بدون اتصال وجود دارد، همچنين بين وبلاگ نويسان شبكه‌هاي وبلاگ كم است.

معماريان ادامه داد: اين كه زبان فارسي پنجمين زبان وبلاگ نويسي در سطح جهان است، عجيب مي‌باشد مثل بدني كه سر بزرگي داشته باشد.

وي گفت: در وبلاگ نويسي ناموزوني درتوليد متن وجود دارد،به طوريكه در برخي حوزه‌ها انباشت متن و در برخي ديگر توليدي وجود ندارد عدم دسترسي ابزار به كامپيوتر و خط قرمزهاي فرهنگي نيز از محدوديت‌هاي اين پديده است.

اين روزنامه‌نگار با بيان اينكه وبلاگ‌نويسان به علت ناموزوني و ناپيوستگي تاثير كمي دارند؛ گفت: تاثير وبلاگ نويسي بيشتر از پديده بودن آن است و يكي از ويژگيهايي كه وبلاگ نويسي را با ضعف مواجه مي‌كند فضاي بسته آن مي‌باشد يعني حلقه مخاطبان آن بسته است به همين دليل تاثيرگذاري آن هم محدود مي‌باشد.

وي ادامه داد:بلاگرها، وبلاگ‌نويسي را به عنوان يك پروژه اجتماعي دنبال نمي‌كنند در حاليكه بايد سعي كنند ديدگاهي را دنبال نموده و دقت كنند نوشته‌هايشان به آن ايده آسيب وارد نكند؛البته در ايران پراكنده‌نويسي در سراسر وبلاگ‌ها مشهود است.

اين وبلاگ نويس با بيان اينكه بلاگ نويسي يك پديده رسانه‌اي است گفت:بلاگرها از متن‌هايي استفاده مي‌كنند كه قابل اتكا نيست و حتي روزنامه‌نگاران گزارش‌هايشان كه عدد و آمار دارد را در وبلاگهايشان نمي‌گذارند و سعي مي‌كنند آن را در روزنامه‌ها چاپ كنند تا بهره اقتصادي نيز برايشان داشته باشد.

معماريان تصريح كرد:يكي از ويژگيهاي وبلاگ‌نويسي در ايران ارتباطي است كه بين فارسي زبانان جهان ايجاد كرده و من اميدوارم همه ما بتوانيم به كاركردن روي ويژگيهاي وبلاگ نويسي به ساختار منسجم ، ارتباط شفاف و مفيدي برسيم.

وبلاگ به عنوان رسانه‌اي در دل رسانه…

به گزارش سرويس “نگاهي به وبلاگها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) هيات داوران بخش علمي -آموزشي نخستين جشنواره‌ي دانشجويان وبلاگ نويس ايران، با تصريح بر اينكه وبلاگ به عنوان رسانه‌اي در دل رسانه و رسانه‌ي بي‌رسانه‌ها، ابزاري با كيفيت و ارزان قيمت براي ارائه‌ي هرگونه ديدگاهي به سوي وب بشمار مي‌رود، برگزاري جشنواره‌ي نخست را حركتي موثر در تعميق‌بخشي و جهت‌دهي صحيح، فني و محتوايي اين پديده دانسته و ضمن ارج نهادن به تلاش برگزار كنندگان و شركت كنندگان تداوم اين حركت را نكته‌اي كليد در تاثيربخشي آن مي‌داند.

بنابراين گزارش اين هيات در بررسي وبلاگهاي راه يافته به بخش مسابقه‌ي جشنواره به نكاتي برخورد كه اشاره به آنها مي‌تواند نوع و جهت قضاوت داوران اين بخش را مشخص كرده و در عين حال انتظاراتي را كه از وبلاگها و همچنين برگزاركنندگان اين جشنواره مي‌رود، بيان دارد.

همچنين به گزارش ايسنا هيات داوران ضمن احترام به نظر برگزار كنندگان جشنواره در انتخاب نام علمي و آموزشي براي وبلاگهاي اين بخش اين نكته را يادآور مي‌سازد كه دسته‌بندي وبلاگها با موضوعاتي چون IT، معماري، كشاورزي، حقوق و غيره كه در مقام قضاوت در يك قياس محتوايي قرار نمي‌گيرد بسيار دشوار است و ابراز اميدواري مي‌كند در دوره‌هاي آتي وبلاگهاي اين بخش دسته‌بندي‌ها در گروه‌هاي مشخص‌تر مورد ارزيابي قرار گيرد.

