حالم در قوطی سیر می کند

سر ساعت داشتم از محل كار فرار مي كردم كه يك دفعه گفتند… يك مصاحبة ديگه داري!!!
حالا بدون اينكه از من بپرسن ؟! وقت داري يا نه؟
حالا خود مصاحبه گرفتن مشكلي نداره… پياده كردن مصاحبه است كه مكافاته… حالا من بهانه بيار كه روي چندتا موضوع دارم كار مي كنم … دوتا نوار مصاحبة ديگه هم دارم كه پياده نكردم … با كلي بهانه هاي ديگه … ولي باز انگار كه نه انگار!!!
بلاخره ما تسليم شديم، رفتيم تا يك مصاحبه بگيريم، نه حواسم بود كه مصاحبه با كيه؟ نه اينكه من ساعت پنج با يكي از دوستان قرار دارم … تازه مثل هميشه سوالات را ننوشته بودم (بر حسب عادت سوالات را هميطوري بر حسب زمان و مكان در مي يارم و مي پرسم!)
واكمن و نوار و برداشتم كه برم تازه يادم اومد كه با كي قراره صحبت كنم! عليرضا شيرازي مدير بلاگفا و پارسيك(اينم وبلاگ قبليم در بلاگفا)
تا به اون روز نه من نه خيلي (تقريبأ همة )دوستانم اونو نديده بوديم! حالا نمي دونم چرا… شايد دليلش خودش بوده يا اينكه ما خيلي پرت بو.ديم؟! ولي به هر حال شيرازي تمام معادلات ذهني من را در مورد خودش شكست، و يك فرد ديگه ايي در ذهنم به وجود آورد كه به غير از اون شيرازي قديمي بود!!!
صحبت هاي ما تقريبأ بيشتر حول و حوش وبلاگ ها م مخصوصأ بلاگفا مي گشت!؟
راستي كلي هم حالم توي قوطي شد! مصاحبة فتوبلاگرها را كه پنج شنبه پياده كردم حدودأ 15 يا 16 سربرگ بزرگ شد(يك چيزي توي مايه هاي يك كتاب قصة خفن) طوري كه وقتي به تايپيست دادم كلي كف كرد كه : بابا جون مگه كتاب قصه مي نويسي! نمي دونم خوبه يا بده ولي از ريزترين كلامات صحبت ها را از توي مصاحبة دوساعت و چهل و پنج دقيقه ايي كشيده بودم!!!
ولي مثل اينكه كلي از مصاحبه من را سردبير(جديدي) پاك كرد… كه با اين كارش يك سطل گل(توجه آب يخ نه گل) ريخت روي ما و رفت؟ البته ايشون فرمودند كه زياد حذف نكردم ولي به هر حال؟ ما كه كارمون را كرديم … البته يكمي حق را به سردبير مي دم به خاطر اينكه تنظيم كل خبر(يعني اون كتاب قصه)توي يك مدت كم يعني فلاكت و …
حالا بعد از كلي كار با اون خستگي اومديم خونه فهميدم كه قرار دارم!؟ منم رفتم بيرون كه ديگه اگر اون بنده خدا زنگ زد شرمنده نباشم… ولي به هر حال امروز خيلي خسته كننده بود ولي در آخر خوشگذشت مخصوصأ با آدم خوش صحبتي مثل شيرازي كه آشنا شدم.
پ.ن: دارم به يك نتيجه ميرسم كه بازم درس رو ول كنم برم سراغ يك چيزي مثل برنامه نويسي، هم زودتر به نتيجه مي رسم هم … آره ديگه

[لينك مطلب] [ دريافت فايل متن خبر ] [ دريافت فايل XML ] در
ميزگرد ايسنا مطرح شد؛
فرق عمده‌ي وبلاگ و فتوبلاگ
انتقاد به سري‌سازي وبلاگها
انبوه سازي و افت كيفيت و…

خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران
سرويس: نگاهي به وبلاگ‌ها

گسترش رويكرد بلاگرها به ايجاد فتوبلاگ باعث شده‌است كه امروزه اين مقوله به‌يكي از دل‌مشغولي‌هاي دست‌اندركاران وبلاگ‌نويسي تبديل شود،اين امر خبرنگار سرويس “نگاهي به وبلاگها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) را بر آن داشت تا با دعوت از جمعي از فتوبلاگرهاي مطرح در نشستي دوستانه كه در محل اين خبرگزاري برگزار شد، ضمن طرح ديدگاهها و نقطه‌نظرات اين افراد در زمينه‌ي پديده‌ي فتوبلاگ در ايران به آسيب‌شناسي آن نيز بپردازد،لازم به ذكر است كه مجيد محرابي ، آرش عاشوري‌نيا ، محمد خيرخواه ،

يلدامعيري ، مهران افشار نادري و سامان اقوامي در اين نشست حضور داشتند.

به گزارش سرويس “نگاهي به وبلاگها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) مجيد محرابي كه شايد به عنوان اولين فتوبلاگر ايران شناخته شود در تعريف فتوبلاگ گفت: جا و مكاني كه فقط به مقوله‌ي عكس پرداخته شود و در آن از نوشته استفاده شود. حتي تركيبي از اين دو يعني عكس و نوشته به صورت داستان و يا شعر نيز فتوبلاگ گفته نمي‌شود.

يلدا معيري، عكاس مستند اجتماعي

در ادامه صحبتهاي وي يلدا معيري، عكاس مستند اجتماعي كه وبلاگ عكاسي دارد نيز اظهار داشت: متوجه فرق بين فتوبلاگ عكاسي و وبلاگ عكاسي نمي‌شوم؛ متاسفانه در ايران باب شده است كه صفحه‌اي كه شامل يك عكس و يك خط نوشته شود را فتوبلاگ گويند، ولي وبلاگ عكاسي جايي است كه در آن مطالبي اعم از شعر، داستان و… نوشته مي‌شود.

آرش عاشوري‌نيا، فتوبلاگري كه توانست جايزه‌ي نخست (Photobloggeies) خاورميانه و آفريقا را كسب كند

آرش عاشوري‌نيا، فتوبلاگري كه توانست جايزه‌ي نخست (Photobloggeies) خاورميانه و آفريقا را كسب كند نيز در تعريف فتوبلاگ افود: فرق عمده‌ي وبلاگ و فتوبلاگ در عكس آن است،باوجود اينكه وبلاگ نيز مي‌تواند شامل عكس باشد‌، ولي مساله اصلي در وبلاگ نوشته است و اين در حالي‌است كه در فتوبلاگ عكس.

وي همچنين برخورداري آرشيوي از عكسها در فتوبلاگ را از ديگر وجوه مميزه‌ي اين دو برشمرد.

سامان اقوامي، عكاس ايسنا

سامان اقوامي، عكاس ايسنا نيز در ادامه در تعريف فتوبلاگ تصريح كرد:نمايشگاهي دائمي كه هر روز در آن عكاس، از روزنه‌ي ديد خود عكس مي‌گيرد.

محمد خيرخواه و…

محمد خيرخواه،ديگر فتوبلاگ اين نشست نيز در ادامه با اشاره به اينكه وبلاگ مي‌تواند توامان از نوشته و عكس برخوردار باشد ولي در فتوبلاگ، يك عكس موضوع اصلي است،گفت:البته نوشته‌اي كوچك كه به آن اضافه مي‌شود تنها براي اين است كه مفهوم عكس نمايان‌تر شود و ذهنيت عكاس بيشتر به مخاطب شناسانده‌شود

مهران افشار نادري

مهران افشار نادري ديگر عكاس و فتوبلاگر اين جمع نيز در تعريف خود از فتوبلاگ گفت: به وبلاگي گفته مي‌شود كه در هر پست آن يك عكس وجود داشته باشد و در فواصل زماني مشخص به روز شود.