اين هيات همچنين با تاكيد بر اينكه اكثر قريب‌ به اتفاق وبلاگهاي اين بخش از كيفيت مناسب و قابل قبولي برخوردار بودند، وبلاگ نويسان را به عنوان شيوه و قالبهاي مناسب‌تري براي بيان محتوا و همخواني با ماهيت وبلاگ دعوت مي‌نمايد.

هيات داوران بخش علمي‌، آموزشي نخستين جشنواره‌ي دانشجويان وبلاگ نويس با تاكيد بر اينكه وبلاگهاي علمي، آموزشي به عنوان يكي از موثرترين توليدكنندگان محتواي علمي در محيط وب هستند انتظار دارد وبلاگهاي اين بخش و ارائه‌ي مطالب آموزشي و علمي ضمن حفظ قواعد برداشت و انتشار مطالب نسبت به تاليف مطالب با قواعد نگارشي صحيح و همچنين توجه به دو يا چندزمانه كردن وبلاگهاي خود توجه بيشتري نشان دهند.

اسامي هيات داوران

عليرضا شيرازي، نيما اكبرپور، شهرام شريف.

رتبه اول به دليل نگارش آكادميك وبلاگ، گردهمايي منابع و تحقيقات و گزارشهاي مربوط به گسترش وبلاگ نويسي «وبلاگ كتابدار»

رتبه دوم به دليل پرداختن به هنر معماري در ابعاد مختلف و جمع‌آوري و پيگيري مطالب مربوط به معماري در دنيا «معماري را بياموزيم»

رتبه سوم به دليل يك كار گروهي و منسجم براي ايجاد يك وبلاگ گروهي و تخصصي متفاوت «وبلاگ سرويس ژنتيك و بيوتكنولوژي ايران»

براي هشدار دادن استحاله‌ي وبلاگ از كاركردهاي اصلي تكنيكي و محتوايي به كاركردهاي…

به گزارش سرويس “نگاهي به وبلاگها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)

بيانيه‌ي هيات داوران بخش فرهنگي – ادبي نخستين جشنواره‌ي دانشجويان وبلاگ نويس در بيانيه‌اي اعلام كرد:

براي هشدار دادن استحاله‌ي وبلاگ از كاركردهاي اصلي تكنيكي و محتوايي به كاركردهاي بيگانه از ذرات آن، چندين معيار شخصي را در داوري خويش، هم‌عرض با يكديگر مدنظر قرار داده كه عبارتند از؛ 1- ماهيت رسانه‌اي و ارتباطي وبلاگ، 2- مسووليت در قبال زبان و نگارش، 3- كيفيت طرح و ساختار سمعي و بصري همراه با نبود عناصر مزاحم و با در نظر داشتن صفت دانشجويي اين جشنواره، هويت دانشجويي وبلاگ و سرانجام خلاقيت در نامگذاري وبلاگ از منظر زيبايي‌شناختي.

بنابراين گزارش به اين ترتيب، از ميان وبلاگهايي كه براساس هيات انتخاب از جمع ثبت نام كنندگان به مرحله‌ي نهايي راه يافته‌اند، هيات داوران 6 وبلاگ را شايسته‌ي تقدير و دريافت جايزه مي‌داند به اين شرح اعلام مي‌كنيم؛

براساس سنت قديمي كه هيات داوران خارج از چارچوب و معيار داوري جشنواره‌ها مجازند جايزه‌ي ويژه‌اي را به اثري اهدا كنند كه در تمايز با ساير آثار از ويژ‌گيهاي منحصر به فردي برخوردار است،هيات داوران با تقدير از وبلاگ (پژوهشي بر هنر) جايزه‌ي ويژه‌ي خود را به‌خاطر استفاده از وبلاگ براي پرداخت به يك موضوع كاملا تخصصي و پيوندهاي فراوان مستندات مرتبط، همچنين بهره جستن از قابليتهاي متنوع و پرشمار وبلاگ تقديم مي‌كند به «وبلاگ بياض»

به گزارش ايسنا از ميان وبلاگهايي با گرايش روزنامه‌نگاري كه ناگزير در بخش فرهنگي ادبي شركت كرده‌اند به‌خاطر روح منسجم و روايت شخصي در كمال سادگي و متانت «وبلاگ حالا خودم حرف مي‌زنم»

بخاطر يكدستي و هماهنگي در اجراي محتوايي، ساختار و برتري وبلاگ، بهره‌جويي از تنوع و تعدد امكاناتي كه شاخصه‌ي اصلي يك وبلاگ بشمار مي‌آيند و نيز طنين و آهنگ زباني سنجيده و پاكيزه و جايگاه پيشين (و غيره ،در محضر ملك‌الموت)

بخاطر زبان فرهيخته البته به معناي ساده كه پرسش است و تامل است و دغدغه در تماميت نوشته‌ها، و نيز بهره‌گيري از امكانات ذاتي وبلاگ كه همانا شبكه‌اي است از پيوندهاي ارجايي منتهي به متن‌ها، وبلاگ برگزيده‌ي دوم ما اين است :«وبلاگ ارتفاع صفر»

به رغم نبود ارجاعات متني و ناديده گرفتن تاثير گزينش تيتر براي هر مطلب اما بخاطر ظاهر بي‌پيرايه و متني روايتگر از فرهنگ و جامعه‌اي كه فرديت نويسنده در آن موج مي‌زند انتخاب سوم اين است «نوشته‌هاي اتوبوسي»

لازم به ذكر است كه جليل اكبري صحت، سيد رضا شكراللهي و شهاب مباشري هيات داوران بخش فرهنگي – ادبي نخستين جشنواره‌ي دانشجويان وبلاگ نويس را تشكيل دادند.

با توجه به سابقه‌ي فعاليت، تداوم در نوشتار، شكل‌دهي به شبكه‌ها…

به گزارش سرويس “نگاهي به وبلاگها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) هيات داوران نخستين جشنواره دانشجويان وبلاگ‌نويس ايران طي بيانيه‌اي وبلاگهاي برتر بخش سياسي- اجتماعي نخستين جشنواره‌ي دانشجويان وبلاگ نويس را چنين اعلام كردند؛

با توجه به سابقه‌ي فعاليت، تداوم در نوشتار، شكل‌دهي به شبكه‌ها، استفاده‌ از لينك، طراحي، قالب كاربردي، بافت سياسي اجتماعي در رعايت مرزهاي پيدا و ناپيداي وبلاگ نويسي، وبلاگهايي كه شايسته‌ي تقدير شدند عبارتند از حزب جوانان زير آفتاب به‌خاطر ايده نو و وبلاگ سلام آقاي خامنه‌اي به‌خاطر انتخاب نام جذاب.

همچنين به گزارش ايسنا وبلاگ احسان هزاره‌ي سوم به‌خاطر زبان ساده، تداوم در نوشتن، سابقه‌ي فعاليت

جايزه‌ي اول

وبلاگ چرك‌نويس بخاطر استفاده از لينك و فرم زبان نوشتاري و به روز رساني مداوم جايزه دوم

و وبلاگ شرح بخاطر طراحي مضامين جدي، اجتماعي و استفاده‌ي مناسب از لينك و عكس جايزه‌ي سوم را به دست آوردند .

لازم به ذكر است كه اسامي داوران بخش سياسي_اجتماعي علي پيرحسين‌لو، اميد معماريان و محمود فرجامي بودند.

انتهاي پيام

از حاشيه‌ي نخستين جشنواره دانشجويان وبلاگ نويس ايران چه خبر؟
دادخواه، عيسي سحرخيز و عروج‌زاده در ميزگرد “حقوق رسانه‌هاي مجازي”
معماريان و “جامعه‌ي اطلاعاتي”
در حاشيه نخستين جشنواره دانشجويان وبلاگ نويس ايران ميزگرد “حقوق رسانه‌هاي مجازي” در سالن اجتماعات دانشگاه بوعلي سينا برگزار شد كه در اين ميزگرد دادخواه، عيسي سحرخيز و عروج‌زاده به بررسي حقوق وبلاگ نويسان در ايران پرداختند.

به گزارش خبرنگار سرويس “نگاهي به وبلاگها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) دادخواه -حقوقدان- ضمن ابراز خوشحالي از برگزاري چنين جشنواره‌اي در بررسي حقوق وبلاگ‌نويسان بر طبق قانون اساسي گفت: در قانون اساسي ما همه قوانين بايد براساس موازين اسلامي باشد، هنگامي كه اسلام را بيان مي‌كنيم بايد تمامي جنبه‌هاي آن را در نظر بگيريم.