وي در ادامه تاكيد كرد كه در فتوبلاگ الزامي در كيفيت بالاي عكسها احساس نمي‌شود و در كل مي‌توان آن را به‌عنوان چكنويس كاري عكاس‌ ارزيابي كرد.

خبرنگار سرويس “نگاهي به وبلاگها”ي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در ادامه به بررسي نقاط ضعف و قوت هركدام از فتوبلاگها پرداخت، مجيد محرابي در پاسخ به اين پرسش كه “چرا فتوبلاگش دير به دير به‌روز مي‌شود،”گفت: با اين نظر مخالفم، زيرا به طور متوسط در هفته دوبار فتوبلاگم را به روز مي‌كنم.

آرش عاشوري‌نيا و بارگزاري طولاني مدت

همچنين به زعم آرش عاشوري‌نيا بارگزاري طولاني مدت در ايران باعث شده كه وي بر روي برخي پستهايش به نسبت بيشتري مانور دهد.و همين امر باعث شده كه عكس‌هايش را در چند پست متوالي تكرار كند.

يلدا معيري نيز در پاسخ به اين پرسش كه چرا فتوبلاگش بيشتر شبيه به وبلاگ است،گفت: عكاسي همراه با نوشتن را دوست دارم، علاقه‌ي زيادي دارم كه هر دو مورد با هم باشد، حتي در بعضي از پست‌ها نيز به مقوله‌ي داستان پرداخته شده است.

وي ابراز تاسف كرد از اينكه در اين اواخر نوشتن بيشتر جاي خود را به عكاسي داده است.

معيري اظهار داشت كه هدف ديگرش از اين كار شكستن نرم‌هاي معمول و مبارزه با كليشه‌سازي بوده است.وي در ادامه فتوبلاگ مهدي قاسمي و يلدا معيري را اولين وبلاگ زوج‌هاي ايراني خواند.

سامان اقوامي نيز در پاسخ به سئوالي در خصوص فرم وبلاگي بودن فتوبلاگش گفت: در آينده‌ي نزديك فرم وبلاگي تغيير خواهد كرد و شبيه به فتوبلاگ خواهد شد.

محمد خيرخواه نيز در پاسخ به اينكه چرا از سرويسهاي ارائه دهنده‌ي فتوبلاگ مانند عكاسي دات كام استفاده مي‌كند و وب سايت شخصي مستقلي ندارد، گفت: دلايل زيادي همچون،برخي دلايل كاري يا سياست كاري‌ها وجو دارد،ولي يكي از عمده دلايلم اشتهار سايت عكاسي بوده‌است.

عاشوري‌نيا؛لزوما دومين مستقل اعتبار كاري خاصي را براي عكاس نمي‌آورد

عاشوري‌نيا نيز در ادامه‌ي صحبت وي گفت: لزوما دومين مستقل اعتبار كاري خاصي را براي عكاس نمي‌آورد و دليل خاصي نيز نمي‌توان براي آن داشت در ضمن مسوول سايت‌ عكاسي، نيك‌نژاد كار خوبي را در پيش گرفته بود.

وي در ادامه از جمله محاسن وبلاگ يا فتوبلاگ داشتن در يك سايت را عدم احتياج بلاگر آن براي برخي پي‌گيريهاي حقوقي آن برشمرد.

انتقاد معيري به سري‌سازي وبلاگهاي برخي سايت‌هاي عكاسي

اما به عقيده‌ي معيري سري‌سازي وبلاگهاي عكاسي دات كام باعث شده كه وبلاگها و يا حتي فتوبلاگهاي عكاسي دات كام بسيار از لحاظ ساختار شبيه هم شوند كه اين باعث شده برخي مشكلات ايجاد شود اشكال شده است.