وي افزود: مخاطب اعلاميه حقوق بشر دولتها،اما منتفع آن انسانها هستند.

عيسي سحرخيز نيز در ادامه با گراميداشت ياد روزنامه‌نگاراني كه در زندان هستند گفت: وقتي صحبت از حقوق وبلاگ نويس‌ها را مطرح مي‌كنيم،بايد پرسيد كه آيا در اين كشور واقعا حقوقي براي آنها وجود دارد؟

سحرخيز همچنين ادامه داد: وبلاگ چيزي نيست جز آنچه وبلاگ نويس فكر مي‌كند و عقيده دارد، در وبلاگ خود مي‌آورد و بايد حق اين حريم نگه داشته شود.

وي گفت: هر كه دلش بخواهد وبلاگ تشكيل مي‌دهد و راحت وارد دنياي مجازي مي‌شود، اما در جامعه ما وقتي صحبت از حقوق وبلاگ نويس‌ها مي‌شود، فضاي تاريك و مبهمي ديده مي‌شود.

به گزارش خبرنگار ايسنا، سحرخيز تصريح كرد: فيلترينگ چيزي نيست جز چسبي بر دهان افراد كه متاسفانه در جامعه ما كم نيست.

در ادامه عروج‌زاده گفت: در پديده‌هاي رسانه‌اي وبلاگ يك وجه خاصي دارد و هيچ عرصه اطلاع‌رساني به اندازه وبلاگ نيست، ذات وبلاگ با آزادي پيوند خورده است.

در كنار بحث حقوق بلاگرها بحث حقوق وبلاگ‌ها مطرح است، وبلاگ به عنوان پديده و واسطه اطلاع‌رساني حقوقي است كه بي‌توجهي به جايگاه آن در ميان وسايل اطلاع‌رساني، نقض حقوق وبلاگهاست.

سحرخيز در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان كه چرا سعي داريد وبلاگ را سياسي جلوه دهيد؟ گفت: من نمي‌گويم قانون را نبايد رعايت كرد، بلكه مي‌گويم حقوق اين جامعه را بايد در نظر گرفت. ما بايد قانون را بدانيم

همچنين اميد معماريان نير در سخنرايي‌اي چنين اظهار داشت كه يكي از كاركردهاي وبلاگ‌نويسي، راهي براي آموزش است كه من شخصا از اينترنت مطالب زيادي را آموخته‌ام.

به گزارش خبرنگار سرويس “نگاهي به وبلاگ‌ها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) معماريان افزود: شكل‌دهي به معيارهاي اخلاقي يكي از نگرانيهاي فضاي مجازي است، همانگونه كه در جامعه در يكسري حوزه‌ها معيارهاي اخلاقي تدوين شده بهتر است در فضاي وبلاگ‌ها نيز اين امر صورت گيرد؛البته اين امر يك پديده پيچيده است كه به خاطر هويت سيال آن شكل‌دهي به اين امر مشكل است.

اين روزنامه‌نگاردر همايش دانشجويان وبلاگ نويس ايران گفت: در ايران جوهره پديده اينترنت، اينكه چه كاري مي‌كند و چه ويژگيهايي دارد فهميده نشده و مانند پديده‌هايي مثل ماهواره و ويدئو با آن برخورد مي‌شود.

وي ادامه داد: يكي از ويژگيهاي جامعه وبلاگ نويسي ايران ناپيوستگي آن است و يك نوع انباشتگي بدون اتصال وجود دارد، همچنين بين وبلاگ نويسان شبكه‌هاي وبلاگ كم است.

معماريان ادامه داد: اين كه زبان فارسي پنجمين زبان وبلاگ نويسي در سطح جهان است، عجيب مي‌باشد مثل بدني كه سر بزرگي داشته باشد.

وي گفت: در وبلاگ نويسي ناموزوني درتوليد متن وجود دارد،به طوريكه در برخي حوزه‌ها انباشت متن و در برخي ديگر توليدي وجود ندارد عدم دسترسي ابزار به كامپيوتر و خط قرمزهاي فرهنگي نيز از محدوديت‌هاي اين پديده است.

اين روزنامه‌نگار با بيان اينكه وبلاگ‌نويسان به علت ناموزوني و ناپيوستگي تاثير كمي دارند؛ گفت: تاثير وبلاگ نويسي بيشتر از پديده بودن آن است و يكي از ويژگيهايي كه وبلاگ نويسي را با ضعف مواجه مي‌كند فضاي بسته آن مي‌باشد يعني حلقه مخاطبان آن بسته است به همين دليل تاثيرگذاري آن هم محدود مي‌باشد.

وي ادامه داد:بلاگرها، وبلاگ‌نويسي را به عنوان يك پروژه اجتماعي دنبال نمي‌كنند در حاليكه بايد سعي كنند ديدگاهي را دنبال نموده و دقت كنند نوشته‌هايشان به آن ايده آسيب وارد نكند؛البته در ايران پراكنده‌نويسي در سراسر وبلاگ‌ها مشهود است.

اين وبلاگ نويس با بيان اينكه بلاگ نويسي يك پديده رسانه‌اي است گفت:بلاگرها از متن‌هايي استفاده مي‌كنند كه قابل اتكا نيست و حتي روزنامه‌نگاران گزارش‌هايشان كه عدد و آمار دارد را در وبلاگهايشان نمي‌گذارند و سعي مي‌كنند آن را در روزنامه‌ها چاپ كنند تا بهره اقتصادي نيز برايشان داشته باشد.

معماريان تصريح كرد:يكي از ويژگيهاي وبلاگ‌نويسي در ايران ارتباطي است كه بين فارسي زبانان جهان ايجاد كرده و من اميدوارم همه ما بتوانيم به كاركردن روي ويژگيهاي وبلاگ نويسي به ساختار منسجم ، ارتباط شفاف و مفيدي برسيم.

مدير فرهنگي وزارت علوم تحقيقات و فناوري:
وبلاگ مبين برخي لايه‌هاي پنهان است كه نمي‌توان آنها را به طور آشكار در جامعه بيان كرد

وقتي ضوابط و هنجارهاي محيط‌شرايط مساعدي را براي جوانان فراهم نياورده‌است، جوانان به سمت وبلاگ‌نويسي روي مي‌آورند،وبلاگ مبين برخي لايه‌هاي پنهان است كه نمي‌توان آنها را به طور آشكار در جامعه بيان كرد.

پيمان مغازه مدير فرهنگي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس “نگاهي به وبلاگها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)ضمن بيان مطالب فوق اظهار داشت: وبلاگ مبين برخي لايه‌هاي پنهان است كه نمي‌توان آنها را به طور آشكار در جامعه بيان كرد،به‌عنوان مثال مخالفان نژاد پرستي در فرانسه عقايدشان را در وبلاگهايشان بيان مي‌كنند؛ در ايران نيز اينگونه است وقتي ضوابط و هنجارهاي محيط‌شرايط مساعدي را براي جوانان فراهم نياورده‌است، جوانان به سمت وبلاگ‌نويسي روي مي‌آورند.

وي گفت: وبلاگ‌نويسي جوانان را به سمت فرهنگ مكتوب سوق مي‌دهد و اين در ايران كه فرهنگ شفاهي حاكم است و افراد افكارخود را بدون پنهانكاري و به طور شفاف بيان مي‌كنند مثبت است.

مغازه‌ خاطر نشان ساخت:در وبلاگها به غير از روزنگاريها مباحث زيادي رد و بدل مي‌شود و به همبن دليل وبلاگها به غناي فرهنگ و معرفي آن در شبكه جهاني موثر است.

وي با تاكيد بر اينكه جوانان كشور بايد احساس كنند كه دراجتماع نقش داشته و از حقوق برابر برخوردارند، گفت: وبلاگ نويسي احساس شهروندي را به جوانان انتقال داده زيرا كسي كه وبلاگ دارد مي‌تواند به عنوان يك شهروند نقطه نظراتش را بيان كند.

وي افزود:مقام معظم رهبري دو شعار را براي كشور بيان فرمودند كار ما اين نيست كه اين شعارها را بنويسيم و بگوييم بلكه براي عمل به آنها بايد شرايط را فراهم كنيم.بازگوكردن مكرر اين شعارها كاري را پيش نمي‌برد.