محمد خيرخواهد دليل ديگر افت اين كار را غيرمتخصص بودن بعضي افراد دانست.

اما آرش عاشوري‌نيا با اشكال نداشتن ايجاد انبوه وبلاگهاي عكاسي و فتوبلاگ گفت: اشكال عمده‌ي بعد از سري‌سازي وبلاگهاي عكاسي دات كام اين است كه هيچكس اجازه‌ي دستكاري در صفحه آرايي و برخي ديگر از امكانات اين سايت را ندارد و اين كار تنها مختص مدير سايت است.

معيري در ادامه انبوه‌سازي در تعداد وبلاگها را از جمله عوامل افت كيفيت آنها دانست.

محمد خيرخواه و آرش عاشوري‌نيا نيز در ادامه گفتند:با وجود حجم وسيع وبلاگ و يا حتي فتوبلاگ‌ها تنها عده‌اي بسيار كم هستند كه مورد استقبال كاربران قرار مي‌گيرند.

مهران افشار نادري نيز در اين مورد افزود: متاسفانه هر فرد با قرار دادن عكسهايش در فتوبلاگ فكر مي‌كند كه عكاس شده است، پس نياز به سايت‌هاي معتبري مانند كارگاه و فانوس فتو است كه عكاسان قرار گرفتن عكسهايشان در آن سايت را ملاك خوب بودن عكسهايشان بدانند.

يلدا معيري با اشاره به اين صبحت‌ها گفت: اين موارد در كوتاه مدت بسيار خوب است ولي در بلند مدت ضربه‌هايي به عكاسان و عكاسي وارد خواهد شد.

محمد خيرخواه نيز با اشاره به كاربران ادامه داد: خوشبختانه كاربران و مراجعه كنندگان بي‌تخصص نيستند و اين مسائل را به خوبي درك مي‌كنند، يعني عكس خوب را كاملا از عكس بي‌مصرف تشخيص مي‌دهند و اين مورد را به كرات شاهد آن بوده‌ام.

يلدا معيري در ادامه با اشاره به اينكه متاسفانه عكاسان و يا فتوبلاگرها كاري مخصوص وبلاگ و يا فتوبلاگ خود را ارائه نمي‌كنند، بطور مثال كسي كه براي پوشش خبري جايي رفته است عكسهايي كه تقريبا غير رسمي و غير قابل استفاده در رسانه‌ها مي‌باشند را در فتوبلاگ خود قرار مي‌دهند.

وي با اشاره به اينكه آرش عاشوري‌نيا و مجيد محرابي از اين قاعده مستنثي هستند و در مواردي براي تهيه‌ي عكس براي فتوبلاگهاي خود سفرهاي طولاني نيز رفته‌اند ادامه داد: كه اين كار توهيني است به بازديدكنندگان.

خيرخواه علت اين كار را نداشتن وقت كافي دانست بطوريكه حتي در بسياري از موارد به علت كمي وقت زندگي روزانه نيز مختل مي‌شود، پس به همين موضوع بسنده مي‌كنم كه در جايي كه عكاسي مي‌كنم، عكسهاي جالب را براي فتوبلاگم كنار بگذارم، البته اين نكته را نيز بايد اشاره كنم كه در مواردي نيز پيش آمده است كه فقط به نيت فتوبلاگ عكاسي كرده باشم.

عاشوري‌نيا با اشاره به اينكه در هفته‌ي آتي، كردستان مي‌روم تا براي فتوبلاگم عكاسي كرده باشم. وي با اشاره به مواردي مثل عكاسي از بم كه با مهران افشار‌نادري فقط به قصد تهيه‌ي عكس براي فتوبلاگ سفر كرده‌اند پرداخت.

عاشوري‌نيا ادامه داد: دليل موفقيت و مورد قبول شدن عكسهاي خود را عكاسي طبق حال و هوايي كه جامعه و بازديدكنندگان به آن نياز دارند مي‌داند.

عاشوري‌نيا كه شايد به عنوان اولين فتوبلاگر ايراني باشد كه از راه بازديدكنندگان فتوبلاگ خود درآمد دارد، گفت: مشكل در وبلاگهاي فارسي اين است كه تبليغات آنلاين فارسي نداريم.

خيرخواه در ادامه صحبت‌ها با اشاره به اينكه عكاسي دغدغه‌ي اصلي اوست،گفت: كار سياسي كردن عكاسها به اين منظور نيست كه با جايي مشكل داريم و با شخصي و يا گروه خاصي تضاد داريم، بلكه ما عكاسها، چشم مردم هستيم در جاهاييكه مردم حضور كمرنگ‌تري دارند، پس ما مسئول هستيم كه در اين مكانهاي خاص كه مردم حضور ندارند، عكس بگيريم و منتشر كنيم تا مردم از اين مكانها نيز اطلاع دقيق‌تري داشته باشند.

عاشوري‌نيا نيز با اشاره به اولين تجارب خود در زمينه‌ي عكاسي گفت: اولين بار براي شروع كار خود از جشنواره‌هاي فيلم شروع كردم، عكسهايي از سوپر استارهاي سينما كه بسيار ديدني و شايد نديدني بود. ولي به دلايلي از انتشار اين عكسها خودداري كردم.

مجيد محرابي انتشار عكسهايي كه در زمان و مكان خاصي، را حق مسلم عكاس دانست و از ديدگاه خودم اگر در محيط عمومي عكس خاصي گرفته باشم، آن را به نمايش مي‌گذارم.

يلدا معيري نيز ادامه داد: همه‌ي افراد در حركات و رفتارشان حركات زشتي را دارند و انتشار اين عكسها به هيچ عنوان كار درستي نيست.

محمد خيرخواه در اين زمينه ادامه داد: البته اگر مكان مهمي شخص خلاف عرف معمول رفتار كند بايد اين مقوله را انتشار داد و براي عموم تشريح كرد، زيرا عكاس چشم مردم است.

عاشوري‌نيا نيز در اين مورد افزود: شايد در جلسه و يا ارگان خاصي، افراد مشهور و مهمي حضور داشته باشند و عكسهايي كار شود كه فرد مورد نظر را در بدترين شرايط ممكن نشان دهد ولي ارزش آن نيست مهم اين است كه بهترين عكس را بگيريم.

وي ادامه داد: چون ما زياد عكاسي مي‌كنيم، عكسهايي خوب و بد از افراد مختلف زياد داريم ولي انتشار عكسها بستگي به حسي دارد كه نسبت به آدم مورد نظر داريم ممكن است عكس فردي كه بسيار مورد علاقه‌ي ماست را منتشر نكنيم و يا كمي محافظه كارانه براي انتشار آن عمل كنيم.

محمد خيرخواه نيز ادامه داد كه عكاسها معمولا، محافظه كاران را بيشتر نشانه مي‌گيرند ولي كساني كه همفكر و يا ذهنيت نزديك به عكاسان را دارد كمي در انتشار عكسهاي آنها مراعات مي‌كنيم.

وي ادامه داد: البته بعضي اوقات موزيانه عكس گرفتن براي از بين نرفتن حالت طرف ضروري است.

فتوبلاگر كسوف، آرش عاشوري‌نيا در رابطه با عكسهاي «پاپاراتزي»، گفت: عكاسان حرفه‌اي كاملا مخالف اينگونه عكسها هستند، ‌عكاسان حرفه‌اي نحوه‌ي ارائه‌ يا استفاده‌ي مخفيانه از عكسها را نمي‌پسندند.