وي گفت:تعدادي از جوانان به علت برخي كج سليقگي‌ها از مجموعه مديريت كشور فاصله گرفته‌اند و نگاهي بدبينانه به مديريت مي‌كنند مي‌توانيم با زبان مشترك اين ديد را مثبت كنيم.

مغازه‌ افزود: بايد براساس شعار همبستگي ملي و مشاركت عمومي و زبان مشترك با وبلاگ نويسان ارتباط برقرار نماييم اگر جوانان احساس نمايند مجموعه مديريت جامعه دغدغه‌هاي آنها را مي‌فهمند و به حقوق آنها احترام مي‌گذارند به مسؤولين نزديك مي‌شوند.

شكراللهي در نخستين جشنواره سراسري دانشجويان وبلاگ نويس ايران؛
بزرگترين خدمت وبلاگستان‌به‌زبان‌فارسي‌اين‌بودكه فرشته مرگ را ازنشستن برشانه زبان‌فارسي‌پشيمان‌كرد

بلاگر وبلاگ خوابگرد معتقد است، وبلاگ نويسي نماد روشن نفس كشيدن در عصر روشن است.

به گزارش خبرنگار سرويس “نگاهي به وبلاگ‌ها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) رضا شكراللهي در نخستين جشنواره سراسري دانشجويان وبلاگ نويس ايران درهمدان گفت: من زبان شناس نيستم، ولي به رغم دغدغه‌هايم به آن علاقمندم؛ سخنران نيستم، سالها كنج خانه نوشته‌ام و سخن نگار هستم تا يك سخنگو.

وي افزود: مي‌توانم پيرامون در خدمت و خيانت وبلاگستان در زبان فارسي سخن بگويم، اما به علت سوء تفاهم‌هايي كه پيرامون مطالب وبلاگم پيش آمده موضوع سخنانم را وبلاگستان فارسي انتخاب نموده‌ام.

رضا شكراللهي ادامه داد: وبلاگ يك پديده نوظهور است ولي هنوز درحد پديده است و از مرز آن عبور نكرده، از آن لحاظ كه تاثيرگذار است مورد توجه نيست به همان اندازه كه براي ديدن وبلاگ نويسي بايد منتظر آينده بود براي تاثير آن نيز بايد منتظر آينده نشست.

وي اظهار داشت: قوم ايراني اساس قوم شفاهي بوده و بزرگترين ضربه‌هاي فرهنگي و علمي را از اين خصلت داشته‌است، درتاريخ ما افراد تاثيرگذار محدود هستند، زيرا امكانات متني سرزمين ما كم بوده است؛ اما وبلاگ پايان مرزهاي محدود متن نگاري در ايران است.

بلاگر خوابگرد ادامه داد: درگذشته نوشتن در اختيار عامه جامعه نبود، اما امروز بلاگرها با هر زباني در جايگاه نويسندگي نشسته‌اند.

شكراللهي گفت: در پديده وبلاگ نويسي همه در مقام نويسندگي قرار گرفته‌اند، فضا به‌گونه‌اي است كه افراد و نويسندگان مشهور مي‌توانند با بلاگرهاي معمولي صحبت كنند.

وي با بيان اينكه امروز هر وبلاگ نويس متني را توليد مي‌كند كه قابل استناد، نقد و بايگاني شدن است؛اظهار داشت: در فرهنگ شفاهي همه‌چيز در زمان گم مي‌شد و چنانچه نوشته‌اي وجود نداشت، سر آن دعوا و نقدي نمي‌شد،در حالي كه وبلاگ براي اولين بارهمه چيز ثبت را كرد و اين به عنوان يك انقلاب متني در زبان فارسي است.

اين بلاگر تصريح كرد: مرز ميان زبان معيار و زبان جاري شفاهي درحال برداشته شدن است و اين اتفاق مانند سيلاب تندي است كه در رودخانه زبان فارسي به جريان درآمده است، وبلاگ‌نويسي پديده‌اي با شتابي فزاينده است و نويد سازمان‌هاي بزرگتري را مي‌دهد.

به گفته وي بزرگترين خدمت وبلاگستان به زبان فارسي قابل استناد، نقد و تامل شدن زبان فارسي است و مي‌توان خوشحال بود كه فرشته مرگ از نشستن برشانه زبان فارسي پشيمان شده‌است.

Advertisements

2 thoughts on ““نخستین جشنواره دانشجویان وبلاگ‌نویس ایران” در یک نگاه…

Comments are closed.