عكاسان براي عكس گرفتن در مكانهاي عمومي دو حالت دارند؛ دسته‌ي اول عكاسان حرفه‌اي كه دوربين‌هاي بزرگ خود را در مي‌آوردند و با اعتماد به نفس بالا عكس مورد نظر را مي‌گيرند، مردم نيز با اعتماد كردن به عكاس اجازه‌ي اين كار را به عكاس مي‌دهند، اين نوع عكاسان به هيچ وجه فكر سوء استفاده از سوژه‌ي مورد نظر را ندارند و با رفتار خود اعتماد مردم را به دست مي‌آورند.

دسته‌ي دوم عكاسان آماتوري هستند كه سوژه‌ي مورد نظر را پيدا كرده ولي نمي‌دانند براي چه عكاسي مي‌كنند، پس وقتي عكاسان آماتور و يا حتي بعضي اوقات حرفه‌اي‌ها نمي‌دانند براي چه عكاسي مي‌كنند، سوژه‌ي مورد نظر نيز شك كرده و به مقابله با عكاس مي‌پردازد.

وي در مورد سوژه‌هاي عكاسي ادامه داد: هر چقدر عكاس با سوژه‌اش راحت‌تر كنار بيايد، عكس جالب‌تر و دل‌نشين‌تر مي‌شود، يك عكس اهميت فوق‌العاده‌اي ندارد كه سوژه را با عكاس درگير كند.

وي با اشاره به فتوبلاگ احسان توكلي و تقدير از اين عكاس گفت: اين شخص نمونه‌ي بارزي از يك عكاس است كه با توجه به عكسهايي كه از خيابانهاي تهران و خانه‌ها مي‌گيرد به هيچ عنوان حس مبتذل را ايجاد نمي‌كند.

يلدا معيري نيز در اين زمينه افزود: متاسفانه شهروندان ايراني بسيار محافظه‌كار هستند بطوريكه وقتي از يك خانم عكاسي مي‌كنيم، با واكنش‌هاي بسيار شديد روبرو مي‌شويم. متاسفانه در جامعه‌ي ما موانعي وجود دارد كه از عكاسي آزاد عكاسان كاسته است.

مجيد محرابي، فتوبلاگ روتوش باشي، گفت: با توجه به اينكه در مكانهاي عمومي حق عكاسي و انتشار عكس را داريم ولي اگر فرد مورد نظر با ملايمت اعلام نارضايتي نسبت به عكس مورد نظر بكند، مطمئنا آن عكس را حذف مي‌كنيم.

محمد خيرخواه نيز با اشاره به ميليونها خط قرمز براي عكاسي گفت: ما كار حرفه‌اي مي‌كنيم، بين ما و ذهنيت‌هاي ديگر فرق عمده وجود دارد، عكاسان حرفه‌اي ذهنيت مشخصي دارند.

فتوبلاگرها در پايان به عدم حمايت حقوقي از عكاسان در ايران اشاره كردند.

مجيد محرابي فتوبلاگر روتوش باشي و آرش عاشوري‌نيا فتوبلاگر كسوف از فتوبلاگرهاي ايراني هستند كه ، فتوبلاگ آنها از طريق بعضي از «ISPها» مسدود شده است و اميدوارند كه از طريق اطلاع‌رساني گسترده، از اعمال فيلترينگ روي فتوبلاگها جلويگري شود.

انتهاي پيام

Advertisements

4 thoughts on “حالم در قوطی سیر می کند

  1. بابا عليرضا شيرازي
    راستي با اين قسمت اخر حرفت مخالفم هااااااااااا
    درس و ول كنم يعني چي؟؟؟؟؟؟

  2. آقا من که هنوز خیلی دورم و دستم از دنیا کوتاهه!
    یه جاهایی حرفایی که خودم زدم رو یه جوری پیاده کردی که خودم سر در نیاوردم! 😉
    اما یه اشکال عمده ؟ سایت تهران 24(نه فتوبلاگ- و ساسان توکلی نه احسان توکلی….)

    اما مهمتر!
    خسته نباشی!
    آرش
    (خط مقدم! ایران -عراق)

Comments are closed.